رمانتیک ترین شعر با غروب
نماز شام چو خورشید در غروب آید
ببندد این ره حس راه غیب بگشاید

شعر در وصف غروب
فروشدن چو بدیدی برآمدن بنگر
غروب شمس و قمر را چرا زبان باشد ت
و را غروب نماید ولی شروق بود
لحد چو حبس نماید خلاص جان باشد

شعر درباره غروب برای بیو
روز دیدی طلعت خورشید خوب
مرگ او را یاد کن وقت غروب

شعر عاشقانه در مورد غروب
هر آنک از عشق بگریزد حقیقت خون خود ریزد
کجا خورشید را هرگز ز مرغ شب غروب آمد

شعر غمگین در وصف غروب
غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر
برای هر قدم یک دم نگاهی کن عقبها را

شعر درباره غروب عاشقانه
نم باران، لب دریا، غم تو، تنگ غروب
دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی

شعر بلند در وصف غروب سنگین
غروب جمعه رسیده است و باز تنهایی
غروب، این همه غربت، چرا نمیآیی؟
زمین به دور سرم چرخ میزند، پس کی
تمام میشود این روزهای یلدایی؟
کجاست جاذبهات آفتابِ من؟ خسته است
شهابِ کوچکت از این مدارپیمایی
کبوترانه دلم را کجا روانه کنم؟
کجاست گنبد آن چشمهای مینایی؟
تمام هفته دلم را به جمعه خوش کردم
غروب جمعه رسیده است و باز تنهایی
شاعر پانته آ صفایی

شعر پرمعنا در مورد غروب
طلوع اوّلین گل سرخ بود
یا غروب آخرین نرگس زرد ؟!
که پروانه ها
تو را در من سرودند
یادم نیست
اوّلین شعرم را برای تو
که باران کجا می خواند
و پنجره ها فهمیدند

شعر غمگین در وصف غروب
با غروب این دل گرفته مرا
میرساند به دامن دریا
میروم گوش میدهم به سکوت
چه شگفت است این همیشه صدا
لحظههایی که در فلق گم شدم
با شفق باز میشود پیدا
چه غروری چه سرشکن سنگی
موجکوب است یا خیال شما
دل خورشید هم به حالم سوخت
سرختر از همیشه گفت: بیا
میشد اینجا نباشم اینک آه
بی تو موجم نمیبرد زینجا
راستی گر شبی نباشم من
چه غریب است ساحل تنها
من و این مرغهای سرگردان
پرسهها میزنیم تا فردا
تازه شعری سرودهام از تو
غزلی چون خود شما زیبا
تو که گوشت بر این دقایق نیست
باز هم ذوق گوش ماهیها
شاعر محمد علی بهمنی

شعر غمگین روز جمعه | ۵۰ شعر عاشقانه و سوزناک در مورد غروب جمعه
غروب در شعر مولانا | شعر فوق العاده زیبا و عاشقانه از مولانا
مجموعه ای زیبا از دوبیتی های عاشقانه درباره غروب
شعر برای غروب پاییز | غمگین ترین و دپ ترین اشعار در وصف غروب ...
