آفَت

دسته‌بندی: شعرنو
تاریخ انتشار: ۱۴۰۳ خرداد ۱۴, دوشنبه ساعت ۱۴:۵۸۰ رأیبدون امتیاز
آفَت

کاش بیگانه‌ای احوال مرا می پرسید آن منِ رفته بر زوالِ مرا می پرسید چه بگویم که منم از خودِ من بی خبرم کاش از گِل پدر اقبال مرا می پرسید ، شاید امروز چه خوش بود نبودم اینجا ، اگر از دستانم فال مرا...

کاش بیگانه‌ای احوال مرا می پرسید
آن منِ رفته بر زوالِ مرا می پرسید
چه بگویم که منم از خودِ من بی خبرم
کاش از گِل پدر اقبال مرا می پرسید ،
شاید امروز چه خوش بود نبودم اینجا ،
اگر از دستانم فال مرا می پرسید
آری آرامِ دلِ خانه من آتش زده ام
حال خاکستری از بال مرا می پرسید ؟
خسته ام از دل آشفته و رویی آرام
کاش چیزی گُنَهِ لال مرا می پرسید ...
من لگد کرده ام انگار دل و روحم را
دل از آن موعدِ ابطالِ مرا می پرسید
من پی اَرّه ام اینبار برای تحریر ،
ریشه آفت زده ، اعمال مرا می پرسید ؟








اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...