جناب آقای اصغر رضایی کاریکلماتور های زیر را برای شیرین طنز ارسال کرده اند که در ادامه می خوانید :
- حاشا تنها دیواری است که میتوان با نان های آجر کرده ساخت!
- تقویم برای تمام شدن سال، روز شماری میکند!
- تنها چیزی که این روزها از کودکی داریم، بازی دادن هم است.
- بهترین دار جهان، سر زبان دار است!
- دل ماهی تُنگ، لبریز رسیدن به دریاست!
- تنها چیزی که با آمدنت و رفتنت نمیآید، خواب است.
- قلبم پرندهای است، که با بال های نگاه تو پرواز میکند.
- تا به چشمت نیایم، پلک نمیزنم!
- آسمان برای در آغوش گرفتن ماه، روسری ستارهدارش را سر میکند!
- هنگام نوشتن باران، دفترم غرق شکوفه های بهاری میشود.
- برای اینکه از کسی رو دست نخورم، به همه پشت پا میزنم!
- وقتی از چشمهایم دور میشوی، باقیمانده نگاهم بدون مصرف باقی میماند!
- عاشق باغبانی هستم که لبخندش همزمان با گلها شکوفه میکند!
- خورشید هر صبح پنجره اتاقش را رو به زمین باز میکند.
نظرات خود را درباره ی کاریکلماتور های بالا در زیر همین مطلب بنویسید.
