نفسِ سرکش

دسته‌بندی: شعرنو
تاریخ انتشار: ۱۴۰۳ خرداد ۱۴, دوشنبه ساعت ۱۴:۵۸۰ رأیبدون امتیاز
نفسِ سرکش

دلهره دارم ، از نفسِ نشسته در گلو از همان نفسی که پی در پی هست، در جستجو چون به دست آرد زمام، عقل و شعور را اندکی می نوازد طبل جنگ را، دشنه آرد روبرو با بدان نیکی کند، خوبان عالم را ذلیل بر نمی تابد،...

دلهره دارم ، از نفسِ نشسته در گلو
از همان نفسی که پی در پی هست، در جستجو
چون به دست آرد زمام، عقل و شعور را اندکی
می نوازد طبل جنگ را، دشنه آرد روبرو
با بدان نیکی کند، خوبان عالم را ذلیل
بر نمی تابد، ماند بر کسی یک آرزو
سرکش و گستاخ گردد، چون سر رسد بر قله ای
تار و پود زندگی را، بند نماید، بر یه مو
می تراشد هرچه را ریشه دوانده در زمین
دوستی ها گم کند، عاری نماید گفتگو
نفس اماره تمامش ای خدا بدکارگیست
تا زمان باقیست برگردان، آب رفته را به جو

اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...