مشعر دارالسلام

دسته‌بندی: شعرنو
تاریخ انتشار: ۱۴۰۳ خرداد ۲۱, دوشنبه ساعت ۹:۳۹۰ رأیبدون امتیاز
مشعر دارالسلام

پس کی روایت می کنی شعر شبابت را کی میچشم لبخند لبهای ربابت را وقتی که موج گیسویت ساحل ندارد غرقم میان موج ها هر پیچ و تابت را شب در کنار موج های قد بلندت میخوانم از لالای شب رمز ‌کتابت را از من نمی...

پس کی روایت می کنی شعر شبابت را
کی میچشم لبخند لبهای ربابت را

وقتی که موج گیسویت ساحل ندارد
غرقم میان موج ها هر پیچ و تابت را

شب در کنار موج های قد بلندت
میخوانم از لالای شب رمز ‌کتابت را

از من نمی پرسی چرا در ربناهایم
دائم لبم تسبیح گوید ماهتابت را

ماییم و یک دل با سر پر شور عاشق
گل می زند در سینه ها رنگ خزابت را

بر سینه گاه سنگیی غار حرا حک کرد

اِقرا به رَبِک روح آیت های بابت را


در مشعر دارالسلامت قرب بر پاست
در معبر ،مروه صفا دیدم سرابت را


هر روز میگردم به دور چار رکن قبله گاهت
می جویم از رکن یمانی آفتابت را

محمد توکلی
این غزل ادیت و باز نویسی شده

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...