آرام بخواب پدرم

دسته‌بندی: شعرنو
تاریخ انتشار: ۱۴۰۳ خرداد ۱۶, چهارشنبه ساعت ۰:۰۳۰ رأیبدون امتیاز
آرام بخواب پدرم

بنام خالق هستی مدتی بود چنین خواب نرفتی پدرم دل ما آن زمان بی تاب بود تو در بِستر بیماری پر از درد بودی ولی مدتی بود که دردت هَمِه درد ما بود مدتی است که دیگر تو کنارم نیستی من چِقَدر بی...

بنام خالق هستی

مدتی بود چنین خواب نرفتی پدرم
دل ما آن زمان بی تاب بود
تو در بِستر بیماری پر از درد بودی
ولی
مدتی بود که دردت هَمِه درد ما بود

مدتی است که دیگر تو کنارم نیستی
من چِقَدر بی تابم
تو به خواب اَبدی رفتی و من ؛
مدتی است که از دوری تو
بی خوابم

مدتی است که چَشمم زِ فِراق تو به در تار شده
دلم از دوری تو خسته و بیمار شده

مدتی است که من زار و پریشان هستم
از ندانستن قدر تو پشیمان هستم

مدتی است که نیستی دگر در بَر من
سایه ات نیست دگر بر سر من

پدرم تو همه ی دار و ندارم بودی
تا تو بودی دلم آرام بود
تو که رفتی به من سخت گذشت
سخت ترین مساله ها هم پیش تو آسان بود

پدرم قدر تورا هرگز ندانستم
ولی
آرزو میکنم ای کاش در بهشت ابدی
همنشین تو شود مولای مظلومان علی(ع)

تقدیم به روح پاک پدرم و همه پدرهای عزیز و دوست داشتنی که جایشان همیشه در کنار ما خالیست


‌
اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...