ماجرای رقص گروسی بر یرلیغ

دسته‌بندی: گوناگون
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵ شهریور ۱۷, سه‌شنبه ساعت ۲۲:۲۸۰ رأیبدون امتیاز
ماجرای رقص گروسی بر یرلیغ

اشاره بقایی به یکی از حکایت‌های عبید زاکانی درباره «مولانا عضدالدین ایجی» و «ابوسعید بهادرخان»، آخرین فرمانروای گورکانی از نسل هلاکوخان است. عضدالدین ایجی که در رشته‌های مختلف علوم زمان خود عالم بود، در دوران ابوسعید بهادرخان به مقام قاضی‌القضات نیز رسید.

سخنگوی وزارت امور خارجه ایران روز دوشنبه در نشست خبری هفتگی خود، از حکایتی قدیمی متعلق به عبید زاکانی، برای توصیف مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و ارتباط او با آمریکا استفاده کرد. حکایتی درباره عضدالدین ایجی و خان مغول.

، اسماعیل بقایی تاکید کرد: «من گاهی وقت‌ها تصور می‌کنم نحوه رفتار آژانس و شخص مدیرکل، یادآور داستان حکیم عضدالدین ایجی و خان مغول است؛ هر جا که در حوزه‌های دیگر کم می‌آورند، سراغ آژانس و شخص مدیرکل می‌روند یا بالعکس، خود مدیرکل در واقع خودش را عرضه می‌کند تا طرف‌های اروپایی و آمریکا از آن برای اعمال فشار سیاسی علیه ایران سوءاستفاده کنند.»

من رقص به یرلیغ می‌کنم، نه به اصول

اشاره بقایی به یکی از حکایت‌های عبید زاکانی درباره «مولانا عضدالدین ایجی» و «ابوسعید بهادرخان»، آخرین فرمانروای گورکانی از نسل هلاکوخان است. عضدالدین ایجی که در رشته‌های مختلف علوم زمان خود عالم بود، در دوران ابوسعید بهادرخان به مقام قاضی‌القضات نیز رسید.

در این حکایت آمده است که شبی ابوسعید بهادرخان، دست قاضی عضدالدین را گرفت و او را به میان مجلس برد تا برقصد. عضدالدین شروع به رقص کرد اما اطرافیان سلطان به او گفتند که «تو رقص به اصول نمی‌کنی.» به این معنی که درست نمی‌رقصی. قاضی عضدالدین در پاسخ به کنایه می‌گوید: «من رقص به یرلیغ می‌کنم، نه به اصول!»

یرلیغ اصطلاحی مغولی به معنی حکم و فرمان پادشاه است. در تفسیر این حکایت آمده است که قاضی عضدالدین می‌گوید «من طبق قواعد و اصول موجود نمی‌رقصم؛ طبق فرمان شاه می‌رقصم»

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...