زیمبابوه؛ میراث موگابه مسیر رستگاری منانگاگوا

دسته‌بندی: گوناگون
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶ آذر ۷, سه‌شنبه ساعت ۶:۰۸۰ رأیبدون امتیاز

کورش فخرطاولی-تحلیلگر مسائل آفریقا:\ مردم زیمبابوه دست‌کم به 2دلیل می‌توانند قدردان رابرت موگابه باشند؛ یکی به‌دلیل آفریقادوستی و استعمارستیزی‌اش که همواره در بزنگاه‌های بحران، اعتبار و افتخاری مخصوصا در نهادهای عمده آفریقایی برایش به همراه داشت و وی را از حمایت‌های رهبران باسابقه‌تر و مهم‌تر آفریقا...

زیمبابوه؛ میراث موگابه مسیر رستگاری منانگاگوا

جهان > آفریقا - کورش فخرطاولی-تحلیلگر مسائل آفریقا:
مردم زیمبابوه دست‌کم به ۲دلیل می‌توانند قدردان رابرت موگابه باشند؛ یکی به‌دلیل آفریقادوستی و استعمارستیزی‌اش که همواره در بزنگاه‌های بحران، اعتبار و افتخاری مخصوصا در نهادهای عمده آفریقایی برایش به همراه داشت و وی را از حمایت‌های رهبران باسابقه‌تر و مهم‌تر آفریقایی بهره‌مند می‌کرد و دوم به این دلیل که وی با استعفایش یک‌بار دیگر ثابت کرد که حضور در رأس قدرت واقعا می‌تواند ابدی نباشد.

تصاویر انفجار شادی دیده نشده مردم و حتی نمایندگان مجلس از حزب حاکم بعد از اعلام استعفای وی در روزهای گذشته، به‌خوبی از پایان یک انتظار فروخورده خبر می‌دهد. واقعیت این است که موگابه از سال‌ها قبل، دیگر برای مردم رهبری به قول خودش دارای «مأموریت آسمانی» برای اداره زیمبابوه نبود. رابرت موگابه، بعد از سال‌های ‌ماه عسل اولیه استقلال کشور در سال1980 به‌تدریج موفق شد زیمبابوه را از کشوری ثروتمند و ‌کشوری صادرکننده غلات و مواد غذایی به جایی برساند که امروز نیمی از جمعیت 16میلیونی آن برای قوت روزانه‌شان به کمک‌های بین‌المللی وابسته‌اند.

موگابه و دوستانش در قدرت، مخصوصا بعد از اخراج مالکان سفید‌پوست مجتمع‌های کشت و صنعت در سال 2000، ثروتی عظیم از سفره استقلال کشور اندوختند همچنین موفق شدند 70درصد مردم کشورشان را به زیر خط فقر سوق دهند. با این حال، وی در 93سالگی، در رأس نظام حکومتی سرشار از فساد متأثر از رانت‌پروری و بر بستر فقر روزافزون مردم، تورم لجام‌گسیخته و اقتصاد بدهکار و ورشکسته کشورش، هنوز تلاش می‌کرد با کنار گذاشتن معاون اولش امرسون منانگاگوا، ادامه حیات موروثی قدرت را در خانواده‌اش با سپردن آن به همسرش، گریس موگابه تضمین کند.

موگابه فکر می‌کرد هنوز می‌تواند همه مشکلات ریز و درشت زیمبابوه را «میراث استعمار» بخواند و بی‌توجه به خالی شدن کشور از نیروهای نخبه و متخصص، بعد از تقسیم زمین‌های کشاورزی با رفقای دوران زندان و انقلاب، قدرت را نیز به خانواده‌اش به ارث بگذارد. حتی بعد از مداخله ارتش- که شیوانگا، رئیس آن 10روز قبل از اقدام به کودتا در سفری به پکن تضمین‌های لازم را از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار خارجی فعلی در زیمبابوه دریافت کرده بود- بعد از تقاضای حزب حاکم و مطالبه عموم مردم برای استعفای وی، برخی رهبران اصلی آفریقا مانند روسای جمهور گینه، ساحل عاج و آفریقای جنوبی، مجبور شدند نازش را بکشند تا از قدرت کنار برود.

چه بخواهیم چه نخواهیم، میراث موگابه، کشوری به غایت منزوی در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی و ورشکسته و فقیر و ستمدیده در داخل است که اکنون عنان اختیار آن به دست رفیق روزهای مبارزه و دست‌راست وی در تمام دوره 37‌ساله قدرت، یعنی منانگاگوا سپرده شده است که می‌تواند با عملکردش و دست‌کم از طریق تحقق نسبی وعده‌های اصلاحات اقتصادی، مبارزه با فساد، گشایش به روی جهان آزاد و مخصوصا برگزاری انتخابات آزاد بدون تقلب در تابستان آینده، پایان موگابه را به کام مردم رنجدیده زیمبابوه خوش‌تر و خودش را رستگار سازد.

منانگاگوا در این بزنگاه تاریخی می‌تواند هم به نوعی نلسون ماندلای زیمبابوه باشد، هم آنچنان‌که برخی ناظران بدبین اوضاع زیمبابوه عقیده دارند، پرده دیگری از مدیریت فاجعه بار نوع موگابه‌ای را به جهانیان ارائه کند. انتخاب سومی وجود ندارد. جانشین موگابه بهتر از هر فرد دیگری در جهان می‌داند مردمان کشوری که 90درصد جمعیت فعال آن هنوز در آرزوی دستیابی به نخستین شغل‌شان هستند، واقعا دیگر توان و طاقتی برای تاوان دادن به قیمت پایبندی حتی به آرمان‌های خیلی‌خیلی بلند «استعمارستیزانه» ندارند.

اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...