سکوت نسبتا طولانی...

دسته‌بندی: شعرنو
تاریخ انتشار: ۱۴۰۳ خرداد ۱۵, سه‌شنبه ساعت ۱۶:۴۸۰ رأیبدون امتیاز
سکوت نسبتا طولانی...

این باران عجیب میخورد به شیشه این قطره ها بی واسطه می چکد از سقف این دستها بی حصار می گردد روی اندام تو و عطرت که تا ابد توی اتاق پیچیده بانو، بهار پشت این پنجره لانه کرده است دستهای تو گل...

این باران عجیب میخورد به شیشه
این قطره ها بی واسطه می چکد از سقف
این دستها بی حصار می گردد روی اندام تو
و عطرت که تا ابد توی اتاق پیچیده
بانو، بهار پشت این پنجره لانه کرده است

دستهای تو گل
چشمهات بی‌قراری قرار
حضورت گرمای اردیبهشت
و تنت ، وطنم بود

بیرون برف
بیرون باد ، باران
بیرون صدای خیس عابران

اینجا سکوت
سکوتی طولانی
که برگردم و تنها لبخند تو را
حرف بزنم.

نوید جعفری
زمستان 1395
اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...