دیدگاه

دسته‌بندی: شعرنو
تاریخ انتشار: ۱۴۰۳ خرداد ۱۶, چهارشنبه ساعت ۰:۰۳۰ رأیبدون امتیاز
دیدگاه

این زمان که اراده‌ی سوسوی مکرر یک شبتاب در کار آبستن ستون‌های بیشتر برای نیافتادن آسمان‌هاست عبور از چه اندازه میلاد خشک جاده‌های تاریکی برای رسیدن من به تو در انقیاد بلور و علف کافی‌ست؟ ضمیر...

این زمان
که اراده‌ی سوسوی مکرر یک شبتاب
در کار آبستن ستون‌های بیشتر
برای نیافتادن آسمان‌هاست
عبور از چه اندازه میلاد خشک جاده‌های تاریکی
برای رسیدن من به تو
در انقیاد بلور و علف کافی‌ست؟

ضمیر ناآگاه خود را
بر ساعت بنفشه‌ها کوک کردن،
و در خیزاب رویا
ارغوان تو را نوشیدن
تا فرارسیدن مرگی
که ما می‌خوانیمش:
عریانی از جنبندگی تن.
و تو می‌گویی:
مرمّت حجاب جان.


آه
آبی‌ترین چشم‌ها نیز
زیر برگ‌های ستارگان
پلک فرومی‌بندند.


حسین صداقتی
(بهشهر) 7 دی‌ماه 1402
اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...