هنرمندانی که عطای دریافت مجوز را به لقایش می‌بخشند

دسته‌بندی: گوناگون
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵ مرداد ۲۰, سه‌شنبه ساعت ۹:۴۶۰ رأیبدون امتیاز
هنرمندانی که عطای دریافت مجوز را به لقایش می‌بخشند

بابک رضایی گفت: موضوع دریافت مجوز بیش از آنکه یک موضوع فرهنگی هنری باشد، با سویه نگرش‌های سیاسی همراه شود.

فرآیند و روند اخذ مجوز برای آثار موسیقی چه برای انتشار آلبوم‌ها و چه برگزاری اجراهای صحنه‌ای و کنسرت‌ها مدت‌هاست که مورد انتقاد بخش بزرگی از هنرمندان است. اگرچه فعالیت‌های موسیقی در دوره‌های مختلف با رویکردهای متفاوت روبه‌رو بوده، اما ناگزیر با مناقشات فراوانی همراه بوده و فراز و نشیب‌های زیادی را طی کرده است؛ هنرمندان در روند اخذ مجوز در سال‌های متمادی با مسائل مختلفی روبه‌رو بوده‌اند.

به گزارش اعتماد، از برخوردهای سلیقه‌ای گرفته تا دخالت عوامل غیرهنری؛ حتی خیلی وقت‌ها برنامه‌هایی که مجوز وزارت ارشاد را گرفته بودند، با دخالت نهادهای غیرمرتبط با هنر، به اجرا نرسیدند یا مجوزشان لغو شد؛ فارغ از ماهیت این عوامل، نتیجه محتوم یک چیز است؛ بی‌اعتمادی و بدبینی هنرمندان. این موضوع تا آنجا پیش رفت که حالا دیگر بسیاری از هنرمندان عطای دریافت مجوز را به لقای آن بخشیده‌اند و ترجیح می‌دهند آثارشان را در پلتفرم‌های مختلف و بی‌اعتنا به اخذ مجوز و ساختار رسمی و دولتی ارایه کنند.

طبعا طرح این موضوع با مقام مستقیم دولتی در حوزه موسیقی و شنیدن روایت او، دست‌کم این فرصت را به دست می‌دهد که بخشی از پرسش‌های این صنف هنری و نیز افکار عمومی را با او در میان بگذاریم و روایتش را از ماجرا بشنویم. این بود که سراغ بابک رضایی، مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد رفتیم و در این باره با او گفت‌وگو کردیم. 

بسیاری از منتقدان معتقدند صدور مجوز آثار موسیقایی بیش از آنکه تابع ملاک‌های هنری و فرهنگی باشد، متاثر از ملاحظات سیاسی است. چه پاسخی به این انتقادها دارید؟ 

موضوع دریافت مجوز در سال‌های اخیر تا حد زیادی با نگرش‌های سیاسی مواجه شده است. این نگاه، آگاهانه یا ناآگاهانه، بخشی از جامعه هنری را هم با خود همراه کرده و باعث شده مساله مجوز، بیش از آنکه یک موضوع فرهنگی هنری باشد، با سویه نگرش‌های سیاسی همراه شود. در ۱۵ ماه گذشته که در این جایگاه بوده‌ام، حداکثر یک درصد آثار موسیقی، آن‌هم از نظر محتوای کلامی سویه‌هایی مغایر با ارزش‌های سیاسی یا اجتماعی داشته‌اند. یادآوری کنم که در حوزه خود موسیقی یعنی یک اثر صرفاسازی که کلام ندارد، معمولا مشکل خاصی نیست. اتفاقی که می‌افتد این است که آثار، توسط شورای موسیقی، متشکل از کارشناسان و اساتید این حوزه، بازشنوی می‌شوند.

طبیعی است وقتی اثری از یک هنرمند شناخته‌شده به شورا می‌رسد، اعضای شورا با همان احترام و جایگاه آن هنرمند، اثر را بررسی می‌کنند. برای بسیاری از اعضای شورا، شنیدن اثری تازه از یک هنرمند خلاق و صاحب‌سبک، اتفاقی خوشایند است، نه اینکه بخواهند به این دلیل بشنوند که این اثر اجازه انتشار داشته باشد یا نه. بنابراین، این نگرانی که گاهی ازسوی برخی هنرمندان مطرح می‌شود که «چه کسی قرار است اثر من را ممیزی کند؟ و آیا صلاحیت دارد یا خیر؟» دست‌کم در حوزه موسیقی، با واقعیت تطابق ندارد.

البته باید توجه داشت که سالانه چند هزار تک‌آهنگ برای دریافت مجوز به دفتر موسیقی ارسال می‌شود، بخش قابل‌توجهی از این آثار متعلق به هنرمندانی است که هنوز شناخته‌شده نیستند یا برای نخستین‌بار قصد انتشار اثر دارند. در این موارد بررسی‌ها کاملا کارشناسانه و برمبنای معیارهای فنی انجام می‌شود. در واقع، بیش از ۹۹درصد آثار از نظر موسیقایی هیچ ایراد قابل‌توجهی ندارند؛ به ویژه امروز که امکانات فنی استودیوها و مراحل میکس و مسترینگ، بسیاری از مشکلات احتمالی را پیش از ارسال اثر برطرف می‌کند. 

فرمودید «موسیقی بدون کلام مشکلی ندارد و همیشه مجوز ارایه و انتشار گرفته». خیلی‌ها هم معتقدند درباره همه آثار هنری اگر احیانا تخلفی رخ داد، پس از انتشار با آن برخورد شود، نه اینکه با پیش‌قضاوت به آثار نگاه شود. در حالی که در این سال‌ها آثار بدون‌کلام هم بارها برای دریافت مجوز به مشکل برخورده‌اند. چرا؟ 

اگر قرار باشد درباره راهکارهای جدید یا اصلاح این روند صحبت کنیم، به نظر من نقش رسانه‌ها بسیار مهم است. اگر طی این سال‌ها این موضوع به شکل کارشناسانه‌تر بررسی می‌شد و ابعاد مختلف آن، چه آشکار و چه پنهان، مورد گفت‌وگو قرار می‌گرفت، شاید امروز از این وضعیت عبور کرده بودیم. این مساله نیازمند گفت‌وگوهای تخصصی و یافتن راه‌حل‌های عملی است. با این حال، معتقدم یکی از مهم‌ترین کارکردهای مجوز وزارت فرهنگ، حمایت حقوقی از هنرمند است.

زمانی که یک اثر هنری ازسوی یک نهاد رسمی مجوز می‌گیرد، در آینده اگر اختلاف یا دعوای حقوقی درباره آن اثر به وجود بیاید، این مجوز می‌تواند به عنوان سند رسمی مورد استناد قرار گیرد. ما در همین ۱۵ ماه مواردی داشتیم که در اختلاف‌هایی میان صاحبان آثار، همین مجوزها مبنای اثبات حقوقی اثر قرار گرفته‌اند. بنابراین، مجوز تنها یک ابزار نظارتی نیست، بلکه می‌تواند نقش مهمی در حفظ حقوق مادی و معنوی هنرمند هم داشته باشد. 

درباره مجوز آثار هم باید بگویم که مساله اصلی، موسیقی نیست، بلکه کلام و محتوای آثار است. به این دلیل که موسیقی در ایران عمدتا کلام‌محور است. برخلاف بسیاری از کشورهای غربی که بخش مهمی از موسیقی کلاسیک آن‌هاسازی است، موسیقی ما چه موسیقی نواحی، چه موسیقی اصیل ایرانی و چه بسیاری از آثار در ژانرهای دیگر با ادبیات و کلام پیوند خورده و مهم‌ترین آسیبی که در سال‌های اخیر به موضوع مجوز وارد شده، این است که فضای اجتماعی حاکم، سطح کیفی کلام آثار را به شدت تنزل داده است.

همان‌طور که عرض کردم، در این ۱۵ ماه شاید کمتر از یک درصد آثار از نظر محتوای سیاسی یا اجتماعی مساله‌دار بوده‌اند، بیش از ۹۹درصد مواردی که با آن‌ها مواجه شده‌ایم، آثاری بوده‌اند که از نظر ادبی ارزش قابل‌توجهی نداشته‌اند. برخی از این آثار مفاهیم نامناسب داشتند و برخی هرچند چنین ویژگی‌ای نداشته، اما از نظر ادبی و مفهومی بسیار ضعیف بوده‌اند. ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که فارغ از مباحث دینی، چارچوب‌های اخلاقی و فرهنگی مشخصی دارد. طبیعی است که جامعه از حاکمیت انتظار داشته باشد این چارچوب‌ها موردتوجه قرار گیرند.

با این حال، فضای سیاسی و نگرانی از متهم شدن به سانسور، باعث شده در برخی دوره‌ها مسوولان از این وظیفه عقب‌نشینی کنند. گاهی تصور شده اگر بخواهیم آثار را از منظر ادبی با دقت بیشتری بررسی کنیم، ناچار می‌شویم بخش زیادی از آن‌ها را رد کنیم و این خود موجب اعتراض خواهد شد. در نتیجه، برای جلوگیری از این موضوع سطح حساسیت نسبت به کیفیت ادبی آثار کاهش پیدا کرد؛ در حالی که از نگاه من، آنچه دفتر موسیقی انجام می‌دهد ممیزی یا سانسور نیست، بلکه تلاش برای حفظ حداقل استانداردهای ادبی و محتوایی است. 

البته که حفظ حقوق مادی و معنوی مساله مهمی است، اما تمرکز ما در اینجا بر موضوع صدور مجوز است و اینکه‌عدم صدور مجوز در هنرمندان بدبینی و بی‌انگیزگی به وجود آورده. متولی دولتی موسیقی در این زمینه چه مسوولیتی برای خود تعریف کرده است؟ 

به نظرم هر پدیده‌ای باید در چارچوب خودش نقد و بررسی شود. گاهی گفته می‌شود که «در هیچ جای دنیا چنین اتفاقی نمی‌افتد»، البته من ادعا نمی‌کنم همه نظام‌های دنیا را بررسی کرده‌ام، اما تقریبا در همه کشورها برای برگزاری برنامه‌های عمومی، ساز و کار و ضابطه‌ای وجود دارد. ممکن است در کشوری وزارت فرهنگ، مسوول این موضوع نباشد؛ شاید این مسوولیت برعهده شهرداری‌ها، سالن‌های اجرا یا نهادهای دیگری باشد، اما در هر صورت، برگزاری برنامه‌های عمومی بدون هیچ ضابطه، نظارت یا برنامه‌ریزی، در هیچ جامعه‌ای ممکن نیست.

ازسوی دیگر، معتقدم در بسیاری از تنش‌ها و کنش‌های سیاسی و اجتماعی کشور، برخی جریان‌ها برای جذب نیرو یا پیشبرد اهداف سیاسی خود، از جامعه هنری بهره‌برداری کرده‌اند و گاهی حتی از هنرمندان سوءاستفاده شده است. در چنین شرایطی، طبیعی است که برخی مسائل به موضوع مجوز هم نسبت داده شود؛ درحالی که ممکن است اساسا ارتباطی با مجوز موسیقی نداشته باشد. برای مثال، اگر فردی به دلیل موضع‌گیری سیاسی خود با محدودیتی مواجه شود، این الزاما به موسیقی یا اجرای هنری او ارتباطی ندارد، اما در فضای عمومی چنین برداشت می‌شود که مشکل از مجوز موسیقی اوست؛ درحالی‌که موضوع، چیز دیگری است. 

با این حال امروز بسیاری از هنرمندان ذهنیت منفی نسبت به فرآیند صدور مجوز دارند و به قول خودتان حتی از ثبت حقوق مادی و معنوی اثرشان گذشته‌اند؛ اما آیا ریشه این نگاه منفی، به سیاستگذاری‌های اشتباه سالیان گذشته و حتی خود ساختار صدور مجوز برنمی‌گردد؟ 

به طور طبیعی هیچ ساختاری خالی از ایراد نیست. هر پدیده اجتماعی همیشه موافقان و مخالفانی دارد. با این حال، به نظرم اگر رسانه‌ها این موضوع را نه به عنوان یک دستاویز سیاسی، بلکه به عنوان یکی از دغدغه‌های واقعی جامعه هنری دنبال می‌کردند و بدون موضع‌گیری‌های جناحی و سیاسی درباره آن گفت‌وگو و بررسی‌های کارشناسانه صورت می‌گرفت، امروز شاید این مساله مسیر طبیعی خود را پیدا کرده بود. به اعتقاد من، پرداخت رسانه‌ای غیرجناحی و غیرسیاسی می‌توانست بسیار موثرتر از آن چیزی باشد که در سال‌های گذشته شاهدش بودیم. 

چند بار به نقش رسانه‌ها اشاره کردید؛ رسانه‌ها و دست‌کم همین روزنامه اعتماد به جای پرداختن به مسائل سطحی، بارها عمق و ریشه معضلات موسیقی را به بحث گذاشته و بررسی کرده. ضمن اینکه بحث ما در این گفت‌وگو سیاست‌های فرهنگی در حوزه موسیقی است، نه رسانه که خود بحثی مستقل می‌طلبد. 

باید بگویم دست‌کم در حوزه موسیقی، معتقدم بخشی از مدیران سال‌های گذشته شناخت کافی از موسیقی نداشتند، حتی برخی آن‌ها موسیقی را صرفا از منظر مسائل فقهی یا اعتقادی می‌دیدند. این نگاه‌ها، به نظرم در تشدید مشکلات موثر بوده؛ برخی موضع‌گیری‌های نادرست، نبود تبیین صحیح برای جامعه هدف و گاه برخوردهای اشتباه، موجب ناراحتی و دلخوری بخشی از هنرمندان شد و درنتیجه، مرزبندی‌های کاذبی شکل گرفت. 

بسیاری بر این باورند که ساز و کار صدور مجوز نه تنها متناسب با شرایط زمان پیش نرفته بلکه از شرایط جامعه عقب مانده. خیلی از هنرمندان امروز دیگر لزومی به طی کردن فرآیند صدور مجوز نمی‌بینند، در پلتفرم‌های دیگر فعالیت می‌کنند و بیشتر هم منتفع می‌شوند. آیا این به بی‌اعتبارتر شدن مجوزهای دولتی و رسمی نینجامیده است؟ 

اینکه ساز و کارها متناسب با زمانه پیش نرفته، درست است و البته این مساله دلایل مختلفی دارد که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، نبود ثبات مدیریتی در حوزه موسیقی است. دلیل دیگر نبود تخصص بخشی از مدیران فرهنگی نسبت به حوزه‌ای است که مسوولیت آن را برعهده داشته‌اند؛ به ویژه در حوزه موسیقی. در همین دفتر موسیقی تقریبا هر سال تغییر مدیریتی داشته‌ایم. حال اگر این مدیران را از نظر آشنایی و اشراف به موسیقی هم ارزیابی کنیم، مشخص می‌شود که تعداد اندکی از آن‌ها همزمان

هم شناخت موسیقایی داشته‌اند و هم از توان مدیریت کلان فرهنگی برخوردار بوده‌اند؛ در حالی که برای پیشبرد این حوزه، هر دو ویژگی لازم است. یکی از مشکلاتی که من در این ۱۵ ماه با آن مواجه شدم، آیین‌نامه‌هایی بود که سال‌ها از تدوین آن‌ها گذشته و هیچ بازنگری جدی در آن‌ها صورت نگرفته بود. البته این ۱۵ ماه دوره‌ای بسیار پرچالش بود؛ از رخدادهای مختلف کشور گرفته تا محدودیت‌هایی که اجازه نمی‌داد همه برنامه‌ها با سرعت مطلوب پیش برود.

با این وجود، همراه همکارانم تلاش کردیم بازنگری آیین‌نامه‌ها را آغاز کنیم. یکی از مهم‌ترین اقدامات ما، بازطراحی سامانه صدور مجوزهای موسیقی بود. با پیگیری و تلاش مضاعف، تغییرات اساسی در این سامانه انجام شد و اکنون نسخه آزمایشی آن دراختیار کارشناسان قرار دارد. امیدوارم به زودی نسخه نهایی آن در دسترس قرار گیرد. 

فارغ از بار روانی واژه «مجوز» که بر نوعی سلطه دولتی دلالت دارد، طی مسیرش هم طولانی و پرچالش است؛ گاهی حتی شنیده‌ام صفحات مجازی اعضای گروه‌ها چک می‌شود. بله، هماهنگی در همه جای دنیا وجود دارد، اما اگر نگوییم همه هنرمندان، می‌توانیم بگوییم برای اغلب‌شان اخذ «مجوز» با این مختصات و این مسیر طولانی، هیچ منطقی ندارد. 

درباره طولانی بودن روند اخذ مجوز باید بگویم که بخش عمده مشکلات، نرم‌افزاری بود. مشکلاتی که طی سال‌ها به آن‌ها توجه نشده بود. مثلا، در گذشته با درخواست اجرای صحنه‌ای یک گروه موسیقی، اسامی اعضای گروه به صورت دستی بررسی می‌شد و این فرآیند زمان زیادی می‌برد. در سامانه جدید، این روند کاملا هوشمند شده است.

اکنون اگر نهادی فهرستی داشته باشد از افراد که محدودیت در اجرا دارند، سامانه به صورت خودکار اسامی ثبت شده را با آن فهرست تطبیق می‌دهد. اگر هیچ مغایرتی وجود نداشته باشد، تایید اولیه بلافاصله انجام می‌شود و دیگر زمان زیادی صرف بررسی‌های تکراری نخواهد شد. این تنها یکی از تغییراتی است که برای افزایش سرعت و کاهش بروکراسی انجام شده است. با وجود مشکلات متعدد، ازجمله قطعی‌های مکرر اینترنت و محدودیت‌های حوزه فناوری اطلاعات در این مدت، تلاش کردیم این اصلاحات را به سرانجام برسانیم. 

درباره واژه «مجوز» هم شخصا تلاش داشتم، اگر امکانش فراهم شود، عنوان «مجوز» تغییر کند. به نظرم، اگر به جای «مجوز»، از عنوان‌هایی مانند «پروانه انتشار» یا «پروانه اجرای صحنه‌ای» استفاده شود، از نظر روانی تاثیر بهتری بر جامعه موسیقی دارد همان‌طور که در مورد آثار سینمایی هم چنین عمل می‌شود. شاید همین تغییر ادبیات، بخشی از بار ذهنی منفی این موضوع را کاهش دهد. البته روشن است که مساله‌ای که طی چهار دهه شکل گرفته، در یکی، دو سال حل نخواهد شد؛ اما اگر ثبات مدیریتی و توجه تخصصی به همه ابعاد موسیقی استمرار داشته باشد، می‌توان امیدوار بود بخشی از مشکلات به‌تدریج برطرف شوند. ازسوی دیگر، معتقدم خود هنرمندان هم باید تلاش کنند تا حد امکان از کشیده شدن به منازعات سیاسی فاصله بگیرند.

به نظرم، آنچه باید در اولویت قرار گیرد، خودِ موسیقی و منافع هنر موسیقی است. درنهایت، چه نام آن را «مجوز» بگذاریم و چه «پروانه»، اصل موضوع این است که این سند رسمی می‌تواند در دعاوی حقوقی، از هنرمند حمایت کند. به موازات وقتی قرار است اثری به عنوان یک برنامه یا اثر رسمی دیده شود، طبیعی است که باید ضوابط فنی و محتوایی مشخصی را پشت سر بگذارد. این موضوع را شبیه استانداردهای مواد غذایی می‌بینم. اگر هنر را غذای روح و اندیشه جامعه بدانیم، طبیعی است که برای این «غذای فرهنگی» نوعی نظارت عالیه و استانداردگذاری لازم است، اما تاکید می‌کنم که از نگاه من، این نظارت به معنای سانسور نیست، برخلاف تصوری که گاه وجود دارد، مساله اصلی دفتر موسیقی برخورد با آثار سیاسی نیست.

اساسا کسانی که بخواهند آثار سیاسی منتشر کنند، امروز از طریق ده‌ها بستر و فضای مجازی این کار را انجام می‌دهند. آنچه ما گاهی از آن غفلت کرده‌ایم، توجه به کیفیت ادبی و محتوایی آثار است، زیرا نگران بوده‌ایم که مبادا به سانسور متهم شویم، درحالی که شعر و ترانه باید دارای خلاقیت، ظرافت ادبی، تصویرسازی و خیالپردازی باشد. 

اغلب هنرمندان کار تشکیلاتی سیاسی نمی‌کنند و نهایتا دغدغه‌های سیاسی اجتماعی خود را در آثارشان بازتاب می‌دهند که حق مسلم‌شان است، بگذریم که بحث ما در اینجا پرداختن به این موضوع نیست بلکه بحث، وظایف مدیریتی حوزه موسیقی است. آیا نباید یک نهاد هنری و صنفی فارغ از دیدگاه‌های شخصی یک هنرمند، تکیه‌گاهی برای آن‌ها باشد؟ 

وقتی فردی وارد یک پرونده یا جریان سیاسی می‌شود، از نگاه دستگاه‌های مسوول، دیگر موضوع، موسیقی یا هنرمند بودن او نیست، بلکه صلاحیت عمومی فرد مطرح می‌شود. در چنین شرایطی، اینکه آن شخص موسیقیدان، بازیگر یا فعال هر حوزه دیگری باشد، مساله اصلی نیست، بلکه مساله همان پرونده سیاسی است. به نظرم، آنچه این موضوع را به حوزه هنر پیوند می‌زند، بیشتر ناشی از فضاسازی‌های سیاسی و رسانه‌ای است که باعث می‌شود چنین برداشت شود که محدودیت ایجاد شده به خاطر فعالیت هنری آن فرد بوده است.

در همه کشورها، نظام‌های سیاسی با کسانی که نظم یا قواعد موردنظر آن نظام را نقض می‌کنند، برخورد می‌کنند. صرفا می‌خواهم بگویم این مساله، پدیده‌ای مختص ایران نیست. اما نکته مهم‌تر این است که طی چهار دهه گذشته، نگاه‌های سیاسی باعث شده ما از اصول اصلی خودمان فاصله بگیریم. زمانی گفته می‌شد هنر از سیاست جداست و هنرمند باید کار هنری خود را انجام دهد؛ اما امروز تقریبا هر موضوعی را با نگاه سیاسی تحلیل می‌کنیم. درحالی که اگر جامعه هنری بپذیرد فرآیند صدور مجوز، دست‌کم در ذات خود، با هدف سانسور طراحی نشده، یقینا مدیران فرهنگی با تمرکز بیشتری می‌توانند برای بهبود این روند تلاش کنند. 

بارها شاهد بودیم که یک کنسرت یا برنامه موسیقی تمام مجوزهای لازم را دریافت کرده، اما درنهایت ازسوی نهادی خارج از مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد لغو شده، می‌گویید هنرمندان بر موسیقی تمرکز کنند اما به نظرتان اول نباید این سایه سیاست از هنر برداشته شود؟ 

اصل این نکته را که مطرح می‌کنید تاحدی می‌پذیرم، همان‌طور که عرض کردم، ثبات در مدیریت فرهنگی می‌تواند بخشی از این مشکلات را کاهش دهد، اما درباره این تصویری که گاه ارایه می‌شود، اینکه مجوز صادر شده و بعد مرتب از جایی دیگر لغو می‌شود، خیر؛ این یک روال همیشگی نبوده و حداقل می‌توانم بگویم در ۱۵ ماه گذشته و دست‌کم در دوره مسوولیت من، حتی یک مورد هم از این دست نداشتیم. 

البته در چند ماه اخیر فعالیت خاصی نبوده که بخواهد اتفاقی رخ داده باشد و اجرای کنسرت و انتشار آثار می‌توان گفت با رکود مواجه بوده است. 

بله قبول دارم ولی اگر بازه زمانی را پس از جنگ دوازده روزه درنظر بگیریم، تا پیش از اتفاقات دی ماه، یکی از بالاترین آمارهای اجراهای صحنه‌ای موسیقی در سراسر کشور ثبت شد و خوشبختانه این اجراها بدون حاشیه و بدون مشکل برگزار شدند و پس از اتفاقات دی ماه هم خود اهالی موسیقی بودند که اجراها را برگزار نکردند. بنابراین، دست‌کم در این دوره، تجربه ما نشان می‌دهد که می‌توان شرایط باثبات‌تری را هم تجربه کرد. 

به هر روی اتفاقی که امروز شاهدش هستیم این است که بسیاری از هنرمندان و مخاطبان عملا خارج از این فرآیند رسمی موسیقی را دنبال می‌کنند و خود را بی‌نیاز از آن می‌بینند. 

اینجا دیگر ضعف از فقدان رسانه رسمی است که یکی از دغدغه‌های سالیان من بوده و برای آن تلاش زیادی کردم اما متاسفانه هنوز به نتیجه مطلوب نرسیده‌ایم. به نظرم، رسانه رسمی کشور یعنی صداوسیما، هنوز آن جایگاهی را که باید، برای موسیقی قائل نیست. اگر رسانه رسمی کشور امکان پخش و نمایش آثار موسیقی را به شکل طبیعی و حرفه‌ای فراهم می‌کرد، بسیاری از این مشکلات و حاشیه‌ها به تدریج از بین می‌رفت. اگر رسانه رسمی کشور دراختیار جامعه موسیقی قرار داشت و هنرمندان می‌توانستند آثار خود را به طور طبیعی از طریق آن به مردم عرضه کنند، بسیاری از این مشکلات شکل نمی‌گرفت.

فقدان این امکان، آسیب جدی به موسیقی کشور وارد کرده، ازسوی دیگر، همان‌طور که گفتم نبود ثبات مدیریتی و حضور مدیرانی که شناخت تخصصی از فرهنگ و موسیقی داشته باشند هم این وضعیت را تشدید کرده است. واقعا جای تاسف دارد که رسانه رسمی کشور هنوز برای نمایش یک ساز که بخشی از هویت و فرهنگ اصیل ایرانی است، ملاحظه و تردید دارد. همین رویکرد هزاران آسیب فرهنگی را به جامعه وارد کرده است؛ آسیب‌هایی که شاید هنوز به طور کامل متوجه ابعاد آن نشده‌ایم.

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...