چقدر زمان برای آسودن دارید؟ پیش از اینکه به رختخواب بروید مانند مردگان متحرک ساعتی جلوی تلویزیون ولو میشوید؟ یا اینکه زمان ناهار در رستوان ربع ساعتی بیشتر در ناهارخوری میمانید؟ باید با واقعیت روبهرو شوید! این مدت زمان برای آسودن کافی نیست. بسیاری از ما بهشدت خستهایم اما متوجه آن نمیشویم. مشکل چیست؟ زمان کافی برای آسودن نداریم یا اینکه به درستی نمیآساییم؟
ما راههایی برای دوباره سرحال شدن و بازیابی خود از لحاظ جسمی و روحی به شما نشان میدهیم و راز آسودن و آسایش درست را به شما میآموزیم تا نیرو و توان خود را دوباره بازیابید. بنابراین آماده بازیابی تا ۱۰۰ درصد باشید.
معمولاً هر دستگاهی را که مدتی از برق بکشید، میتواند دوباره بهتر و بیشتر کار کند، این قانون خود شما را نیز در بر میگیرد. آن لاموت
آسودن و بازیابی نیروتاکنون صبح از خواب بیدار شدهاید و چشمبازنکرده از خود پرسیدهاید دوباره کی میتوانید بخوابید؟ یا آنکه ساعت ۳ عصر پلکهایتان روی هم افتاده و دنبال یک فنجان قهوه گشتهاید؟ بیشتر ما همیشه احساس میکنیم خستهایم؛ چرا؟ راه چاره برای این وضعیت چیست؟
آنیتا چادوری دراینباره پژوهش کرده است. چندی پیش مطلبی از یکی از همکاران قدیمیام درباره شغل تازهاش در شبکههای اجتماعی خواندهام. چیزی که شگفتزدهام کرد موفقیت چشمگیر او نبود بلکه حقایق دیگری از زندگیاش بود که گذرا نوشته شده بود؛ او چهار فرزند داشت، در دو ماراتون شرکت میکرد، فعالیتهای خیریه انجام میداد و صاحب یک کسبوکار موفق بود.
درحالیکه من گاهی اوقات با جانکندن خودم را به گوشه کافهای میرساندم که بتوانم لاته صبحام را بنوشم چون نیرو و توان بسیار کمی داشتم؛ نهتنها نیروی جسمانی نداشتم بلکه ذهنم هم آشفته بود. سن خودم را باعث این همه پریشانی نمیدانستم چون همکار موفقم، هم سن و سال من بود.
داستان موفقیت او، کتاب لورا واندرکام به نام « افراد موفق پیش از صبحانه چه میکنند» را به یادم انداخت. ماریسامیر مدیر ارشد اجرایی یاهو مدعی است تنها ۴ تا ۶ ساعت برای آسودن در هفته نیاز دارد. بنابراین واقعا چه دلیلی باعث میشود برخی افراد مانند خرگوشهای تبلیغات دوراسل چنین پرتوان و سرزنده باشند و برخی دیگر همه روز تلاش میکنند تا خمیازههایشان را پنهان کنند؟ هرچند ممکن است این موضوع عامل ژنتیکی داشته باشد. دانشمندان کانادایی بهتازگی ژنی به نام تنبلی یافتهاند. این خبر خوبی است زیرا نشان میدهد میزان نیروی روزانه ما در حقیقت زیر فرمان ماست.
گذشته از این نکته مشترکی در همه داستانهای موفقیت افراد مختلف هست؛ چیزی که به گفته آلکس سوجونگ کیمپانگ، پژوهشگر موسسه آینده، همه ما بهسادگی میتوانیم آن را انجام دهیم. کار موسسه آینده، استارت آپ مشاوره در سیلیکونولی است.
پاسخ پانگ این است که افراد خلاق و موفق راز آسودن درست را میدانند: «ما به همان اندازه که به غذا برای زندگی نیاز داریم، به آسودن نیز نیازمندیم. بیشتر ما آسودن را نوعی انحراف یا فرایندی تجملی میدانیم که پس از انجام همه کارها میتوانیم سروقت آن برویم. مشکل دنیای امروز این است که هیچوقت نمیتوانیم همه کارها را به پایان ببریم.
خواب نه؛ آسودنکمی صبر کنید. ما هماکنون درباره داستانهای شگفتآور موفقیت حرف میزدیم. گمان میرود من هم گرفتار یک کلیشه شدهام. به گفته پانگ: خواب و آسودن دو موضوع کاملا جداگانه هستند. او کتابی با عنوان «آسودن» نوشته است؛ فرهنگ ما اهمیت آسودن را کم میکند و آن را با میزان خواب اشتباه گرفته است. بیایید اول نگاهی به موضوع خواب داشته باشیم. ممکن است افراد با افتخار ادعا کنند که تنها یک ساعت در شبانهروز میخوابند. اما در واقعیت تعداد کمی از افراد با این وضعیت میتوانند زنده بمانند. شواهد زیادی درباره پیامدهای کار زیاد و خستگی بیشازاندازه از یک قرن پیش تاکنون وجود دارد. انسان نمیتواند بهدرستی برآورد کند چه آسیبی با کار زیاد و خستهشدن به خود میرساند.
این فرایند، قدرت تصمیمگیری بههنگام ما را میکاهد؛ جالبتر اینکه خستگی بیشازاندازه، بدن را در درک عمق پیامدهای آن ناتوان میکند.
درست بیاساییدمن از آسودن خوشم میآید. تصورم از آسودن آن است که پایم را روی میز بگذارم و یک قسمت از سریال تلویزیونی دلخواهم را ببینم. اما پانگ هشدار میدهد. نخستین گام دریافت نیروی بیشتر، جدیگرفتن«آسودن» است. آسودن خوب، بازتوانی و نیرو یافتن جسمی یا سرگرمی ذهنی است.
این گفته، راهم را به جای دیگری میکشاند. من هم برداشت نادرستی مانند بسیاری از افراد دارم. راهبرد پیشنوشته من هنگام کاهش توان و نیرو؛ خوابیدن، رها کردن دیگر فعالیتها، خودداری از ورزش و تنبلی کردن تا زمانی است که دوباره پرتوان شوم. آیا این روش همیشه کارآمد است؟ راستش را بگویم؛ «نه»! اما من همچنان به همین شیوه استراحت میکنم و میترسم انجام کارهای دیگر، خستهترم کند.
یکی از راهکارهای جالب پانگ در نیرودهی دوباره، انجام یک سرگرمی است که آن را «آسودن فعال» میخواند. انسان برای بازیابی روانی باید کاری مفید انجام دهد. کاری که او را به خود بکشاند و توجه او را از مسائل چالشبرانگیز دور کند.
سرگرمیها توجه و نیروی ذهنی ما را به خود جذب می کنند؛ برخی چهرههای سرشناس بزرگ مانند وینستون چرچیل برای سرگرمی نقاشی میکردهاند.
پژوهشی بلندمدت این روش را تایید میکند. سابینه زاننتاگ جامعهشناس آلمانی بهمدت دو دهه درباره مفهوم بازیابی نیرو در سلامت کارگران کاوش کرده است. دستاورد کار او نشان میدهد چند عامل اصلی در بازیابی نیرو نقش دارند: تمرکز، مدیریت، تجربه مهارتی و رهاسازی ذهنی از شغل و کار.
عامل مدیریت به درک این پرسش میپردازد که چرا بسیاری از افراد همیشه احساس خستگی میکنند. پانگ میگوید: «مدیریت بهمعنای قدرت تصمیمگیری درباره وقتگذراندن، نیرو و توجه است.» برای افرادی که اختیار زیادی روی اتفاقات محل کار ندارند و برنامه روزانه آنها با فعالیتهای مربوط به خانواده پر شده است، در دست گرفتن فرمان و زمانبندی فعالیتها، رهاییبخش و نیروزاست.
زاننتاگ در پژوهشی از پزشکان و پرستاران در بیمارستانها و مراکز توانبخشی روانی آلمان دریافت که کارمندانی که مدیریت بیشتری بر زمان و تمرکز خود دارند، در پایان روز کمتر احساس خستگی میکنند اما کارمندانی که مدیریت کمتری بر روند کارهای معمول روزانه و اولویتهایشان دارند، اضطراب و خستگی بیشتری دارند. این افراد ساعتهای بیشتری کار میکنند و زمان بیشتری برای بازیابی نیرو و توان خود نیاز دارند.
این پژوهش نشان داد مهارتهای گوناگون مانند سرگرمی میتواند وضعیتی به نام «روانشدن» را در فرد پدید آورد که میزان نیروی فرد را بهسرعت بالا میبرد.
