دیر می‌شود

دسته‌بندی: شعرنو
تاریخ انتشار: ۱۴۰۳ خرداد ۱۵, سه‌شنبه ساعت ۷:۲۲۰ رأیبدون امتیاز
دیر می‌شود

تا به خود آیی زود دیر می‌شود عاشق بی‌تاب زودپیر می‌شود غزل خوانی و آرزوی رسید بهار چنان مست می‌کند خزان می‌شود تب و تاب قلب و برق دیده گان به یک پلک زدن یادگار می‌شود رقص قلم و ترانه و می...


تا به خود آیی زود دیر می‌شود
عاشق بی‌تاب زودپیر می‌شود
غزل خوانی و آرزوی رسید بهار
چنان مست می‌کند خزان می‌شود
تب و تاب قلب و برق دیده گان
به یک پلک زدن یادگار می‌شود
رقص قلم و ترانه و می ناب
عجب در برت بی بها می‌شود
به تنهایی و اشک بر تصویر او
چو دیوار خشت آوار می‌شود
چه باشد چه نه بعد از آن یادگار
چو مفتون در دلت همنوا می‌شود

مفتون
اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...