پنلوپه کروز زمانی برنده جایزه اسکار شد که فیلم «ویکی کریستینا بارسلونا» محصول ۲۰۰۸، او را به نخستین بازیگر زن اسپانیایی برنده اسکار بازیگری تبدیل کرد.
به نقل از ورایتی، ۱۷ سال بعد، دغدغه کروز دیگر صرفاً به دست آوردن دومین تندیس اسکار محدود نمیشود؛ مسئله اصلی این است که با کدامیک از فیلمهایش راهی مراسم شود، چرا که او در این فصل با سه فیلم در فصل جوایز حضور دارد.
سه فیلم و سه مسیر برای اسکار
«لا بولا نگرا» ساخته لوس خاوی، فیلمی حماسی با الهام از فدریکو گارسیا لورکا که جایزه بهترین کارگردانی را در جشنواره کن بهطور مشترک دریافت کرد، در جشنواره کروازت با استقبالی تقریباً بیسابقه روبهرو شد و پس از یک جنگ مزایده به نتفلیکس فروخته شد. این فیلم حالا در حال تبدیل شدن به عنوان اصلی فصل جوایز برای این شبکه است.
کروز در «لا بولا نگرا» نقش یک خواننده کاباره را بازی میکند؛ نقشی در حد یک نقش کوتاه که منتقدان در جشنواره کروازت و حالا در تلوراید، آن را جذاب توصیف کردهاند.
در کمدی مهمانی شام «دعوت» ساخته اولیویا وایلد از شرکت A۲۴ که تابستان امسال اکران شد، کروز بار دیگر در نقشی جذاب ظاهر شده است؛ این بار در مقابل ادوارد نورتون. این نقش میتواند دومین مسیر او برای ورود به رقابت بهترین بازیگر نقش مکمل زن باشد.
و سپس «پناهگاه» ساخته فلوریان زلر قرار دارد؛ ادامه فیلم «پدر» که قرار است ۸ سپتامبر در بخش رقابتی جشنواره ونیز به نمایش درآید. زلر این فیلم را برای کروز و همسر واقعیاش، خاویر باردم، نوشته است؛ هشتمین فیلم مشترک این زوج که داستان آن حول محور ازدواجی ۱۷ ساله، تقریباً به اندازه مدت زمان زندگی مشترک خود آنها، شکل گرفته است.
کروز در «پناهگاه» نقش همسری را بازی میکند که سرخوردگی او به هسته احساسی داستان تبدیل میشود؛ در مقابل باردم که در نقش معماری ظاهر میشود که درگیر ساخت یک پناهگاه برای یک میلیاردر گوشهگیر حوزه فناوری است.
میراث «پدر» و امید سونی پیکچرز کلاسیکس
سونی پیکچرز کلاسیکس که «پدر» را به یک مدعی شش نامزدی اسکار تبدیل کرد و در نهایت دو جایزه، از جمله بهترین بازیگر مرد برای آنتونی هاپکینز و بهترین فیلمنامه اقتباسی برای خود زلر، را از آن خود کرد، پس از ونیز و تورنتو برای حضور یک بازیگر زن در بخش اصلی رقابت برنامهریزی کرده است.
این شرکت حتی روی این احتمال حساب کرده که باردم نیز در کنار کروز بتواند جایزه بهترین بازیگر مرد را از آن خود کند. به این ترتیب، «پناهگاه» پیش از ورود سایر فیلمهای کروز به رقابت، میتواند به یک رقابت دو جبههای تبدیل شود.
آنچه واقعاً بیسابقه است، وضعیتی است که در آن هر دو نقش مکمل، در کنار نقش اصلی، بتوانند بدرخشند و غوغا به پا کنند؛ چرا که این نخستین فصل جوایز است که چنین امکانی اساساً وجود دارد.
تغییر تاریخی قانون اسکار
اوایل امسال، آکادمی یکی از قدیمیترین قوانین بازیگری خود را بازنویسی کرد. از نودونهمین دوره جوایز اسکار، یک بازیگر میتواند دو نامزدی در یک بخش داشته باشد؛ مشروط بر اینکه هر دو اجرای او در میان پنج نامزد برتر مرحله رأیگیری نامزدها قرار بگیرند.
برای دههها، بازیگری که آرای کمتری به دست میآورد، به سادگی حذف میشد. اکنون اما هر دو اجرا میتوانند به فهرست نامزدها راه پیدا کنند.
کروز در واقع نمونه آزمایشی این تغییر است؛ ورایتی نیز دقیقاً همین سناریو را هنگام تغییر این قانون به تصویر کشید.
سه کمپین، یک بازیگر
نکته مهم این است که هر سه فیلم در حال حاضر کمپینهای جدی خود را راهاندازی کردهاند؛ کمپینهایی که کاملاً مستقل از کروز هستند. این وضعیت به او اجازه میدهد از هیاهویی که پیرامون هر فیلم شکل گرفته، بدون آنکه الزاماً خودش آن را ایجاد کرده باشد، بهره ببرد و هر زمان که بخواهد و نه صرفاً به دلیل اجبار، از این فضا استفاده کند.
اما همین وضعیت میتواند به یک تله نیز تبدیل شود.
همان قانونی که نامزدی دوگانه را امکانپذیر کرده، تقسیم آرا را نیز بالقوه برای یک کمپین مرگبار میکند. اگر حمایت از کروز میان دو فیلم پراکنده شود، ممکن است هیچیک از اجراهای او نتواند به پنج نامزد برتر برسد. در مقابل، اگر حمایتها روی یک فیلم متمرکز شود، شانس او بسیار ایمنتر خواهد بود.
با این حال، اگر بیش از اندازه روی هر دو فیلم فشار وارد شود، کروز ممکن است در نهایت هیچچیز به دست نیاورد؛ در حالی که یک کمپین واحد میتوانست دستکم یک کرسی برای او تضمین کند.
سه توزیعکننده و یک تصمیم دشوار
بار این مسئولیت نه بر دوش یک توزیعکننده، بلکه بر دوش سه توزیعکننده قرار دارد. سونی پیکچرز کلاسیکس رهبری «پناهگاه» را بر عهده خواهد داشت؛ نتفلیکس و A۲۴ نیز نامزدهای نقش مکمل را در اختیار دارند و هر یک انگیزه زیادی دارند تا از رقیب خود محافظت کنند، نه اینکه مسیر را تقسیم کنند.
آنها میتوانند به شکلی هماهنگ عمل کنند که به نفع کروز باشد؛ یا بیسروصدا برای دستیابی به همان اکسیژن محدود اسکار با یکدیگر رقابت کنند.
برای کروز، بهترین سناریو این است که فیلمها مکمل یکدیگر تلقی شوند، نه رقیب.
نتفلیکس روی «لا بولا نگرا» حساب ویژهای باز کرده است
نتفلیکس با فیلم خود مانند یک نمایش کوتاه و افتخارآمیز رفتار نمیکند. این شرکت طولانیترین دوره نمایش اختصاصی در تاریخ خود را به «لا بولا نگرا» اختصاص داده است؛ ۴۷ روز اکران در سینماها از ۱۶ اکتبر، پیش از آنکه فیلم در ۲ دسامبر به سرویس استریم این شرکت برسد.
این دوره حتی از بازهای که نتفلیکس پیشتر برای «داستان ازدواج» در نظر گرفته بود، طولانیتر است؛ نشانهای مطمئن از اینکه این شرکت قصد دارد برای «لا بولا نگرا» یک کمپین کامل بهترین فیلم راهاندازی کند، نه صرفاً یک دوره مقدماتی برای نمایش فیلم در سینماها.
احتمالاً این فیلم امسال پیشتاز نتفلیکس خواهد بود؛ فیلمی که به عنوان فاتح کن، همان اثری است که تیم جوایز این شبکه مدتها انتظارش را میکشیده است. همین نیرو میتواند حتی یک نقش مکمل را نیز وارد رقابت کند.
از سوی دیگر، جشنواره تورنتو همزمان با اکران فیلم در آمریکای شمالی، جایزه ویژه بزرگداشت را به کروز اهدا میکند؛ اتفاقی که بخش دیگری از روایت تقدیری است که نتفلیکس با کمال میل میتواند کمپین خود را بر پایه آن بنا کند.
موج اسپانیاییزبان در فصل جوایز
داستان بزرگتری نیز در پس این ماجرا وجود دارد. «لا بولا نگرا» یک فیلم حماسی اسپانیاییزبان است و نتفلیکس در این عرصه در حال پیشروی است. از سوی دیگر، کروز مدتهاست چهرهای بینالمللی است که رأیدهندگان آکادمی اسکار به خوبی او را میشناسند.
اکنون این بازیگر در مرکز موجی از آثار اسپانیاییزبان قرار گرفته است؛ موجی که خود به یک بُعد فرهنگی در بحث جوایز تبدیل میشود، بُعدی که رزومه کروز بهتنهایی هرگز نمیتوانست آن را ایجاد کند.
نتفلیکس روی «توپ سیاه» حساب ویژهای باز کرده است
نتفلیکس «توپ سیاه» را صرفاً فیلمی برای نمایش یک نقش کوتاه کروز نمیداند. این شرکت برای فیلم، ۴۷ روز اکران اختصاصی در سینماها در نظر گرفته است؛ اکرانی که از ۱۶ اکتبر آغاز میشود و فیلم پس از آن، از ۲ دسامبر در اختیار کاربران این سامانه قرار خواهد گرفت.
این تصمیم نشان میدهد نتفلیکس قصد دارد «توپ سیاه» را به شکل جدی وارد رقابت بهترین فیلم اسکار کند و صرفاً به یک اکران محدود برای واجد شرایط شدن فیلم بسنده نکرده است.
از سوی دیگر، جشنواره فیلم تورنتو نیز قرار است همزمان با نمایش این فیلم در آمریکای شمالی، جایزه ویژهای به پنهلوپه کروز اهدا کند؛ اتفاقی که میتواند جایگاه او را در فصل جوایز بیش از پیش تقویت کند.
«توپ سیاه» همچنین در شرایطی وارد رقابت اسکار میشود که توجه به سینمای اسپانیاییزبان در فصل جوایز افزایش یافته است. کروز نیز از شناختهشدهترین چهرههای بینالمللی برای رأیدهندگان آکادمی محسوب میشود و حضور او میتواند به دیدهشدن بیشتر این جریان سینمایی کمک کند.
آیا دومین اسکار در راه است؟
و سپس پرسش درباره خودِ دومین اسکار مطرح میشود. کروز پیشتر کاری را انجام داده که بیشتر بازیگران در طول دوران حرفهای خود رؤیای آن را دارند؛ او در سال ۲۰۰۹ جایزه اسکار را به دست آورد.
با این حال، از زمانی که کیت وینسلت، که برای «کتابخوان» همه را شگفتزده کرده بود، به شکلی تکاندهنده مورد توجه آکادمی قرار گرفت و در نهایت برنده شد، همواره این احساس وجود داشته که هر فصل جوایز میتواند شاهد یک غافلگیری بزرگ باشد.
آیا عالی نیست که یک مراسم تاجگذاری طولانی و باشکوه برای یکی از شگفتانگیزترین و بااستعدادترین بازیگران بینالمللی برگزار شود؟
پیروزی دوم، کروز را وارد حلقه کوچک بازیگرانی میکند که چندین جایزه اسکار بازیگری در بخش بهترین بازیگر نقش مکمل زن دریافت کردهاند. تاکنون تنها دو نفر به این موفقیت دست یافتهاند: دایان ویست برای «هانا و خواهرانش» و «گلولهها بر فراز برادوی» و شلی وینترز برای «خاطرات آن فرانک» و «یک تکه آبی».
کروز؛ بازیگری که در هیچ دستهای نمیگنجد
اما شاید جالبترین داستان، سادهترین داستان باشد. کروز تمام دوران حرفهای خود را صرف امتناع از قرار گرفتن در یکی از ژانرهای مشخص سینما کرده است.
و حالا، او از قرار گرفتن در یکی از این دستهبندیهای اسکار نیز سر باز میزند.