چه شوخی زشتی آقای قلعه‌نویی!

دسته‌بندی: حاشیه های ورزشی
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵ شهریور ۳۱, سه‌شنبه ساعت ۱۳:۰۰۰ رأیبدون امتیاز
چه شوخی زشتی آقای قلعه‌نویی!

هر چه زمان می‌گذرد، تو خالی بودن شعارهای امیر قلعه‌نویی و سعید الهویی درباره راهبریِ علمی تیم ملی بیشتر عیان می‌شود.

فوتبال 360 نوشت: امیر قلعه‌نویی که بعد از پایان کار تیم ملی در جام جهانی 2022، جانشین کارلوس کی‌روش شد و برای دومین‌بار در دوران مربیگری خود هدایت تیم ملی را برعهده گرفت، در این مدت در رویدادهای مختلفی از جمله جام ملت‌های آسیا 2023 و جام جهانی 2026 روی نیمکت تیم ایران نشسته که در جام ملت‌ها، تیمِ تحت هدایت او در مسیر فینالیست‌شدن ناکام ماند و در مرحله نیمه‌نهایی از گردونه رقابت‌ها کنار رفت. در جام جهانی هم اتفاق دور از انتظاری افتاد و در شرایطی‌که قرعه مطلوبی نصیب تیم ملی شده بود، ایران در همان مرحله گروهی به کارش در این رقابت‌ها پایان داد!

قلعه‌نویی پیشتر وعده داده بود که تیمش تا 2 مرحله در جام جهانی 2026 صعود می‌کند اما در شرایطی‌که انتظار می‌رفت بعد از 48تیمی‌شدن جام جهانی، حداقل یک مرحله صعود برای ایران به‌ثبت برسد، این اتفاق رخ نداد. با این وجود، مسئولان فدراسیون فوتبال با تعلل بسیار زیادی سرانجام تصمیم گرفتند تا در جام ملت‌های آسیا 2027 هم امیر قلعه‌نویی روی نیمکت تیم ایران بنشیند تا با توجه به سابقه حضور او در جام ملت‌های آسیا 2007، او حالا برای سومین‌بار در این رویداد سکان‌دار تیم ملی باشد.

سرمربی تیم ملی از زمان پذیرش این مسئولیت، تغییرات چندباره‌ای در جمع دستیاران خود انجام داده اما چهره موردوثوقِ او که در تیم‌های قبلی از جمله گل‌گهر هم در کنار امیر قلعه‌نویی بود، سعید الهویی است؛ چهره‌ای که امیر قلعه‌نویی معتقد است تفکر دانشگاهی را به تیم ملی آورده و مشخصاً مغز متفکر تیمِ امیر به شمار می‌آید. مسئله مهم اینجاست که امیر قلعه‌نویی و سعید الهویی برای توجیه اقدامات خود همواره سعی می‌کنند تا از عبارات علمی استفاده کنند و از طریق به دنبال مشروعیت‌بخشی به اقدامات‌شان هستند.

امیر قلعه‌نویی و سعید الهویی در دوران حضورشان در تیم ملی به دنبال آن بوده‌اند تا اثبات کنند براساس علم ریاضی کار خود را پیش می‌برند و «ماتریس» وردِ زبان آن‌ها بوده است. با این وجود، بررسی لیست اخیر تیم ملی به‌وضوح نشان می‌دهد که قلعه‌نویی و دستیار اول موردعلاقه‌اش که در تنها تجربه سرمربیگری‌اش در گل‌گهر روزهای کابوس‌واری را برای تیم سیرجانی رقم زد، صرفاً سعی می‌کنند که برای زیبا صحبت‌کردن به سراغ استفاده از کلمات علمی بروند و در کارشان، اعتقادی به علم ریاضی و ماتریس ندارند.

قلعه‌نویی برای فیفادی اخیر چند چهره شاخص و مطرح را به تیم ملی دعوت نکرد که سرآمد همه آن‌ها، اللهیار صیادمنش است؛ ستاره‌ای که بدون‌تردید آماده‌ترین لژیونر فوتبال ایران در برهه فعلی محسوب می‌شود و در سطح دوم رقابت‌های اروپایی در لهستان خوش می‌درخشد. بی‌راه نیست اگر بگوییم که در برهه فعلی، اللهیار پرچمدار فوتبال ایران در اروپاست و تنها چهره ایرانی شاغل در لیگ اروپا در فصل جاری محسوب می‌شود اما قلعه‌نویی بیش از آنکه به ماتریس و علم ریاضی اعتقاد و باور داشته باشد، با حب‌وبغض و بخل‌ورزی سعی می‌کند که لیست خود را تنظیم می‌کند.

میلاد سورگی چهره قابل‌احترامی است، همان‌طور امیرحسین محمودی و البته مهدی لیموچی؛ اما شاید هواداری با حداقل بینش هواداری هم نپذیرد که این نفرات به مهدی قایدی ترجیح داده شده‌اند که بارها خودش را در موقعیت‌های مختلف اثبات کرده است. اصلاً سوال مهم اینجاست که امیر قلعه‌نویی با کدام علم ماورایی، امیرحسین محمودی را که در اکثریت دقایق فصل جاری نیمکت‌نشین بوده، بازیکنی در تراز تیم ملی دیده و چهره‌ای مثل مهدی قایدی که خودش را بارها ثابت کرده، به دلیل اختلافات شخصی کنار زده؟

امیر قلعه‌نویی و البته دستیار موردعلاقه‌اش سعید الهویی که به قولِ امیر «نگاه دانشگاهی» دارد، بهتر است نگاه‌شان را به مباحث علمی پیوند نزنند. شاید اگر قلعه‌نویی بگوید از مدل مو و شادی‌های اللهیار و یا کُنش‌های اجتماعی صیادمنش خوشش نمی‌آید یا از قایدی دلگیر است که در یک برنامه اینترنتی هنگام صحبت از رفتارهای امیر در جام جهانی، خندیده و از قلعه‌نویی دفاع نکرده، برای اهالی فوتبال خیلی قابل‌درک‌تر باشد تا اینکه با کلماتی مثل ماتریس و درگیر کردن علم ریاضی در فوتبال بخواهد همه اقدامات خود را توجیه کند.

سرمربی تیم ملی واضحاً حب‌وبغض‌های شخصی‌اش را در امور فنی دخیل می‌کند اما با کتمان این قضیه سعی می‌کند، برای همه کارهایش سرپوش علمی بگذارد. مَخلَص کلام این است که هیچ پیوندی بین تیم ملی و کادرفنی ملی‌اش با علم ریاضی و آمار نیست و فقط با کلماتی مانند «ایکس‌جی»، «امید گل» و «ماتریس» و ... سعی کرده برای خودش اعتبار بخرد و پروژه‌اش در تیم ملی را علمی جلوه بدهد؛ هر چند که برخلاف ذهنِ امیر، هوادار فوتبال در دهه 1380 نمانده و هر کُنش و واکنش سرمربی تیم ملی و اعضای کادر او به سرعت تحلیل می‌شوند و بدون‌تردید نوپاترین هوادار فوتبال در برهه فعلی هم به خوبی می‌داند که پیوند ماتریس و علم ریاضی با تیم ملی ایران، فقط یک شوخی زشت است؛ یک شوخی زشت!

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...