برگزیده زیباترین شعر با غرور
غرور...
وجودم را درید
با تو بودن را برید
و خیال پر تنهایی را
به من ارزانی داشت
غرور...
تخم یاس
تخم ترس
ترس تقابل با تو
و هزاران شبه بی نفس فاصله را
در درونم بالاند
غرور...
سدّ گفتن
گفتن عشق ، محبت ، دوستی
به تو در مدح و نماز راستی
می شود
با خم لب
غرور...
همچو داسی تیز
به دستی ناشی
ریشه برکند درختان امید
و چو هیزم شکنی زحمت کش
کمر همت بست
به نابودی این باغ نوید
غرور...
همچو آتش سوزان
همچو خنجر برّان
به سیه خاک نشاندم
ویران
بنمود
هستی من
و نشان داد به من
نیستی را
غرور...
خلق خودم
خوی خودم
دشنه ای زد ز پشت
که هنوز
می چکد از زخم عمیقش
مایع خون خودم
غرور...
عامل بدبختی
که در این دیر سعادت داشتم
به حضورش برسم
و وفاداری خود را
به حدش برسانم
به در و خدمت او
هر که پرسد
ز چه چیزی به گزندش تو گرفتار شدی؟
ناله ناله
زجه زجه
با غرور
گویم غرور
غرور
غرور...
شاعر سروش اهورایی

شعر عاشقانه در مورد غرور
کودکی بودم
تشنه
گرسنه
آرمیده بر دوش مادر
و گهگاهی
نشسته زیر سایه پدر
بی خبر از همه جا
نه عشقی بود
نه احساسی
من بودم و
یک گهواره چوبی
نه گناه را می فهمیدم
نه خطا
فقط خنده بود و
کمی هم ادا
و تنها گهگاهی
از درد اجابت مزاج
گریه ای بود
و آخرش
پر می کرد
بوی گندش
تمام آن فضا
من
هرگز در آن ایام
خطر را نمی فهمیدم
حذر از آدمهای نا اهل را
نمی فهمیدم
زشت و زیبا
برایم یکرنگ بود
سیاهی نبود
هر چه دیده می دید
فقط سفیدی بود
هر صدائی
بر گوش من
طنین آهنگ بود
اما حیف
چه زود گذشت
ایام شیرین سادگی
و من بیافتادم
در آن دامگه حادثه
و دانستم
هر آنچه را که
دانستنش بود ، دردسر
و ندانستنش را
تحمل تهمت
الاغ و خر
و این آزارم داد
که گستاخی این دوپا
رفته تا کجا
که می دزدد از نا بینا ،
تکه چوب عصا
نمی فهمد غرور را
تفاوت غم ، با سرور را
گفتم غرور
و
داغ دلم ، شد تازه
چون رفیقی داشتم
که از باب غرور
زندگی اش سیاه
و خودش هم
تا آخرعمر
شده بود، آواره
و هرچه تلاش کرد
جمع کردن این آب ریخته را
هرگز نبود ، چاره
و من
از این تجربه تلخ
حسابی ترسیدم
چون عاقبت کار را
آوارگی دیدم
و گفتم بر خود
کاش شریک من
می دانست
غرور
مال من
مال تو
مال ما ، نیست
و کاش می فهمید
که غرور
تنها و تنها
فرمان کودک درون آدمهاست
و گهگاهی
به بهانه ای واهی
می توان جسارتی خرج کرد و گفت :
غرور ، خوره جان آدمهاست
کاش شریک من می دانست
غرور
صدای خنده های من نیست
صدای ناله های من و
صدای بیصدای خرد شدن استخوانهای من است
کاش شریک من می دانست
غرور
قدرت و
ابزارمن نیست
غرور
افسارش ، هرگز
در دست من نیست
مهربانم
فراموش نکن
افتخار زندگی
شکستن سدهاست
نه شکستن حرمت حد ها
و ثمره این شکستنهای غلط
فراموشی تعصب است و
کمرنگی غیرت
آری ،
شکستن غرور ،
شکستن شاخه های خنده از درخت تاک زندگیست
گاهی ، آرزو می کنم کاش الاغی بودم که هرگز یونجه را نمی فهمید
شاعر رامید فروزانفر

شعر درباره غرور بی جا
دشمن پنهانِ انسان، آفتِ ایمان غرور! است
علّتِ نابودیِ شخصیّتِ انسان، غرور است!
قرصِ ایجادِ کدورت، شربتِ بی اعتمادی
عاملِ مرگِ دل و جان، دردِ بی درمان غرور است!
عاقلی می گفت روزی این حقیقت را برایم
در هوای کینه ورزی، بدتر از توفان غرور است!
ای برادر! جانِ خواهر! عشقِ من! یا هر که هستی
دور باش از این صفت، زیرا خودِ شیطان غرور است!
تا کند از هم جدا با دلخوری، دل های ما را
آن که هنگامِ رفاقت، می کند عصیان غرور است!
باعثِ چپ کردنِ ما در مسیرِ زندگانی
خود روی فرسودهء بی ترمز و فرمان غرور است!
آه بر لب می نشاند، می کند جان را پر آتش
بدتر از آتشفشان، در عالمِ امکان غرور است!
طبقِ قانون، نسبتش با خودپرستی مستقیم است
انعکاسی از شرارت های بی پایان غرور است
الغرض هر آدمی که کلّه ای پر باد دارد
مجرمی بی دست و پا در کنجِ زندانِ غرور است
شاعر محمدعلی سلیمانی مقدم

شعر در وصف غرور
آنچه با او کرد همه غرور کرد
او را بی سرور کرد همه غرور کرد
دل را گمراه کرد ماه را در چاه کرد
راه را بی راه کرد همه غرور کرد
عرش به فرش آمد تن به تش آمد
سرو به خم آمد همه غرور کرد
شاه گدا شد سرو گیا شد
سِر هویدا شد همه غرور کرد
بحر بَر شد بَر تر شد
کوه سنگ شد همه غرور کرد
مشو غره آنچه صالح را باده نوش
زین را به دوش کرد همه غرور کرد
شاعر فریبرز نامی

شعر در مورد غرور
بخدا غرورم منو از تو جدا کرده
بخدا دل من ، بخدا کاری نکرده
این غرور لعنتی باز منو از تو دور کرده
از وقتی که تو نیستی این دلم پر درده
کاشکی میتونستم غرورمو بریزم زی پاهات
بیامو بهت بگم که میمونم همیشه باهات
بغض همیشه تو گلومه
زندگی واسم حرومه
عاشقی واسم تمومه
این غرور بش از حد، یه غرور بچگونه
آخر این غرور منو از پا در میاره
این غرور واسم یه روزی پایان روزگاره
شاعر کیان ریحانی

شعر برای جوانی | ۱۰۰ شعر برگزیده در مورد جوانی
شعر جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را از استاد شهریار
شعر با واژه جوانی | برگزیده بهترین شعرهای کوتاه درباره جوانی
70 شعر کوتاه عاشقانه و غمگین در وصف جوانی
.webp)