عجب

دسته‌بندی: شعرنو
تاریخ انتشار: ۱۴۰۳ خرداد ۱۸, جمعه ساعت ۲۳:۲۳۰ رأیبدون امتیاز
عجب

عجب ،حالِ دلم دریایِ خون شد عجب،سوزِ غمم سازِ جنون شد عجب،دنیا پُر از رنگ و کمون شد عجب،خوابی که بیداری گرون شد عجب،مردی که نامردیش عَیون شد عجب،عمری که تنهایی نشون شد عجب،عشقی،تن و روحم خزون...

عجب ،حالِ دلم دریایِ خون شد
عجب،سوزِ غمم سازِ جنون شد
عجب،دنیا پُر از رنگ و کمون شد
عجب،خوابی که بیداری گرون شد
عجب،مردی که نامردیش عَیون شد
عجب،عمری که تنهایی نشون شد
عجب،عشقی،تن و روحم خزون شد
عجب،قلبی،همه مِهرش برون شد
اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...