به گزارش خبرگزاری مهر، امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ به عنوان خطیب نماز جمعه به ایراد سخنانی با موضوع علی (ع) الگوی کامل بشریت پرداخت. متن کامل این سخنرانی در ادامه آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الحمدلله الذی لا مُضادّ له فی مُلکه و لا مُنازِعَ لَهُ فی أمره. الحمدالله الذی لا شریک لَهُ فی خلقه ولا شبیه لَهُ فی عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سیدّنا ونبیّنا محمّد صلّی الله علیه و علی آله الطاهرین و اصحابه المنتجبین.
عبادالله ! اوصیکم و نفسی بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.
به مناسبت ایام شهادت آن شخصیت برجسته الهی و معجزه تربیتی پیامبر اکرم(ص) نکاتی را گذرا اشاره میکنم.
حضرت علی (ع) در تمام طول حیات خود یک موحّد واقعی و کامل بود و هیچگاه بر هیچ بُتی سجده نکرد؛ بلکه عبد مخلص پروردگار متعال بود و همه چیز زندگی برای حق بود. لحظهای از حق فاصله نداشت و در میدانهای مختلف، کاملترین بود. در عبادت، زهد، شجاعت، تدبیر، حکمت، معرفت، بندگی، خُلق و ادب به اقرار همه پس از پیامبراکرم(ص) برترین و با فضیلتترین شخصیت تمام دورانها بود. او فقط برای زمانه خود الگو و اسوه نبود بلکه برای همۀ انسانها، در همه عالم الگوست. او معلم توحید، صبر، مقاومت و استقامت بود و انیس و همدم یتیمان و مستمندان و بیچارگان بود. او برای همۀ محبوب بود و با حضورش در هر جایی امنیت ایجاد میکرد و همواره محضرش با حکمت و معرفت آمیخته بود. همیشه خود را سرباز پیامبر اکرم(ص) میدانست و تا آخرین لحظه، خود را فدای اسلام نمود.
آن حضرت همه صفات الهی را در خود جمع کرد و مظهر و جامع صفات الهی بود. در عبادت یگانه روزگار بود. نقل است، فردی به نام ضِرار به شام رفت و بر معاویه وارد شد. معاویه از او خواست از حالات حضرت علی(ع) برایش بگوید. او در پاسخ گفت: « لَقَدْ رَأَیْتُهُ فِی بَعْضِ مَوَاقِفِهِ وَ قَدْ أَرْخَی اللَّیْلُ سُدُولَهُ وَ هُوَ قَائِمٌ فِی مِحْرَابِهِ قَابِضٌ عَلَی لِحْیَتِهِ یَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلِیمِ وَ یَبْکِی بُکَاءَ الْحَزِینِ وَ یَقُولُ یَا دُنْیَا یَا دُنْیَا إِلَیْکِ عَنِّی أَ بِی تَعَرَّضْتِ أَمْ إِلَیَّ تَشَوَّقْتِ لَا حَانَ حِینُکِ هَیْهَاتَ غُرِّی غَیْرِی لَا حَاجَةَ لِی فِیکِ قَدْ طَلَّقْتُکِ َلَاثاً لَا رَجْعَةَ فِیهَا فَعَیْشُکِ قَصِیرٌ وَ خَطَرُکِ یَسِیرٌ وَ أَمَلُکِ حَقِیرٌ آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّرِیقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظِیمِ الْمَوْرِدِ؛ علی (ع) را در حالی دیدم که شب پرده های خود را افکنده بود، و او در محراب ایستاده، محاسنش را به دست گرفته، همچون فرد مارگزیده، به خود می پیچید، و محزون می گریست و می گفت: ای دنیا! ای دنیای حرام! از من دور شو، آیا برای من خودنمایی می کنی؟ یا شیفته من شده ای تا روزی در دل من جای گیری؟ هرگز مباد! غیر مرا بفریب، که مرا در تو هیچ نیازی نیست، تو را سه طلاقه کرده ام، تا بازگشتی نباشد، دوران تو کوتاه، ارزش تو اندک و آرزوی تو پست است. آه از توشه اندک، و درازی راه، و دوری منزل، و عظمت روز قیامت! »[۱]
خود امام علی(ع) می فرماید: «اِلهی ما عَبَدْتُکَ خَوْفاً مِنْ عِقابِکَ وَ لاطَمَعاً فی جَنَّتِکَ وَ لکِنْ وَجَدْتُکَ اَهْلاً لِلْعِبادَةِ فَعَبَدْتُکَ ؛ خدایا، تو را به جهت ترس از عذابت و طمع در بهشت، عبادت نکردم، بلکه تو را شایسته عبادت یافتم و آنگاه به عبادت تو برخاستم.» و این عبادت احرار و آزدگان است نه غلامان و بردگان و تاجران و کاسبان.
همه عبادت او از سر شوق و حبّ و عشق به حضرت حق بود و در عین حال نسبت به شناخت و معرفتِ حقیقت توحید این حقیقت را بازگو نمودند که احدی را یارای غور و غواصی در بحر عمیق توحید نیست: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَایَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ وَ لَایُحْصِی نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ وَ لَایُؤَدِّی حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ الَّذِی لَایُدْرِکُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لَایَنَالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ»
او در اوج ایمان به حق بود، به گونه ای که آرامش، طمأنینه، رضا و تسلیم را در خود جمع کرده بود. او وَلیِّ به حق خدا بود و قطعاً اولیای الهی خوف و حزنی در خود راه نمی دهند «إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ» و در همه حال خود را وابسته به خدای بزرگ و قادر و حکیم می دانند.
آن حضرت در مقام عطا و بخشش به معنای واقعی کلمه، کریم بود، چنانکه مخالفان آن حضرت همچون معاویه در وصف کرمش می گوید: «لو مَلَکَ بَیتاً مِن تِبرٍ وَ بَیتاً مِن تِبنٍ لَأنفَدَ تِبرُهُ قَبلَ تِبنِهِ[۲] ؛ اگر علی دو انبار داشته باشد، یکی از آن ها پر از طلا و دیگری پر از کاه، اوّل آنکه طلاست تمام می شود و بعد، انبار کاه »این کرم علی است. علی تا زمانی که طلا دارد، نمیتواند کاه بدهد.
این شخصیت الهی و موحّد روزگار که نسبت به مال و ثروت اینچنین بی اعتنا است؛ امّا وقتی با بیت المال مواجه می شود، بسیار حساس و سخت گیر میشود و وقتی برادر گرسنه و نابینایش، عقیل در مقابلش می ایستد و کمی از سهمیه اش، بیشتر میطلبد بسیار سخت گیری میکند و آهنی را داغ می کند و به دستش نزدیک می نماید تا عبرت بگیرد. در این ماجرا عقیل فریاد کشید که ای برادر می خواهی مرا بسوزانی. حضرت فرمود: ای عقیل تو از این آتش که هنوز به تو نرسیده فرار می کنی، پس چگونه می خواهی مرا در آتش افکنی و بسوزانی. ای برادر تو از چنین اذیتی می نالی، اما انتظار داری که من از زبانه آتش جهنم ننالم؟
این مظهر خدا به خاطر آنکه در حکومتش آسیبی به عدالت وارد نشود چنین نسبت به بیت المال سخت گیری می کند. گرچه او حاضر است هر آنچه را که در منزل جزء اموال شخصی است به مستمند بدهد اما نسبت به آنچه که مربوط دیگران است، خود را امانتدار می داند و هیچگاه در ذهنش خطور نمی کند که ذرّه ای در امانت خیانت نماید.
امّا همین انسان الهی و موحّد وقتی با آه یتیم مواجه می شود آنقدر قلب رئوف و مهربان و لطیف و نازکی دارد که بی طاقت می شود و اشک از چشمانش سرازیر می گردد. داشتن این نوع صفات به صورت جمعی در بسیاری از انسانها دشوار است. هم کریم و بزرگوار و هم امانتدار و سخت گیر، هم شجاع و دلیر و هم عارف دلسوخته و عابد عاشق.
آن حضرت هیچگاه اجازه ندارد که دنیا به سویش روی آورد و لذا می فرمود: اگر دنیا را به من بدهند که یک پوست جو را از یک مورچه بگیرم، نمی گیرم: «وَ اللَّهِ لَوْ أُعْطِیتُ الْأَقَالِیمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلَاکِهَا، عَلَی أَنْ أَعْصِیَ اللَّهَ فِی نَمْلَةٍ أَسْلُبُهَا جُلْبَ شَعِیرَةٍ مَا فَعَلْتُهُ»[۳]
و چون آن حضرت حقیقت ایمان را در بالاترین مرتبه چشید، همه این صفات در او جمع شده است و به عنوان یک مؤمن تکلیف مدار هرجا مسئولیت و مأموریتی به او واگذار میشود به بهترین شکل عمل می نماید و آن را انجام میدهد. چه نسبت به مأموریت های فردی و شخصی و عبادی و چه نسبت به مأموریت های اجتماعی و چه زمانی که رهبری جامعه اسلامی را عهده دار بود، لحظه ای از حق فاصله نداشت بلکه خود آن حضرت محور حق بود.
امروزه حاکمان جامعه باید آن حضرت را الگو خود قرار دهند؛ البته نه در بعد فردی و شخصی و سخت گیریهایی که حضرت نسبت به خود داشت؛ زیرا در این بعد بسیار دشوار است که انسان پا به پای علی(ع) رفتار نماید بلکه در مسئولیت حمایت از مستمندان و مستضعفان در جهت تحقق عدالت باید آن حضرت را الگو قرار دهیم تا جامعه بشری طعم عدالت علوی را ذرّه ای تجربه نماید و این آن مهمی است که باید از آن الگو گرفت.
گرچه همه انسانها در هر بعد از زندگی خود میتوانند علی(ع) را به عنوان الگو قرار دهند چه آن عارف محو جمال و جلال حق و چه آن عابد غرق در عبادت و چه آن متکلم زبردست و چه آن حکیم متأله و چه آن فقیه کارآموزده و چه آن ادیب سخنور و بلیغ و چه آن مصلح روزگار و چه آن عالم اخلاق آراسته به فضائل و چه آن رهبر عادل پیشه جامعه که درصدد است، امنیت و عدالت را پیاده کند و هر دیگری در هر بعدی که تلاش می کند به کمالی برسد و خود را رشد دهد، میتواند علی(ع) را به عنوان یک الگو بپذیرد، بی شک خود را به ساحل نجات خواهد رساند و حیات و زندگی حقیقی را در این دنیا تجربه خواهد نمود.
