کِشمکش میان تمنایِ من
و بی میلی استخوان هایم،
برای باورِ بودنِ تو
پوستم را کنده است؛
اگر چه حقیقت همیشه زورش بیشتر از رویاهای من بود؛
اما من تمام زورم را میزنم تا دستهایم کمی بیشتر کشیده شود .
برای در آغوش کشیدن خودم.

کِشمکش میان تمنایِ من و بی میلی استخوان هایم، برای باورِ بودنِ تو پوستم را کنده است؛ اگر چه حقیقت همیشه زورش بیشتر از رویاهای من بود؛ اما من تمام زورم را میزنم تا دستهایم کمی بیشتر کشیده...
بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک میکند.
در حال بررسی رأی شما...