خسرو صاحبقران

دسته‌بندی: شعرنو
تاریخ انتشار: ۱۴۰۳ خرداد ۱۳, یکشنبه ساعت ۱۵:۱۱۰ رأیبدون امتیاز
خسرو صاحبقران

کی میشود که باز با ما مهربان شوی چون جوی اب صاف کنارم روان شوی بوی بهار آید و بهتر که همسفر با کاروانِ باغِ گلِ ارغوان شوی از بس که دیر کرده ای ،من نصف جان شدم نصف دگر بگیر، چو در اصفهان شوی مهمان...

کی میشود که باز با ما مهربان شوی
چون جوی اب صاف کنارم روان شوی

بوی بهار آید و بهتر که همسفر
با کاروانِ باغِ گلِ ارغوان شوی

از بس که دیر کرده ای ،من نصف جان شدم
نصف دگر بگیر، چو در اصفهان شوی

مهمان من تو باش تا جانرا فدا کنم
یک جام بوسه خواهم اگر ، میزبان شوی

ای آهوی رمیده اجازت بده که ما
ناز ترا کشیم نه از ما نهان شوی

من دکترای عشق ز مجنون گرفته ام
آخر چرا رفوزه تو در امتحان شوی

گر روزی ماه در بغل مادرش شود
ترسم به جای ماه تو در آسمان شوی

ای پادشاه حسن که حق داده ای طلاق
ای وای اگر تو خسرو صاحبقران شوی
اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...