دردِ زایش

دسته‌بندی: شعرنو
تاریخ انتشار: ۱۴۰۳ خرداد ۱۵, سه‌شنبه ساعت ۰:۲۱۰ رأیبدون امتیاز
دردِ زایش

ای مردمان ای دیدگان اندر هوایِ عاشقی در نیستی زاییده‌ام زایشِ قهر‌آلود ز غم تولدِ مرگی در شکم هست شاخِ من بی‌کلاه در نیستی زاییده‌ام این بار دمی تمکین را این روز دمی هستی را در ضمیرم...

ای مردمان ای دیدگان
اندر هوایِ عاشقی
در نیستی زاییده‌ام

زایشِ قهر‌آلود ز غم
تولدِ مرگی در شکم
هست شاخِ من بی‌کلاه
در نیستی زاییده‌ام

این بار دمی تمکین را
این روز دمی هستی را
در ضمیرم چرخانیده‌ام

گردیده موضع در سرم
جمله گردش‌هایِ عاشقی
ثابت گشته در دلم

من در نیستی زاییده‌ام
اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...