
شفقنا-حشمتالله رضوی، در سرمقاله روزنامه مردم سالاری نوشت، وزیر محترم نفت، مهندس بیژن زنگنه، در کنفرانس خبری پیش از برگزاری نشست ۱۷۷ اوپک در وین به خبرنگاران گفت: «اگر تحریمها برداشته شود، من هیچ محدودیتی را برای تولید ایران نخواهم پذیرفت و در بالاترین حد ظرفیت ایران تولید خواهم کرد.» (شانا، پنجشنبه، ۱۴ آذر)
سخنان وزیر نفت این تصور را ایجاد میکند که گویی ایران و آمریکا، مانند دوران مذاکرات هستهای که به برجام انجامید، در حال مذاکره بر سر توافق جدیدی هستند و قرار است به زودی تحریمها لغو شوند.
اما از آنجا که بعید است لغو تحریمها در آینده نزدیک موضوعیت داشته باشد میتوان از وزیر محترم نفت سوال کرد که برنامه کشور برای صادرات نفت در شرایط دشوار کنونی چیست و برای دفاع از منافع ایران در بازار نفت، در نشست وزرای نفت اوپک در وین چه پیشنهادی ارائه شد؟
شانا، پایگاه اطلاع رسانی وزارت نفت، در ارتباط با دیدگاه هیات نمایندگی ایران در نشست جاری اوپک به نقل از وزیر نفت مینویسد: «من بهعنوان ایران از هر تصمیمی مبنی بر کاهش تولید که بر سر آن اجماع وجود داشته باشد، حمایت میکنم و هیچ مشکلی با آن ندارم.»
باید از وزیر محترم نفت و آقای کاظمپور اردبیلی که سالیان دراز تجربه حضور در نشستهای اوپک را دارد، پرسید: چرا از سیاست جاری اوپک برای کاهش تولید حمایت میکنید؟ سیاست حمایت از کاهش تولید که قیمتهای نفت را در بازار جهانی افزایش میدهد پاسخگوی کدام نیاز ما است؟
زمانی که ایران از سیاست کاهش تولید حمایت میکند یعنی این که قیمتهای نفت پیوسته افزایش یابد، یا حداقل از کاهش آن جلوگیری شود. از این سیاست چه کسی سود میبرد؟ آیا ایران؟ ایران که نفت چندانی صادر نمیکند.
آیا عربستان؟ بلی. عربستان درآمدهای صادراتی بیشتری به دست میآورد، کسری بودجهاش را بهتر تامین میکند و سهام آرامکو را به قیمتهای بالاتری میفروشد. همچنین سیاست دفاع از کاهش تولید اوپک بدان معناست که با تاثیر آن بر قیمتهای بالاتر، تولید شیل اویل در آمریکا بیش از پیش مقرون به صرفه شود، تولید جهانی نفت به طور کلی افزایش یابد و کار به حاشیه راندن ایران در بازار صادرات نفت تسهیل شود. بعلاوه این چراغ سبزی است به همه تولیدکنندگان اوپک و غیر اوپک از جمله روسیه و عراق که در نبود ایران در بازار صادرات نفت از قیمتهای بالا بیشترین بهره را ببرند. این که ایران از سیاست کاهش تولید اوپک چه نفعی میبرد چندان روشن نیست. در همین حال این سوال مطرح است که اگر سیاست دفاع از کاهش تولید اوپک به نفع ایران نیست پس چه سیاستی منافع ایران را بهتر تامین میکند؟ پاسخ روشن است: جنگ قیمتها و تلاش برای حفظ سهم ایران از بازار. از یک سال پیش که تحریمها جدی شد و صادرات نفت ایران روند نزولی در پیش گرفت، ایران میباید استراتژی جنگ قیمتها را در پیش میگرفت. با این استراتژی ایران باید به جای معاملات پنهانی برای فروش نفت، آشکارا قیمت نفت صادراتی خود را به شدت کاهش میداد. انتظار این بود که وزارت نفت هر ماهه با اعلام بهای فروش رسمی نفت عربستان بهای نفتش را حدود سی دلار زیر قیمت عربستان اعلام کند و آن را با صدای بلند به گوش بازارهای جهانی برساند. با این استراتژی ایران میتوانست اجرای تحریمها توسط آمریکا و خروج نفت ایران از بازار را به چالش بکشد، مشتریان را برای ادامه خرید نفت از ایران ترغیب کند و مشتریان جدیدی را به بنادر ایران فرابخواند.
اما اگر فرض کنیم که با وجود تخفیفهای قابل توجه ایران، مشتریان در یک تحلیل هزینه سود از ترس مجازاتهای آمریکا همچنان از خرید نفت ایران خودداری میکردند نمیتوان انکار کرد که تخفیفهای ایران با ظرفیت صدور دو و نیم میلیون بشکه نفت در روز تاثیر روانی قابل توجهی بر بازار نفت میگذارد و قیمتها را در بازارهای جهانی به شدت کاهش میداد. با کاهش قیمتهای نفت، درآمدهای نفتی عربستان کاهش مییافت، تامین کسری بودجه این کشور تشدید میشد و ارزش سهام آرامکو که در سایه قیمتهای مطلوب نفت به فروش میرسد به میزان قابل توجهی کاهش مییافت.
همچنین صنعت نفت آمریکا از نظر توسعه روز افزون تولید با مانع رو به رو میشد همچنانکه روسیه و دیگر صادر کنندگان نفت نیز با کاهش درآمد حاصل از فروش نفت رو به رو میشدند. کاهش قیمتها با توجه به تاثیر آن بر کاهش درآمدهای نفتی عربستان، کند کردن یا توقف روند توسعه صنعت نفت آمریکا و درآمدهای روسیه میتوانست امیدهای ایران را برای چانهزنی به منظور حفظ سهمش از بازار نفت زنده نگه دارد و در نشستهایی مانند نشست اوپک توان ایران را برای دستیابی به توافقی مطلوب تر افزایش دهد. برای اجرای بهتر این استراتژی ایران حتی میتوانست در نشست اوپک با ونزوئلا که به لحاظ تحریم شرایطی شبیه ایران دارد، رایزنی کند و با تشکیل بلوکی با ظرفیت صدور چهار میلیون بشکه نفت استراتژی جنگ قیمتها را به طور موثرتری به پیش ببرد. تصور میرود جنگ قیمتها میتوانست بازی کنونی را در بازار نفت که در آن ایران بازنده است و عربستان و صنعت نفت آمریکا برندگان اصلی آن هستند به بازی باخت-باخت یا بازی برد-برد تبدیل کند. تجربه نشان میدهد که این استراتژی در شرایط خاصی که نفت ایران برای حذف از بازار تحت فشار است موثر بوده و به برون رفت از تنگناهای صدور نفت کمک کرده است. این استراتژی در دوران جنگ با عراق که تصمیمات اوپک به زیان ایران بود، به اجرا گذارده شد و دستاوردهای آن باور نکردنی بود.
در آن زمان نشریه بررسی اقتصادی خاورمیانه (میس) درباره سیاست جنگ قیمتها توسط ایران نوشت: دو ماه قبل از عملیات فتح المبین و بیت المقدس شرکت ملی نفت ایران بازی ماهرانهای را با قیمتهای نفت آغاز کرد و طی آن برای افزایش فروش و برهم زدن تصمیم اوپک که برای ایران و عراق سهمیه تولید برابر تعیین کرده بود، سیاست کاهش قیمتهای نفت را به اجرا گذارد. نشریه میس از این رویداد چنین یاد کرد: «در این زمان ایران طی تلکسی کاهش یک دلار بهای هر بشکه نفتش را به مشتریان اعلام کرد. این کاهش از ۵ فوریه ۱۹۸۲ به اجرا در آمد و بهای نفت ایران از ۳۴ دلار و بیست سنت به ۳۳ دلار و بیست سنت کاهش یافت. یک هفته بعد ایران دست به اقدام مشابهی زد و یک دلار دیگر از بهای نفت کاست. به این ترتیب از تاریخ دوازده فوریه یک دلار دیگر از بهای نفت ایران کاسته شد و ده روز بعد ایران یک بار دیگر به میزان دو دلار از بهای نفت خود کاست و بهای نفت سبک ایران از ۲۱ فوریه به ۳۰ دلار و بیست سنت در هر بشکه کاهش یافت. اکنون بهای نفت ایران چهار دلار پایین تر از قیمت رسمی اوپک بود.» پیتر ترزیان نیز در کتابش، داستان نفت، این تصمیم ایران را این گونه بازتاب داد: «دستورات تهران به شرکت ملی نفت ایران کاملا صریح بود: فروش نفت را حتی الامکان بالا ببرید، هر اندازه که مایلید در قیمتهای نفت تخفیف قائل شوید. هدف ایران صدور حداقل دو و نیم میلیون بشکه نفت در روز بود تا هزینههای دفع تجاوز نیروهای عراق را تامین کند و اقتصاد نابسامان خود را از ورشکستگی نجات دهد. در ۲۲ فوریه ۱۹۸۲ قیمت نفت خام ایران چهار دلار کمتر از بهای نفت عربستان بود. یک هفته بعد قیمت متوسط در بازار تک محموله پنج و نیم دلار کمتر از متوسط قیمت رسمی اوپک بود. ساختار قیمت که آنقدر برای یمانی (وزیر نفت وقت عربستان) پرارزش بود اکنون کم کم از هم فرو میپاشید. تهران توجهی به این جریانات نداشت و سیل اعتراضاتی که از طرف کشورهای خلیج فارس به آن کشور میشد کاملا بی اعتنا بود. در ایران مسئله جنگ بر همه چیز ارجحیت داشت. استدلال این بود که اگر اوپک فلج شود خیلی بد میشود ولی یک اوپک فلج شده به مراتب بهتر از اوپکی است که تحت سلطه عربستان باشد.»
با این پیشینه به نظر میرسد در شرایط کنونی راهبرد سهم بازار و جنگ قیمتها منافع ایران را در مقایسه با دفاع از کاهش تولید بهتر تامین میکند.