کاریکلماتور های داغِ داغ از سرکار خانم نائله یوسفی را در ادامه بخوانید و لذت ببرید. در ضمن برای دوستانتان هم ارسال کنید :
- کوه ها پشت هم در می آیند، آدم ها جلوی هم!
- آدم عصا قورت داده سخنش می لنگد.
- شاه ماهی، مارماهی از آب در آمد.
- تار مویت مرا به جاهای باریک می کشاند!
- گردش خونم به گردش مالی بستگی دارد.
- از وقتی ایزوگام کرده ام زبانم نم پس نمی دهد!
- نور زیر سایه کسی نیست.
- زنبورها سر گل ها شیره می مالند.
- سایه ام با من زاویه دارد!
- به هر دری زدم موریانه داشت.
- دل پر خونم را به اهدای خون بردم.
- به رنگینکمان تکیه دادم رنگی شدم.
- کبوترها پای کارشان مهر می گذارند!
- چون تا نوک بینی اش را می دید دماغش را عمل کرد!
- به علت چرای بی رویه ی دام ها شخصیت خاکی ام فرسوده شده است.
- از انسانیت برای رسیدن به خواسته های غیرانسانی استفاده می شود.
- عنکبوت به همه نخ می دهد.
- گلوله برف برای چاق شدن ورزش می کند!
- مار با طناب خودش توی چاه می رود!
- تنها بیلی که قشر کارگر نیست بیل گیتس است.
- مار یک روده راست در شکم ندارد.
- داس فقط با شکم خالی کار می کند!
- زیر سر کوه هیچوقت بلند نمی شود!
- مطالب زرد عقل آدم را قهوه ای می کند!
- تنها خری که بار نمی کشد خرپول است.
شماره ی کاریکلماتور مورد علاقه ی خود را از بین ۲۵ کاریکلماتور فوق انتخاب کرده و در قسمت نظرات زیر همین مطلب بنویسید.
کاریکلماتور های داغ از بقیه نویسنده ها را در این لینک بخوانید.
کاریکلماتور چیست؟
کاریکلماتور (آمیختهٔ کاریکاتور و کلمات) نامی است که احمد شاملو در ۲۱ خرداد ۱۳۴۶ بر نوشتههای پرویز شاپور گذاشت. این واژه حاصل پیوند دو واژۀ «کاریکاتور» و «کلمه» است. از منظر شاملو، نوشتههای شاپور کاریکاتورهایی است که با کلمه بیان شدهاند.
