چراغ خانه

دسته‌بندی: شعرنو
تاریخ انتشار: ۱۴۰۳ خرداد ۱۶, چهارشنبه ساعت ۱۸:۵۳۰ رأیبدون امتیاز
چراغ خانه

مادر مادر چراغ خانه‌ام تو بودی مادر می میخانه ام تو بودی مادر گل یکدانه ام تو بودی دلگرمی کاشانه ام تو بودی مادر ز بعدت خاک غم به سر شد زار و غریب و خون جگر پسر شد مادر می من مستیم تو...

مادر
مادر چراغ خانه‌ام تو بودی
مادر می میخانه ام تو بودی
مادر گل یکدانه ام تو بودی
دلگرمی کاشانه ام تو بودی
مادر ز بعدت خاک غم به سر شد
زار و غریب و خون جگر پسر شد
مادر می من مستیم تو بودی
مادر تمام هستی‌ام تو بودی
مادر تویی مریم این دل من
نامت دوا و حل مشکل من
رفتی و رفت از رفتن تو هستم
بین خون جگر در ماتمت نشستم
مادر غریب و خسته و حزینم
نبود روا در ماتمت نشینم
یارب چرا میخانه را صفا نیست
در جمع ما زیبا گل وفا نیست
مادر چه شب‌ها تا سحر نخفتی
بهرم تو لای لای خواب گفتی
مادر غمت با سینه‌ام به جنگ است
دل بهر دیدار تو تنگ تنگ است
مادر برایت نوحه، گر منم من
زار و غریب و خون جگر منم من
اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...