نینیبان: مادر بودن قرار نیست همیشه با حس خوشحالی و انرژی همراه باشد. مراقبت از کودک، بیخوابی، کارهای خانه، مسئولیتهای شغلی و نگرانیهای همیشگی درباره فرزند میتوانند بهمرور فشار زیادی ایجاد کنند. گاهی این فشار آنقدر ادامه پیدا میکند که مادر احساس میکند دیگر توان ادامه دادن ندارد؛ حالتی که از آن با عنوان فرسودگی مادرانه یا فرسودگی والدگری یاد میشود.
فرسودگی مادرانه یک تشخیص پزشکی رسمی و مستقل نیست، اما مفهوم فرسودگی مراقبتی و والدگری به خستگی جسمی و روانی ناشی از فشار مداوم مراقبت از دیگران اشاره دارد. کلینیک کلیولند از خستگی جسمی و ذهنی، تحریکپذیری، احساس گناه، کنارهگیری از دیگران و از دست دادن علاقه به فعالیتهای مورد علاقه بهعنوان نشانههای احتمالی فرسودگی مادرانه نام میبرد.

همیشه خستگی معمولی نیست
همه مادرها ممکن است بعضی روزها خسته، بیحوصله یا کلافه باشند؛ بهخصوص وقتی کودک بیمار است یا شبها خوب نمیخوابد. تفاوت فرسودگی با خستگی معمولی این است که احساس خستگی و فشار تداوم پیدا میکند و روی زندگی روزمره، روابط و توانایی مادر برای انجام کارها اثر میگذارد.
اگر مادر احساس کند حتی اضافه شدن یک کار کوچک به برنامه روزانهاش غیرقابل تحمل است، ممکن است بدن و ذهن او به استراحت و حمایت بیشتری نیاز داشته باشد.
۱. همیشه خستهاید، حتی وقتی استراحت میکنید
یکی از نشانههای مهم فرسودگی، خستگی مداوم جسمی و ذهنی است. ممکن است مادر صبح از خواب بیدار شود، اما همچنان احساس کند انرژی انجام کارهای روزمره را ندارد.
کمخوابی هم میتواند این شرایط را شدیدتر کند، بهخصوص در سالهای اول مراقبت از کودک.
۲. زود عصبانی میشوید
اگر قبلاً مسائل کوچک شما را چندان ناراحت نمیکرد اما حالا با کوچکترین اتفاق عصبانی میشوید، بهتر است میزان فشار و استراحت خود را بررسی کنید.
تحریکپذیری، عصبانیت و احساس ناامیدی میتوانند با فرسودگی همراه باشند.
این موضوع به معنی «مادر بد بودن» نیست. اتفاقاً یکی از مشکلات فرسودگی این است که مادر ممکن است بعد از عصبانیت از رفتار خودش احساس گناه کند و همین احساس گناه فشار بیشتری ایجاد کند.

۳. احساس میکنید از همه چیز عقب ماندهاید
یکی دیگر از نشانههای رایج، احساس ناتوانی در مدیریت مسئولیتهاست. مادر ممکن است مدام با خودش فکر کند که به اندازه کافی برای فرزندش وقت نمیگذارد، خانه مرتب نیست، کارهایش عقب افتاده یا در نقش مادری موفق نیست.
احساس گناه و نگرانی درباره کافی نبودن، از تجربههایی است که در فرسودگی مادرانه دیده میشود.
در چنین شرایطی، تلاش برای «مادر کامل بودن» میتواند فشار را بیشتر کند. قرار نیست خانه همیشه مرتب باشد یا مادر بتواند تمام نیازهای خانواده را بهتنهایی مدیریت کند.
۴. دیگر از چیزهایی که دوست داشتید لذت نمیبرید
اگر مادر دیگر برای دیدن دوستان، ورزش، مطالعه، تفریح یا فعالیتهایی که قبلاً دوست داشته، اشتیاقی ندارد، بهتر است این تغییر را نادیده نگیرد.
کنارهگیری از دیگران و از دست دادن علاقه به فعالیتهای لذتبخش از نشانههایی هستند که میتوانند با فرسودگی همراه باشند.
گاهی مادر آنقدر درگیر مراقبت از کودک و خانواده میشود که تمام زمان و انرژی خود را برای دیگران میگذارد و خودش آخرین نفر در فهرست اولویتها قرار میگیرد.
۵. از همسر یا فرزندتان فاصله میگیرید
فرسودگی ممکن است باعث شود مادر تمایل کمتری به ارتباط با اطرافیان داشته باشد. حتی ممکن است احساس کند دلش میخواهد مدتی از همه فاصله بگیرد و تنها باشد.
این احساس به خودی خود به معنی نداشتن علاقه به فرزند یا همسر نیست؛ گاهی نشاندهنده این است که مادر مدت زیادی بدون حمایت کافی مسئولیتهای زیادی را تحمل کرده است.
فرسودگی مادرانه با افسردگی بعد از زایمان یکی نیست
این دو مفهوم را نباید با هم یکی دانست. فرسودگی مادرانه بیشتر به فشار و خستگی ناشی از مراقبت و مسئولیتهای مداوم مربوط است، در حالی که افسردگی دوران بارداری و پس از زایمان یک وضعیت پزشکی قابل تشخیص و درمان است.
افسردگی پیرامون بارداری میتواند با غم یا اضطراب مداوم، احساس بیارزشی یا گناه، کاهش علاقه به فعالیتها، مشکل تمرکز، تغییر خواب و اشتها و حتی افکار آسیب به خود یا نوزاد همراه باشد.
بهخصوص اگر این علائم شدید باشند یا بیشتر از دو هفته ادامه پیدا کنند، بهتر است مادر با پزشک یا متخصص سلامت روان صحبت کند. «بیبی بلوز» معمولاً کوتاهمدت است و در دو هفته اول پس از زایمان دیده میشود، اما علائم شدید یا ماندگار نیاز به بررسی دارند.
چطور با فرسودگی مادرانه مقابله کنیم؟
اولین قدم این است که مادر قبول کند لازم نیست همه کارها را بهتنهایی انجام دهد. تقسیم مسئولیتهای خانه و مراقبت از کودک با همسر یا اعضای خانواده میتواند بخشی از فشار را کم کند.
همچنین بهتر است کارهای غیرضروری برای مدتی کنار گذاشته شوند. خانه لازم نیست همیشه بینقص باشد و مادر لازم نیست برای رسیدگی به خودش احساس گناه کند. خواب و استراحت، ارتباط با دوستان و خانواده، فعالیت بدنی متناسب با شرایط و داشتن زمانی هرچند کوتاه برای خود، بخشی از مراقبت از سلامت مادر است.
اگر احساس فرسودگی شدید است یا با وجود دریافت حمایت بهتر نمیشود، صحبت با روانشناس یا پزشک میتواند کمککننده باشد. سازمان جهانی بهداشت نیز بر اهمیت شناسایی و رسیدگی به مشکلات سلامت روان مادران در دوران بارداری و پس از زایمان تأکید دارد.
و یک نکته خیلی مهم: اگر مادری افکار آسیب زدن به خودش یا فرزندش دارد، یا احساس میکند ممکن است کنترل خود را از دست بدهد، این وضعیت نیازمند کمک فوری و حرفهای است و نباید صرفاً به «خستگی مادرانه» نسبت داده شود.