سعدالله زارعی در کیهان نوشت: ایران از حیث اقتصادی واقعاً قوی است و باید برای خنثی کردن مدعای دشمن، مسئولان کشور آن را بر زبان آورند. به دشمنی که اکثر شاخصهای اقتصادی کشورش از نیمه دهه گذشته منفی بوده نگاهی بیندازند که چگونه در ناداری، دارایینمایی میکنند. ما هرگز از مسئولان ارشد کشور توقع پوشیده داشتن حقایق نداریم، اما توقع ناتواننمایی ایران که حتماً دروغی شاخدار است را هم از آنان نداریم.
بله، در انواعی از کالاهای مرتبط با معیشت عمومی مشکلاتی وجود دارد، اما این مشکلات عمدتاً، بله عمدتاً، به مدیریت منابع و تخصیص بهجای آن بازمیگردد. این اشکال اگر درست شود، هم بخش بزرگی از مشکلات معیشت مردم رفع میگردد و هم دندان طمع دشمن در امید بستن به فشارهای اقتصادی و حمله نظامی به این کشور کشیده میشود و در نهایت کاهش هزینههای اقتصادی و کاهش تنشهای نظامی - امنیتی با هم اتفاق میافتد و بازدارندگی شکل میگیرد.
تئوری وزارت خزانهداری آمریکا در برابر ایران، قبل از آنکه متکی به تشدید واقعی فشار بر اقتصاد ایران و معیشت ایرانیان باشد، متکی بر باور داخلی بخش مؤثری از افراد مسئول و دستگاههای اقتصادی به ضعیف پنداشتن اقتصاد کشور است. و این خیلی عجیب است که مقام مسئولی که سالهاست یا خود در رأس تصمیمگیریهای اقتصادی کشور قرار داشته و یا یکی از این مقامات دستاندرکار این حوزه بوده است و در زمانهایی که انتخابات اقتضای متفاوت دیده شدن داشته، اقتصاد کشور را متهم به ضعف نکردهاند، اما حالا و در زمانی که دشمن در قالب ادعاها و پزهایی که هیچگاه قادر به عملی کردن آنها نبوده است، با دشمن دم میدهند! آیا نمیدانند همین دم دادنها سبب میشود دشمن به طرح ادعاهای جدید و تکرار امیدهای واهی روی بیاورد؟!
کجای کار اشکال دارد؟ آیا دشمن از دم و دستگاههای عریض و طویل ما برای رسیدن به هدفهای پلید خود، به مثابه پوستینهای وارونه استفاده نمیکند؟ آیا حلقههای بهظاهر مشورتی در سایه و در واقع پختوپزکنندگان اصلی داعیههای دشمنان، در اینجا صحنهگردانی نمیکنند و بعضی را در روی صحنه به بازی نگرفتهاند؟ اعضای سایهنشین و آشپزخانههای پختوپز گمنام و پوشیده نیستند، کمااینکه تأثیر مخربشان هم پوشیده نیست.