سکوت در خانه فریاد میزد نیم نگاهی به دیوار انداختم اهی میکشید
ماتمکده غروب چیره شده بود بر شب باری شب نمیشد
خانه را اه سوز ناک دیوار و نگاهم به گلدان فرا گرفت
خانه داد میزد یار کجاست
ماتمکده غروب چیره شده بود بر شب باری شب نمیشد
خانه را اه سوز ناک دیوار و نگاهم به گلدان فرا گرفت
خانه داد میزد یار کجاست
