
شفقنا رسانه- امروز در کنار بررسی پیشنهاد ترامپ برای مذاکره با ایران، اخبار رتبههای برتر کنکور هم به صفحه اول روزنامهها آمدند. صبح نو، سیاست روز، جوان، جام جم، ایران و اعتماد نگاهی منفی به پیشنهاد داشتند و آن را در «همان دستکش مخملی»، «فرسنگها فاصله» بین حرف و عمل، «مذاکره بازی قمارباز»، «پیشنهاد جنگی ترامپ»، «تناقضهای امریکایی» و «تله ترامپ» بازتاب دادند. چینش تیتر و انتخاب عکس صبح نو، جوان و اعتماد متناسب با ایدهی اصلی روزنامه خوب بود. ستاره صبح عکسی از لوگوی کاخ سفید به صفحه اول آورد و از «مذاکره با ایران، بدون پیششرط» نوشت؛ آنچه چند ساعت بعد از اظهارنظر ترامپ توسط وزیرخارجهی امریکا تغییر کرد و روزنامههای خراسان، سازندگی و ایران به درستی در انتخاب تیترها و اجزا به آن توجه کردند. انتخاب عکس ستاره صبح بسیار ضعیف و بینکته است. نباید فراموش کنیم عکس در اندازههای بزرگتر زمانی برای انتقال معنا مفید و مؤثر است که علاوه بر ویژگیهای فنی، در محتوا هم حرفی برای گفتن داشته باشد.
کیهان به شیوهی خود فراتر از این اظهارنظر رفت و آن در چارچوب معنایی دیگری تحلیل کرد. در متن ادعا کرد: «آغاز برخورد قاطع دستگاه قضا با تروریستهای اقتصادی که سربازان خط مقدم جنگ واقعی آمریکا علیه ملت ایران هستند جیغ ترامپ را درآورده است. بی شک جنگ امروز ایران و آمریکا نه در عرصه نظامی که در میدان اقتصادی است، اخلالگران اقتصادی سربازان آمریکا در این جنگ محسوب میشوند و طبیعی است که هیچ فرماندهی از دستگیری و اعدام نیروی خود خوشحال نمیشود. ترامپ به دنبال آن است که نشان دهد و اثبات کند که راهکار مشکلات اقتصادی ایران نه مدیریت و ناکارآمدی برخی مسئولین و اقدامات عدهای دیگر در بازار ارز و سکه که عدم تعامل جمهوری اسلامی با آمریکا است. با این استدلال طبیعی است که دستگیری و اعدام هیچ تروریست اقتصادی مشکلی را حل نخواهد کرد و راهکار تنها رو کردن به مذاکره مجدد با ایالات متحده است.»
جمهوری اسلامی در تیتر اصلی خنثی و خبری از واکنشها به پیشنهاد مذاکره ترامپ نوشت اما در سرمقاله تاکید کرد با توجه به سوابق امریکا، ایران یک پیششرط دارد. در متن هم تحلیل کرد: «اکنون اگر فرض را بر این بگذاریم که رئیسجمهور آمریکا در پیشنهاد مذاکره با ایران صداقت دارد، جواب او این است که هر چند شما اعلام کرده اید آماده مذاکره بدون پیش شرط هستید ولی ما پیش شرط داریم. آمریکا در جریان برجام در قالب گروه ۱+۵ با ایران مذاکره کرد که حاصل آن پیمان بینالمللی برجام بود. ترامپ، آمریکا را برخلاف موازین بینالمللی از برجام خارج کرد و با این اقدام نشان داد که حتی به امضاء و تعهد رئیسجمهور قبل از خود نیز پای بند نیست. اگر ترامپ مایل است با ایران مذاکره کند قبل از هر چیز باید تخلف خود از قانون بینالمللی را جبران کند و آمریکا را به برجام برگرداند. این، پیش شرط ما برای پذیرفتن پیشنهاد ترامپ است. اگر آمریکا به برجام برگردد، بطور طبیعی به همان مذاکرهای که در قالب گروه ۱+۵ با ایران داشت برخواهد گشت و اتفاق جدیدی رخ نخواهد داد غیر از اینکه اعتبار از دست رفته آمریکا برخواهد گشت و ترامپ هم نشان خواهد داد که بیماری هرج و مرج طلبی بینالمللی او موقتی بوده است!»
همشهری، ایران، جام جم و اعتماد از جمله روزنامههایی بودند که سعی کردند تحلیلها و گفتوگوهایی دربارهی پیشنهاد مذاکره با امریکا تدارک ببینند. چینش اطلاعات همشهری در صفحه اول بهتر از دیگران بود و تولیدات متفاوت خود را به شیوهی دقیقتری به مخاطب نشان داد. در حالی که در دیگر روزنامهها اگر صفحات داخلی بررسی نشود این مطالب دیده نمیشود. بهار، بشارت نو و آفتاب یزد هم حداقل در صفحه اول نکته و رویکرد خاصی نداشتند که نشانه دیدگاه روزنامه باشد.
امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل امریکا هم در بخشی از گفتوگویش با اعتماد تاکید کرد: «بحث مذاکره پدیدهای ناپسند نیست، بلکه باید صورت گیرد. اما افکار عمومی باید قانع شود و به آنها توضیح داده شود. ما اکنون وارد یک فضای دو قطبی در کشور شدهایم. یک گروهی تمامی مشکلات کشور را بر اثر تحریم میدانند و یک وحشت عمومی ایجاد شده است که به هرپالس از سمت مقابل واکنش فوری نشان میدهد و تاکید میکنند که باید مذاکره کنیم. گروهی دیگر بر این باورند که به هیچ عنوان نباید مذاکره شود و نگران هستند که هرگونه نرمش میتواند تبعات سنگینی داشته باشد. به نحوی میتوان این را هوشمندی طرف مقابل دانست که فضای داخلی کشور را به این سمت سوق داده است. اکنون باید آگاهی بخشی صورت گیرد مشخص شود به اندازهای که تبلیغ میشود امریکا آماده مذاکره و صلح طلب است آنگونه نیست. من معتقد هستم که در شرایط کنونی اینکه جمهوری اسلامی بخواهد بدون هیچ ما به ازایی راحت پای میز مذاکره بنشیند و به خواستههای امریکا تن دهد دشوار است، مگر اینکه جمهوری اسلامی بخواهد یک تحول بنیادی درونی در داخل خود ایجاد کند که نمیتوان آن را پیش بینی کرد. اما تا زمانی که به لحاظ ماهیتی دگرگونی صورت نگیرد رسیدن به یک تفاهم سخت است. ضمن اینکه باید از فرصتها استفاده کرد و این مباحث را از سطح عمومی و خیابانی خارج کرد و به پشت درهای بسته برد و باید به مذاکرات منطقی فرصت داد. به طور مثال پیغامهایی که احتمال دارد از طریق عمان میان ایران و امریکا ردو بدل شود، در گذشته همه در فضای محرمانه و بدون هیجانات رسانهای و افکار عمومی صورت گرفت که در نهایت طرفین زمانی که دیدند مذاکرات به نقطهای رسیده است که به اصل ماجرا آسیبی نمیرساند آن را رسانهای کردند. اینکه رییسجمهور امریکا پشت تریبون جملهای میگوید و رییسجمهوری ایران نیز به آن پاسخ میدهد و در توییتر نیز پیامهایی در فضای عمومی ردو بدل میشود به این فضا کمک نمیکند که بخش عمدهای از آن را دولت کنونی دامن میزند. »
ایران گفتوگوی کوتاهی از پروین فرشچی دومین سفیر زن ایران به صفحه اول آورد که بسیار معمولی است. در حالی که خبرنگار میتوانست سوالات بسیار دقیقتر و بهتری با پیدا کردن اطلاعات مرتبط به تجربههای کاری و تحصیلی فرد بپرسد. در بخشی از متن فرشچی دربارهی ادعای دوتابعیتی بودن او توسط یکی از نمایندگان مجلس توضیح داد: «بحثی که اساس نداشته باشد، طبیعتاً به جایی نخواهد رسید. چون اگر این نماینده محترم که این ادعا را مطرح کرد، مدرکی داشت حتماً پیگیری میکرد. اگر دوتابعیتی بودن برای من اهمیت داشت، باید خیلی سالها پیش و زمانی که در خارج از کشور دانشجو و درآغاز راه بودم، پیگیری میکردم نه الان که به کارم عشق میورزم، به کشورم خدمت میکنم و از موقعیتم بسیار راضی هستم. در واقع نیاز و علاقهای به این موضوع نداشته و ندارم. طرح این ادعا از سوی این نماینده محترم شاید با هدف تضعیف این انتخاب بوده که فکر میکنم زمانش برسد، ایشان عذرخواهی کند.»















نتایج کنکور ۱۳۹۷ و اعلام رتبههای برتر در کنار اخبار سیاسی مورد توجه روزنامهها قرار گرفت. اطلاعات از معدود روزنامههایی بود که تیتر خبری ساده را در کنار عکس نفرات برتر قرار داد. هفت صبح، شهروند و فرهیختگان در تیترها سعی کردند دستهبندی از قبولشدگان داشته باشند. هفت صبح و شهروند قبول شدن تعداد بیشتری از دانش آموزان شهرهای دیگر ایران نسبت به تهران را مهم دیدند و در تیتر به آن توجه کردند. خوب است در دستهبندیها برای تحلیلهای این چنینی به انتخاب کلمات دقت شود. مثلا هفت صبح با نوشتن «شهرهای کوچک» به جای «شهرستانیها» در تیتر شهروند بسیار حرفهایتر عمل کرد چرا که در ادبیات روزمره اگرچه «شهرستانی» ظاهرا معنای مشابهی دارد اما بار معنایی آن بسیار متفاوت است. فرهیختگان هم قبولی داوطلبان رشتهی تجربی را نسبت به رشتههای ریاضی و علوم انسانی بررسی کرد و آن را «گروه مرگ» خواند که فارغ از کیفیت متن، تلاش کرده زاویه دید متفاوتتری را برگزیند. شهروند تصویری از رئیس سازمان هلالاحمر در حال اهدای خون به عکس یک آورد و از «هدیه سرخ» نوشت. با توجه به وابستگی این روزنامه به سازمان هلالاحمر چنین انتخابی عجیب و جدید نیست اما حرفهای هم نیست. تولید اطلاعات مبتنی بر وظایف و رسالتهای این سازمان بسیار متفاوت از تبلیغ افراد و چهرههای سازمانی است.




شرق گزارش کوتاهی از اختلالات ترانزیت بینالمللی بعد از افزایش نرخ ارز دارد که بخشی از مشکلات این بخش را به نقل از افراد و مسئولان مرتبط روایت کرده است. در بخشی از متن آمد: «رئیس فدراسیون حملونقل با طعنه نسبت به تخصیص ارز بهصورت رانتی به عدهای خاص، میگوید: همانطور که برای واردات چاییساز و چوب بستی، ارز تخصیص میدهند، راننده هم نیاز به ارز دارد. دانشمند با بیان اینکه عمده این مشکل در مرز بازرگان خود را نشان داده است، میافزاید: تکلیف ارز صادرکنندگان هم مشخص نیست و تا وقتی تکلیف آن مشخص نشود، بار صادراتی هم کاهش مییابد. علاوه بر اینکه اکنون ارز برای ترانزیت کالا هم وجود ندارد. راننده باید در مسیر خود برای سوختگیری، عوارض، غذا و … ارز پرداخت کند، آیا با دلار ۱۱هزارتومانی این هزینهها را متقبل شود؟ این فعال صنفی با بیان اینکه نسبت به روزهای نخست سال، اکنون هزینهها در حوزه ترانزیت جادهای، سهونیم برابر شده است، میگوید: صادرکنندگانی که جنس خود را به خریدار پیشتر فروختهاند که نمیتوانند این مابهالتفاوت را پرداخت کنند. بنابراین راننده میگوید با ارقام پایین نمیتواند باری را جابهجا کند و باید به او دلار یا یورو اختصاص داده شود. از آن طرف، صادرکننده هم باید ارز را از بازار آزاد تهیه کند و در اینصورت، ارز او قاچاق محسوب میشود.»

انتهای پیام
fa.shafaqna.com