مجموعه اشعار زیبا و جذاب در وصف خانواده
نشسته ام تنها، کنار قاب عکست
دلخوش به یادت، به خندههای نازت
کجایی مادرم؟ چرا نمیبینم؟
ببین که در غمِ تو، زار و غمگینم
همیشه بودی تو، پناه روز سختی
بجز نگاه تو، کسی نبود بختی
چه روزهایی که، کنار تو گذشتم
چه قصههایی که، ز عشق تو نوشتم
حالا که رفتی و، دلم اسیر درده
تموم دنیامو، نبودنت گرفته
صدای خندههات، هنوز تو گوشمه
ولی غمت ببین، نشسته تو ششمه
زمان گذشته و، ولی تو در دلی
برای من هنوز، عزیز و کاملی
حالا مونده، عکسات با یه لبخند
شدی فرشتهای، نشسته در بلند
شاعر محمد عرفان

شعر احساسی برای پسرم
کلماتم را
در دهان میچرخانم،
شبیه سنگهایی
که جرأت پرتاب شدن ندارند.
چگونه بگویم، پسرم؟
که امروز باز
دستانم خالیتر از دیروز است،
و آرزوهایت
در ته جیبهای پارهام
مدفون شدهاند.
دیروز
وقتی نگاهت
بر کفشهای کهنهات لغزید،
زمین زیر پاهایم
ترک برداشت.
و امشب
در سکوت تو
آوار شدم.
من،
مردی که گمان میکرد
کوهی است،
حالا سایهای شدهام
که از نور میگریزد.
بگو، پسرم،
چگونه بار نگاهت را
بر شانههای خستهام تحمل کنم؟
وقتی دستانم،
که روزگاری پرغرور بودند،
حالا
چیزی جز شرمندگی نمیسازند.
آیا روزی
این چرخ شکسته میچرخد؟
آیا روزی
خورشید
بر سفره خالی ما
خواهد تابید؟
و تو،
پسرم،
آیا مرا
با این دستان تهی،
باز هم
پدر خواهی خواند؟
شاعر کیانوش احمدپور

شعر رمانتیک برای مادربزرگم
یلدای این خونه
یسنای این خونه
گلهای زیبای
باغچه ی خونه
عکس باباجون
رو طاقچه ی خونه
خونه ی مادربزرگ
خونه ی مادر بزرگه
هزارتا قصه داره
خونه ی مادر بزرگه
شادی و غصه داره
برای من که بودم
از بچگی تا امروز
کنار این درخت و
کنار این بوته گل
همش شده خاطره
همش شده یه افسوس
توپ بازی توی کوچه
با بچه های محل
آب بازی توی حیاط
تو ظهرهای تابستون
کنار حوض کاشی
عصرانه و چای شیرین
با نون لواشی
خونه ی مادربزرگه
هزارتا خنده داره
هزارتا گریه داره
یادم میوفته اون روزا
چه حال خوبی داشتیم
با دوستامون توی پارک
سر نوبت تاب
چه دعواهایی داشتیم
دوچرخه بازیامون
شور و شوق و سروصدامون
مدرسه رفتنامون
دوستیا و رفاقتامون
قهر و آشتیامون
یادش بخیر اون روزا
یادش بخیر اون آدما
خونه ی مادربزرگه
هزارتا شادی داره
هزار تا غصه داره.
.
محمد هرمزی
خونه مادربزرگه
دفتر شعر زندگی یک خیال کوتاه


شعر عاشقانه در مورد مادرم
مادر بشوم من به فدای قدمت
مرهمی بر خستگی و روح وتنت
بشوم عطرخوشی بر پیراهن تو
یاکه لبخند خوشی بررخ وگونه تو
اخرنمیدانم تو خلقی یافرشته
گوییند زیر پای تو بهششته
زمان خنده ات دنیا دربرم بود
ولی در غمت درون سینه ام نابود
خداوندا مرا کن تو فراموش
فقط مادرم را همواره در اغوش
شاعر داودچراغعلی

شعر کوتاه درباره مادر
اگر آن مهربان مادر بخواهد
همان که همچو خورشیدی بماند
کنم جان را فدای یک نگاهش
که بی او خوش دلی در دل نباشد
شاعر نیما فیروزمند

شعر رمانتیک و خاص برای مادرم
زیر باران
قطرههای اشک آسمان
دانه دانه با ترانه
روی پشت بام
خانه ها چکیده بود
چکمه پوش عاشقی
چتر وا کرده
میزندقدم به کوچهها
با هوای زیرچترحال کرده بود
گوشهای دگر
پرنده چتر کرده بال روی جوجهها
خود گذشتگی فکنده درهوا
جوجههای کنج آشیان
زیربال مهرمادری
خواب رفته اند
چکمه پوش چترمیکند رها
میکند نظر به چتر جوجهها
قطرهای ز چتر بال
میچکدبه روی او
قطره بوی مهر
میپراکند به بوی برگ بو
رعشه شد زبان پیکرش
طعم جاودانگی نشسته روی هیکلش
طعم قطره پیشتر چشیده بود
چادری به کودکی زیر ابر
مادرش سرش کشیده بود
ابراهیم خلیلیان

شعر عاشقانه برای عشقم
دوستت دارم هزاران بار ، گاهی بیش تر
هر که عاشق تر شود باید شود دل ریش تر
عقل و دین و دل گرفتی، دلبرا گشتم نبود
تاجری در هر دو عالم این چنین درویش تر
بس که زیبایی ، تمام عاقلان رد داده اند
زاهدان را کرده ای مجنون و پر تشویش تر
شاه بودم ، انقلابی در درونم کرده ای
شاه عاشق می شود وقت مدارا کیش تر
ما که دندان طمع از مهرتان را کنده ایم
گرگ بی دندان ، میان گله باشد میش تر
خشمگین بر هر که گشتی خانه اش ویران شده
مهربانا باش گاهی مصلحت اندیش تر
ما ز خویشان چشم یاری داشتیم و دیده ایم
هر که با نیشش نوازد روح ما را خویش تر
کشتی سوراخ و دریاهای وحشی پیش رو
ناخدا باید مصمم تر شوی از پیش تر
دوستت دارم هزاران.... تو بگو من بیش تر
حضرت عشقم، بزن بر قلب سنگم نیشتر
شاعر محمد ایوبی نیا

شعر احساسی در مورد دخترم
دخترم،
ای آفتاب صبحگاهی
چشمانت،
دنیای بیپایان
هر نگاهت،
قصهای از عشق
که در دل شب، ستاره میسازد.
با تو، زندگی رنگ میگیرد
دستانت،
جادوی نوازش
خندهات،
صدای خوشبختی
که در گوش زمان، طنینانداز است.
تو، گل سرخی در باغ خیال
پرندهای آزاد در آسمان
با تو،
دنیا زیباتر میشود
و هر روز،
آغاز یک سفراست.
دخترم،
ای خواب شیرین
در دلم، پرچم امید برافراشتهای
با تو، هر لحظه یک شعر است
که در دل زندگی، جاودانه میماند.
شاعر محمدرضا امیرخانی

