نینیبان: آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چرا رفتار والدین با فرزند دوم معمولاً با فرزند اول فرق دارد؟ بسیاری از والدین بعد از تولد فرزند دوم متوجه میشوند که دیگر برای بعضی از اتفاقها همان اندازه که در فرزند اول نگران بودند، حساس نیستند. اما آیا این تفاوت به معنی فشار کمتر روی بچه دوم است؟ یا فرزند دوم فقط نوع متفاوتی از فشار را تجربه میکند؟

واقعیت این است که تجربه تربیت فرزند اول و دوم میتواند بسیار متفاوت باشد و این تفاوت فقط به رفتار کودک مربوط نمیشود؛ بلکه سن، تجربه و شرایط روحی والدین هم در آن نقش دارد.
چرا والدین برای فرزند اول سختگیرتر هستند؟
وقتی اولین فرزند به دنیا میآید، تقریباً همهچیز برای والدین جدید است. اولین تب، اولین زمین خوردن، اولین غذای کمکی و حتی کوچکترین تغییر در خواب یا رفتار کودک میتواند باعث نگرانی شود.
والدین معمولاً در این مرحله تلاش میکنند همهچیز را دقیق انجام دهند. کتابهای تربیتی بیشتری میخوانند، درباره تغذیه و خواب حساستر هستند و ممکن است برای اشتباههای کوچک کودک یا حتی خودشان احساس نگرانی بیشتری داشته باشند.
در نتیجه، فرزند اول گاهی با انتظارات بالاتری روبهرو میشود؛ چون والدین میخواهند مطمئن شوند هیچ چیزی را از دست نمیدهند.
آیا بچه دوم آزادی بیشتری دارد؟
در بسیاری از خانوادهها، پاسخ تا حدی بله است.
والدین بعد از تجربه فرزند اول معمولاً متوجه میشوند که همه اتفاقها نیاز به نگرانی یا واکنش فوری ندارند. ممکن است اگر فرزند دوم دیرتر یک مرحله رشدی را طی کند، والدین با آرامش بیشتری آن را دنبال کنند یا در برابر بعضی رفتارهای کودک واکنش شدید نشان ندهند.
حتی در مسائل روزمره هم ممکن است تفاوت دیده شود؛ مثلاً والدینی که برای اولین فرزند با دقت زیادی برنامه خواب تنظیم میکردند، برای فرزند دوم انعطاف بیشتری داشته باشند.
این موضوع الزاماً به معنی بیتوجهی به فرزند دوم نیست؛ بلکه تجربه بیشتر والدین میتواند باعث کاهش اضطراب و افزایش انعطافپذیری آنها شود.
اما فرزند دوم همیشه فشار کمتری ندارد
اینجا یک نکته مهم وجود دارد: فشار والدین فقط به شکل سختگیری و قانونگذاری نیست.
فرزند دوم ممکن است از همان سالهای اول زندگی، دائماً با خواهر یا برادر بزرگترش مقایسه شود. جملاتی مثل «ببین خواهرت چطور انجام میده» یا «برادرت در این سن این کار را بلد بود» میتواند برای کودک فشار ایجاد کند.
از طرف دیگر، فرزند دوم ممکن است احساس کند باید جایگاه خودش را در خانواده پیدا کند. وقتی یک کودک بزرگتر در خانه وجود دارد که مسیرهای مختلف را قبلاً طی کرده، فرزند کوچکتر ممکن است ناخواسته با او مقایسه شود؛ چه از نظر درس و هوش و چه از نظر رفتار و مهارتهای اجتماعی.
بنابراین کمتر بودن سختگیری والدین لزوماً به معنی کمتر بودن تمام فشارهای روانی نیست.

تفاوت مهم در تربیت فرزند اول و دوم چیست؟
یکی از مهمترین تفاوتها، میزان تجربه والدین است. در فرزند اول، والدین معمولاً بیشتر برنامهریزی میکنند و درباره تصمیمهای تربیتی تردید دارند. در فرزند دوم، بسیاری از تصمیمها با اعتمادبهنفس بیشتری گرفته میشوند.
همچنین زمان والدین بین دو کودک تقسیم میشود. فرزند دوم از همان ابتدا در محیطی رشد میکند که یک کودک دیگر هم در آن حضور دارد. این شرایط میتواند فرصتهای بیشتری برای یادگیری مشاهدهای، بازی و تعامل اجتماعی ایجاد کند.
البته این تفاوتها در همه خانوادهها یکسان نیست. وضعیت اقتصادی، فاصله سنی دو فرزند، شخصیت کودکان، حمایت خانواده و شرایط زندگی والدین میتواند تجربه هر خانواده را کاملاً متفاوت کند.
پس بچه اول سختتر تربیت میشود یا بچه دوم؟
نمیتوان یک پاسخ قطعی برای همه خانوادهها ارائه کرد. فرزند اول ممکن است با اضطراب و انتظارات بیشتر والدین مواجه شود، در حالی که فرزند دوم ممکن است از والدین آرامتر و باتجربهتر برخوردار باشد اما در بعضی خانوادهها بیشتر با خواهر یا برادر بزرگتر مقایسه شود.
شاید بهترین رویکرد این باشد که والدین به جای تلاش برای یکسان رفتار کردن با هر دو کودک، نیازهای متفاوت آنها را ببینند. هیچ دو کودکی دقیقاً شبیه هم نیستند و حتی یک روش تربیتی که برای فرزند اول جواب داده، ممکن است برای فرزند دوم مناسب نباشد.
در نهایت، فرزند دوم لزوماً فرزند کمفشارتر نیست؛ فقط ممکن است نوع فشار و تجربه تربیتی او متفاوت باشد. تجربه بیشتر والدین میتواند فضای آرامتری ایجاد کند، اما توجه به تفاوتهای فردی هر کودک همچنان مهمترین بخش تربیت سالم است.