پیدا کردن گنج؛ نقشه‌ای برای جنایت هولناک

دسته‌بندی: گوناگون
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶ آذر ۷, سه‌شنبه ساعت ۰:۴۶۰ رأیبدون امتیاز

«آخرین باری که با شوهرم حرف زدم، می‌گفت که بالای یک کوه ایستاده و زیر پایش دره عمیقی است که در آنجا به‌دنبال گنج می‌گردد.

پیدا کردن گنج؛ نقشه‌ای برای جنایت هولناک

اجتماع > اجتماعی - «آخرین باری که با شوهرم حرف زدم، می‌گفت که بالای یک کوه ایستاده و زیر پایش دره عمیقی است که در آنجا به‌دنبال گنج می‌گردد.

پس از آن دیگر او را ندیدم و از سرنوشتش بی‌خبرم». زن جوان در حالی وانمود می‌کرد که شوهرش در جست‌وجوی گنج از خانه خارج و ناپدید شده است که راز بزرگی در سینه داشت. راز جنایتی خاموش که با همدستی مردی آشنا رقم زده بود.

به‌گزارش همشهری، اوایل آبان‌ماه مأموران کلانتری‌176حسن‌آباد در جریان گم شدن جوانی به نام غلامرضا قرار گرفتند. همسر او به نام سمیه می‌گفت: شوهرم آخرین بار به‌دنبال گنج از خانه بیرون رفت و ساعاتی بعد با من تماس گرفت و گفت که بالای یک کوه ایستاده و زیرپایش دره عمیقی است و در آنجا به‌دنبال گنج می‌گردد. پس از این تماس دیگر خبری از او نشد و هر چه با تلفن همراهش تماس می‌گیرم، خاموش است.

درحالی‌که تحقیقات برای یافتن ردی از مرد گمشده آغاز شده بود، مأموران دریافتند او از حدود 1.5سال پیش با جوانی به نام سعید رفت‌وآمد خانوادگی داشته و با هم دنبال گنج بوده‌اند. سعید به اداره آگاهی احضار شد و در تحقیقات گفت: سال گذشته من و غلامرضا (جوان گمشده) تصمیم گرفتیم به‌دنبال گنج برویم. اما پس از مدتی دست از پا درازتر برگشتیم و من حدود 7میلیون تومان سرمایه‌ام را در این راه از دست دادم. به همین دلیل دیگر دنبال گنج نرفتم اما اخیرا از غلامرضا شنیده بودم که هنوز دنبال گنج است و چندبار از من خواست که با او همراه شوم اما قبول نکردم.

درحالی‌که به‌نظر می‌رسید مرد گمشده در راه پیدا کردن گنج دچار سرنوشتی مبهم شده است اما خانواده وی مدعی بودند که عروس‌شان در گم شدن او نقش دارد. چرا که آنها با هم اختلافات زیادی داشتند و حتی بارها به دادگاه رفته بودند. در این شرایط مأموران بار دیگر سراغ همسر غلامرضا رفتند. او تحت بازجویی‌ قرار گرفت و این بار مدعی شد که شوهرش کشته شده است.

او گفت: از وقتی شوهرم با سعید دوست شد و او به خانه ما می‌آمد، متوجه علاقه وی به‌خودم شدم. سعید چندین بار از من خواست از شوهرم جدا شوم و با او ازدواج کنم، اما من مخالفت کردم. او نیز از وقتی متوجه شده بود من و شوهرم با هم اختلاف داریم، می‌گفت که غلامرضا را سر به نیست می‌کند تا بتواند با من ازدواج کند. زن جوان ادامه داد: روز حادثه شوهرم به همراه سعید بیرون رفته بودند و چند ساعت بعد سعید با من تماس گرفت و مدعی شد بلایی را که گفته بود سر غلامرضا آورده است. من هم از ترس اینکه گرفتار شوم از این ماجرا چیزی به پلیس نگفتم.

با اعترافات زن جوان، سعید دستگیر شد و ادعا کرد که غلامرضا را به اصرار سمیه به قتل رسانده است. او گفت: سمیه به‌خاطر اختلافات شدیدی که با شوهرش داشت از من خواست او را به قتل برسانم. من هم روز حادثه به بهانه عکس گرفتن از منطقه‌ای که احتمال می‌دادیم در آنجا گنج باشد غلامرضا را به کوه‌های اطراف کشاندم و وقتی او بالای دره‌ای ایستاده بود و دنبال آثار و علائم گنج می‌گشت، وی را هل دادم و به پایین دره انداختم. بعد خودم را به او رساندم و وقتی مطمئن شدم که جانش را از دست داده، به شهر برگشتم و ماشین غلامرضا را مقابل خانه‌شان پارک کردم و به خانه برگشتم.

به گفته سرهنگ حسین زارع، رئیس پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران، با اعترافات متهم مأموران راهی محل جنایت شدند و بقایای جسد مقتول را کشف کردند. به این ترتیب برای سعید و سمیه قرار بازداشت صادر شد و آنها برای تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم آگاهی تهران قرار گرفتند.

اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...