آشنایی با فرهنگ لغات و اصطلاحات فقهی؛
«آشنایی با اصطلاح بناء در فقه»بناء در چند معنا به کار رفته است: ساختن، ساختمان، ادامه دادن و اتمام عمل عبادی و عدم قطع آن به سبب بروز خلل غیر مبطل، تغییر نیافتن آخر کلمه به اختلاف عوامل، مقابل اعراب.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
تاریخ : دوشنبه 1397/02/24 ساعت 07:03

۱. ساختن،
۲. ساختمان،
۳. ادامه دادن و اتمام عمل عبادی و عدم قطع آن به سبب بروز خلل غیر مبطل،
۴. تغییر نیافتن آخر کلمه به اختلاف عوامل،
۵. مقابل اعراب.
از بناء به معنای سوم در بابهایی نظیر صلات، صوم و حج سخن رفته است. از بناء به معنای چهارم به مناسبت در باب صلات سخن رفته است.
موارد خلل غیر مبطل در عمل عبادی
بهطور کلّی بروز خلل غیر مبطل در اثنای عمل عبادی پیوسته، مانع صحّت و اتمام آن نخواهد شد. در ذیل به نمونههایی از مصادیق و مسائل آن اشاره میشود.
← عروض خواب بر مؤذن در وسط اذان
عارض شدن خواب بر مؤذّن در اثنای اذان، به آن مقدار از اذان گفته شده خلل نمیرساند و در صورت از بین نرفتن موالات میتواند بر آن بنا بگذارد. [۱]
← شک در برخی موارد در رکعات نماز
در شک بین سه و چهار یا دو و سه پس از اکمال دو سجده در رکعت دوم، بنابر قول مشهور بنابر اکثر گذاشته و نماز به پایان برده میشود و سپس به احکام شک عمل میگردد. [۲] [۳] شک کننده در عدد رکعات نماز مستحب بین بنابر اقلّ و اکثر مخیّر است. [۴]
← قطع روزهای پیوسته کفاره روزه با عذر
از شرایط دو ماه روزۀ کفّاره، پی درپی بودن ۳۱ روز آن است؛ لیکن اگر در اثنای آن ایّام- به سبب عذری همچون حیض یا بیماری- ناگزیر از افطار گردد، پس از زوال عذر بنا را بر آن مقدار از روزۀ گرفته شده میگذارد و ادامه میدهد. [۵]
← رها کردن طواف در اثنای آن
کسی که طواف حج یا عمره را در اثنا رها کرده است در صورت تجاوز از نصف، بنا را بر آن میگذارد و هفت شوط را به پایان میبرد و نیازی به اعادۀ طواف نیست. [۶]
لزوم رعایت بناء کلمه در قرائت و اذکار نماز
در قرائت و اذکار نماز رعایت بناء کلمه واجب است؛ بدین معنا که کلمۀ مبنی، حرکت داده نمیشود و اگر مبنی بر حرکت ضمّه، فتحه یا کسره است حرکت دیگری داده نمیشود هرچند آن حرکت مقتضای عاملی باشد که بر سر آن درآمده است. [۷] [۸]
ـــــــــــــــــــــ
پانویس:
۱. ↑ نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۹، ص۱۱۷.
۲. ↑ نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۳۳۲.
۳. ↑ نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۳۴۱-۳۴۲.
۴. ↑ نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۴۲۳.
۵. ↑ نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۷، ص۷۱.
۶. ↑ نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۹، ص۳۲۶.
۷. ↑ نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۹، ص۲۸۷.
۸. ↑ نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۹، ص۲۹۳.
منبع: وبسایت ویکی فقه