به مناسبت میلاد هشتمن نور ولایت حضرت امام رضا (ع) در این بسته متن تبریک این روز را برای شما کاربران عزیز آماده کردهایم. خراسان در شب میلاد تو، عزیزترین جای عالم است. عطر زعفران و گلاب، عطر عود و اسپند، از زمین به آسمان راه میگشاید و تمام عرشنشینان، چراغانی شهری را به هم نشان میدهند که خورشیدی شبانهروز در خاکش پرتوافشانی میکند؛ چه مبارک سحری و چه فرخنده شبی است!

یا ضامن آهو! دلهای بی پناهمان را که چون آبگینههای شکسته در پهنای گیتی سرگردانند، در پای ضریح مقدست آشیان ده که محتاج پرکشیدن به آبی لایتناهی فطرت خداییمان هستیم. ولادت امام رضا(ع) در یازدهم ذیقعده سال ١۴٨ هجری، مدینه حال و هوایی دیگر داشت و نه تنها در زمین بلکه از آسمان هم صدای تهنیت گفتن ملائک به گوش میرسید و شکوفا شدن غنچه دیگری از گلهای بوستان ولایت را که فضای عالم را معطر ساخته بود بشارت میداد.
بر روی رضا شمس امامت صلوات
بر شافع ما روز قیامت صلوات
در شام ولادتش که شادند همه
بفرست بر این روح کرامت صلوات صلوات

ز آستان رضا سرخط امان دارم٬ رخ نیاز بر این پاک آستان دارم
اگر چه کم ز غبارم، به شوق نکهت گل همیشه جای، در این طرفه بوستان دارم
ز تیر حادثه مرغی شکسته بال و پرم درین چمن به صد امید آشیان دارم

در باغ ولایت گل خوشبوست رضا
سروچمن گلشن مینوست رضا
نومید مشو زدرگه احسانش
زیرا به جهان ضامن اهوست رضا
میلاد هشتمن نور ولایت، تبریک و تهنیت

کبوتر میگفت:
عاشق آسمان است!
اما همیشه
روی گنبد تو مینشست...
آسمانیتر از شما مگر پیدا میشود؟
سلام آسمان هشتم
امام رضا جان

میلاد عالم آل محمد، هشتمین حجت سرمد، نگین
درخشان وطن، السلطان ابا الحسن، حضرت رضا (ع) مبارک باد

ای آستان قدس تو تنها پناه من
ای چلچراغ چشم تو، خورشید راه من
ای مظهر عنایت حق هشتمین امام
ای خاک پاک مرقد تو بوسه گاه من
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

خدایا پناهم باش که جز پناه تو پناهی نمیخواهم
بر روی رضا شمس امامت صلوات
بر شافع ما روز قیامت صلوات
در شام ولادتش که شادند همه

حاجیان مکه روند و فقرا سوی تو آیند، جان به قربان رضا که تو حج فقرایی
ولادت شمس الشموش، خسرو اقلیم طوس اقا امام رضا علیه السلام مبارک

باز هم زائرتان نیستم، از دور سلام!
تو زندگی حرفهایی هست که فقط و فقط،
باید بر روی "باب الجواد"...
کلمهها را دانه کنی، دانههای اشک
بکشانی شان دنبال هم، شبیه یک تسبیح،
بچرخانی شان توی صورتت، ذکر بگیری و بعد،
انگار که تسبیح پاره بشود،
دانهها بیایند تا بچکند روی سنگهای حرم...
باز هم در به در شب شدم،
"ای نور سلام"
باز هم زائرتان نیستم، "از دور سلام"
اَلسَّلامُ عَلَیک یا علی ابن موسَی الرِّضا (ع)

ای آستان قدس تو تنها پناه من
ای چلچراغ چشم تو، خورشید راه من
ای مظهر عنایت حق هشتمین امام
ای خاک پاک مرقد تو بوسه گاه من
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

در کوی رضا سرود جان میشنوم
آواز پر فرشتگان میشنوم
بنشسته به هر کرانه پاکان به دعا
لبیک خدا از آن میان میشنوم
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

از این همه انزوا مردد شدهام
دیوانه رنگ زرد گنبد شدهام
امروز دلم حال کبوتر دارد
انگار که بی قرار مشهد شدهام

مهر تو ز لوح دل سپردن نتوان
حاجت برکس به جز تو بردن نتوان
از هجر تو مرگ بهر من آسانتر
دل بر کس دیگری سپردن نتوان
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

بالم شکسته بود و هوایی نداشتم
از دست روزگار رهایی نداشتم
بیهوده نیست عاشق گنبد طلا شدن
مشهد اگر نبود که جایی نداشتم
دردم زیاد بود و طبیبی مرا ندید
دردم زیاد بود و دوایی نداشتم
گفتم مگر امام رضا چارهای کند
ای وای اگر امام رضایی نداشتم

میدانم شفاعت بی منتت زبان زده
به همین امید دلم به مشهد تو اومده
جزر آمده و حال مرا مد کرده
بغض آمده، از حنجرهام رد کرده
من این چمدان، تو ساکها را بردار
بدجور دلم هوای مشهد کرده
دلم حرم امام رضا (ع) میخواد

این راه اگر خاره و خارا، بطلب!
گر قابل آبله است این پا، بطلب!
«دست از طلب...» آه، فال خوبی آمد
یعنی ته مطلب این که: آقا! بطلب

یه ایرانه و یه امام رضا
یک بلیط
باز یک حال عجیب ؛ پر شده از رنگ حرم
رنگ یک اذن ورود ؛ رنگ یک گنبد زرد
هر حیاطی یک حوض ؛ پر ز آب کوثر
و وضو بر لب حوض ؛ باز هم اذن ورود
یک قدم تا مقصود ؛ در همین حین میان رویا
ناگهان بغض مرا میگیرد ؛ گویی انگار مشرف شدهام
به خودم میآیم ؛ چند روزی به سفر هست هنوز

یا تو را باید دوست داشت
یا باید تو را دوست داشت
شرط سومی ندارد احوالات من
>> عید هممون مبارک