ارزیابی ۵ سال مدیریت جبلی بر صداوسیما: از تقابل سیاسی با دولت تا انتصابات پرحاشیه

دسته‌بندی: گوناگون
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵ مرداد ۲۵, یکشنبه ساعت ۷:۴۶۰ رأیبدون امتیاز
ارزیابی ۵ سال مدیریت جبلی بر صداوسیما: از تقابل سیاسی با دولت تا انتصابات پرحاشیه

در گذشته، انتشار آمارها حتی عدم موفقیت برخی پروژه‌های سازمان را هم نشان می‌داد و امکان تحلیل دقیق را به کارشناسان می‌داد، اما اکنون با مهندسی اطلاعات، هیچ شفافیتی وجود ندارد و امکان تحلیل علمی از بین رفته است.

این روزها درباره کارنامه تیم مدیریتی کنونی سازمان صداوسیما در محافل رسانه‌ای، سیاسی و افکار عمومی بحث‌های فراوانی مطرح است. با نزدیک شدن به مقطع تصمیم‌گیری احتمالی، بسیاری موضوع تمدید شدن یا تمدید نشدن حکم ریاست پیمان جبلی را به دقت زیر ذره‌بین قرار داده‌اند و سناریوهای مختلفی را به بحث و بررسی گذاشته‌اند. این گزارش تلاش می‌کند تا کارنامه هشتمین دوره این سازمان را مبتنی بر واقعیت‌های رسانه‌ای و میدانی بررسی کند. کارنامه ای که در این ۵سال نشان می دهد در مجموع بعد از تغییر مدیریتی‌، تحولی اساسی و بنیادین در این سازمان  اتفاق نیفتاده است.

​​​طوفان خبر در آغاز

به گزارش روزنامه خراسان، صداوسیما در دوران جبلی شروعی بسیار طوفانی داشت، به ویژه در بخش خبر. از آن جا که پیمان جبلی خود از بدنه خبر برآمده بود، این امیدواری وجود داشت که بخش خبری تحول یابد. این اتفاق در نخستین روزها رخ داد؛ وقوع رویدادهایی چون هک سامانه سوخت بنزین و اعتراضات مردم اصفهان در مسئله آب، با رویکردی کاملاً متفاوت از سوی تلویزیون مواجه شد. رسانه ملی با ورود از موضع فعال، نمایش نقص‌ها و به دست گرفتن روایت اول، یکی از معدود اتفاقات کم‌نظیر دو دهه اخیر صداوسیما را رقم زد و نمایش اعتراضات خیابانی اصفهان، همه را به احیای یک رسانه قوی و صاحب مرجعیت واقعی امیدوار کرد. اما این رویکرد دوام چندانی نداشت و خیلی زود به پایان رسید. تلویزیون در حوزه خبر به همان رویه محافظه‌کارانه سابق برگشت، حتی برخی افرادی که در ایام تغییرات اولیه کنار گذاشته شده بودند سر کار خود بازگشتند و وضعیت به حالت گذشته برگشت. همین عقب‌نشینی یکی از دلایل اصلی ناکامی تلویزیون در بازآفرینی مرجعیت خبری خود تلقی شد که بسیاری معتقدند از جمله علل رخدادهای امنیتی کشور نیز بوده است.

سلبریتی‌زدایی و دنده معکوس آن!

در روزهای نخست انتصاب جبلی، این تصور در میان افکار عمومی وجود داشت که او می‌تواند قدمی برای بازگرداندن چهره‌های محبوبِ غایب بردارد و در صدر این چهره‌ها عادل فردوسی‌پور قرار داشت. انتظار بازگشت فردوسی‌پور تا جایی پیش رفت که مردم در رویدادهای مختلف با دیدن جبلی، این درخواست را صریحاً مطرح می‌کردند، اما با گذشت زمان مشخص شد ایده اصلی تیم جدید نه تنها بازگرداندن آن‌ها نیست، بلکه اجرای استراتژی سلبریتی‌زدایی از رسانه ملی است! گرچه مدیران تلویزیون هیچ‌گاه رسماً اعلام نکردند که نمی‌خواهند با این افراد کار کنند، اما هم از گوشه و کنار می‌شد شنید که تمایل خاصی برای همکاری با آنان وجود ندارد و هم از خروجی می‌شد دید.

طی مدت کوتاهی، برنامه‌های شاخص و پرمخاطبی چون «خندوانه»، «کتاب‌باز»، «دورهمی» و «عصر جدید» تعطیل شدند و این وضعیت تا جایی پیش رفت که مناسبت‌های ملی و سنتی مانند شب یلدا و نوروز که پیشتر پر از ستارگان هنری و ورزشی بود،بدون حضور چهره‌ها یا با حضور بسیار حداقلی آنان سپری شد. با این حال، با گذشت حدود ۲.۵ سال، تلویزیون ناگهان دنده معکوس کشید و تعداد زیادی از سلبریتی‌ها را به برنامه‌های مختلف گفت وگومحور و رئالیتی‌شو برگرداند، تا جایی که موجی از مجری شدن بازیگران راه افتاد! با این حال، گفته می‌شد این بار ارقام پرداختی به این افراد بسیار بالا رفته و تلویزیون برای کشاندن آن‌ها روی آنتن هزینه‌های گزافی پرداخته است. نکته مهم‌تر این که رسانه ملی باز هم نتوانست چهره‌های درجه‌یکی مثل عادل فردوسی‌پور، مهران مدیری و رامبد جوان را برگرداند و آنتن عمدتاً با چهره‌های درجه‌دو پر شد.

چالش بی‌تجربگی در انتصابات

یکی از نقدهای جدی کارشناسان به دوره جدید جام‌جم، نحوه انتصابات است. اگرچه انتصاب افراد نزدیک به رویکرد سیاسی، رویه‌ای معمول در کشور ماست، اما در این دوره محدودیت شدیدی در انتخاب‌ها به چشم می‌آمد و تقریباً تمام منصوبان وابسته به یک نگاه خاص فرهنگی و سیاسی بودند.

مسئله مهم تر اما، این بود که بسیاری از مدیران منصوب‌شده، نه تنها سابقه مدیریت رسانه‌ای نداشتند، بلکه حتی تجربه جدی تولید محصولات تصویری هم در کارنامه خود نداشتند. با انتخاب مدیران ارشد بر اساس این فرمول، همین اتفاق برای مدیران پایین‌دست نیز افتاد و... . پیامد مستقیم این کم‌تجربگی دو اتفاق بود: نخست کوچ چهره‌های شاخص برنامه‌سازی به پلتفرم‌ها و یوتیوب و دوم گاف‌های مدیریتی و تصمیمات شتاب‌زده. مجموعه این موارد، ضربه سنگینی به ساختار رسانه ملی وارد کرد.

تقابل سیاسی با دولت

یکی از پرحاشیه‌ترین ابعاد عملکردی رسانه ملی که در ماه‌های اخیر به چشم آمده، رویه سیاسی آن در قبال دولت و تقابل‌هایی است که در عرصه عمومی رقم زده. اگرچه مدیران ارشد سازمان همواره بر حمایت از دولت تاکید دارند و زیر بار اتهام تقابل نمی‌روند، اما رفتارهای رسانه‌ای جام‌جم نشانه‌های دیگری را مخابره می‌کند. در میان حواشی اخیر، اقدام صداوسیما در دو تکه کردن گفت وگوی رئیس مجلس، اتفاقی عجیب و بی‌سابقه بود که این تصور را ایجاد کرد گویا تمایلی برای حاشیه‌سازی وجود دارد.

از سوی دیگر، دلایل ارائه‌شده برای پخش نشدن صحبت‌های غلامحسین محسنی اژه‌ای در حمایت از دولت نیز بیشتر به توجیه شباهت داشت و شواهد نشان می‌داد تمایلی برای پخش این حمایت وجود نداشته و تنظیم خبرها به گونه‌ای انجام شده بود که بخش‌های مهم و مورد پسند دولت گزینش و حذف شوند. این رویکرد دوگانه در قبال مسعود پزشکیان نیز به چشم آمد. عجیب‌تر از همه، پخش نشدن گفت وگوی وزیر خارجه در برنامه «ماجرای جنگ» بود که با وجود پاسخ مطرح‌شده، قابل توجیه نبود.

تعیین تکلیف باقی‌مانده‌ها

یکی از اقدامات مثبت این دوره، تعیین تکلیف و پخش تعداد زیادی از سریال‌ها و برنامه‌های به‌جامانده در کشوهای آرشیو بود که سرآمد آن‌ها را می‌توان پخش سریال درخشان «سرزمین مادری» دانست؛ اثری که چه در بخش تولید در دوره‌های گذشته و چه در بخش پخش در دوره جدید، به مایه افتخاری برای سازمان صداوسیما تبدیل شد. در کنار این اثر که بیشترین واکنش‌ها را برانگیخت، برخی دیگر از آثار بلاتکلیف هم تعیین تکلیف و پخش شدند.

مدیریت نمایش خانگی

در حوزه مدیریت و تنظیم‌گری نمایش خانگی، سازمان صداوسیما طی این مدت نتوانست -و شاید نخواست- این حوزه را به صورت قانونی و از طریق تصویب قانون تشکیل سازمان در مجلس ساماندهی کند. یکی دو سالی با ابزار نامتعارف قانون‌گذاری در بودجه جلو رفت و سپس با دور زدن مجلس، از طریق شورای عالی انقلاب فرهنگی اقدام شد. اگرچه مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی ایرادات جدی داشت، اما تا حدی جامه عمل پوشید، ولی به دلیل نبود یک قانون جامع و مصوب مجلس، پلتفرم‌ها همچنان خود را ملزم به دریافت مجوز انتشار و رعایت ممیزی‌های تنظیم‌گر نمی‌دانند و بسیاری از محصولات را بدون مجوز منتشر می‌کنند و مشکل بزرگ‌تر آن که ساترا ابزار اجرایی لازم برای جلوگیری از این اقدام را ندارد و ناچار است مدام دستگاه قضایی را وارد معرکه کند.

از سوی دیگر، خروجی محصولات نمایش خانگی نیز تغییر محسوسی در جهت مثبت نداشت؛ نه از نظر کیفی رشدی دیده شد، نه از نظر محتوا به سمت الگوی اسلامی-ایرانی حرکت کرد و نه اقتصاد آن به سمت شفافیت بیشتر رفت؛ اگرچه رونق اقتصادی نمایش خانگی حفظ شد که اتفاق خوبی بود. رسانه ملی در مقابله با پخش‌های زنده پلتفرم‌ها نیز ناموفق بود. اگرچه شواهد متعدد مانند جنجال تلویزیون همشهری و مناقشات حق پخش مسابقات ورزشی نشان می‌داد مدیران رسانه ملی از پخش‌های زنده اینترنتی در اینترنت ناراضی هستند، اما در عمل نتوانستند مانع آن شوند و در این حوزه نیز ناموفق ماندند.

ورود موفق به سینما

نقطه قوت دیگر رسانه ملی در این دوران، راه‌اندازی الگوی ساخت فیلم-سریال‌ها و ورود موفق سازمان به عرصه تولیدات سینمایی بود. گل سرسبد این رویکرد، فیلم سینمایی «موقعیت مهدی» و سریال «عاشورا» بود که اگرچه در دوره قبل کلید خورده بود، اما در این دوره با حمایت شخص رئیس سازمان و مدیران جدید به نمایشی موفق رسید. آثار دیگری چون نسخه سینمایی «پسران هور» و پروژه بزرگ «موسی(ع)» در دو نسخه سینمایی و سریالی از جمله این دورخیزهای موفق سینمایی بودند که وزن مثبتی به کارنامه سازمان دادند.

کاهش شفافیت و مهندسی نظرسنجی‌ها

در دوره‌های گذشته، نظرسنجی‌های مربوط به میزان مخاطبان محصولات مختلف رسانه ملی اعم از برنامه‌های ترکیبی، سریال‌های نمایشی و آمار بینندگان شبکه‌ها به صورت منظم منتشر می‌شد، اما در دوره جدید، شیر انتشار این نظرسنجی‌ها تا حد زیادی بسته شد. طی این سال‌ها، اطلاعات یا اصلاً منتشر نشده یا هر چند ماه یک‌بار به صورت کاملاً گزینش‌شده در اختیار رسانه‌ها قرار گرفته. اگرچه این آمارهای قطره‌چکانی دروغ نیستند، اما انتشار جهت‌دار آن‌ها صرفاً به عنوان راه‌حلی برای تبلیغ پرمخاطب‌بودن رسانه ملی و القای موفقیت مدیریت جدید به کار می‌رود. این در حالی است که در گذشته، انتشار آمارها حتی عدم موفقیت برخی پروژه‌های سازمان را هم نشان می‌داد و امکان تحلیل دقیق را به کارشناسان می‌داد، اما اکنون با مهندسی اطلاعات، هیچ شفافیتی وجود ندارد و امکان تحلیل علمی از بین رفته است.

تمرکز بر سوژه‌های استراتژیک

یکی از محورهایی که به کارنامه پیمان جبلی وزن مثبت می‌دهد، توجه ویژه و تخصیص انرژی و بودجه فراوان برای تولید آثار درباره انقلاب، دفاع مقدس، فرزندآوری و سوژه‌های استراتژیک است. مدیران سازمان همان‌طور که از روزهای اول وعده داده بودند، دغدغه‌مندی خود را در این بخش نشان دادند و هزینه‌های زیادی از بودجه تلویزیون را صرف آن کردند. برخی از این تولیدات، آثار باکیفیتی از آب درآمدند و برخی دیگر شکست خوردند که در روند تولید، امر طبیعی محسوب می‌شود، اما اصل این تلاش و دغدغه‌مندی مثبت و ارزشمند است. با این حال، بُعد منفی این رویه، بالا رفتن بیش از حد حجم این تولیدات نسبت به کارهای عرفی و سرگرم‌کننده بود؛ تا جایی که گاه توازن در آنتن به هم می‌خورد.»

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...