مادر

دسته‌بندی: شعرنو
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸ فروردین ۲۸, چهارشنبه ساعت ۷:۲۶۰ رأیبدون امتیاز
مادر

\ \ \ \ و زنی از دور نمایان می شود\ زنی با قامتی خمیده\ و چشمانی پر حرارت\ و دستانی سرد و خشکیده\ با گیسوانی برفین\ و با پاهایی مجروح\ از دور نمایان می شود\ بر قامت خمیده اش \ کوله باریست سنگین\ و در دستانششاعر:فرشاد درخشانی


و زنی از دور نمایان می شود
زنی با قامتی خمیده
و چشمانی پر حرارت
و دستانی سرد و خشکیده
با گیسوانی برفین
و با پاهایی مجروح
از دور نمایان می شود

بر قامت خمیده اش
کوله باریست سنگین
و در دستانش دستان کودکی گریان است
بر لبانش لبخندی تلخ نشسته است

در نگاهش اندوهی عمیق دیده می شود
و صدایی غم آلود از اعماق قلبش به گوش می رسد

زن می گذرد
از کوچه ها ، خیابانها و از دل کوه
و به دل صحرا پناه می آورد
زن خسته است
نگاهش تیره
و صدایش زخمیست

زن شکسته است
زن کوله بار زندگی را بر دوش گرفته است
زن آهسته می گذرد

نگاه فرزندش شوق زندگی را در او بر می انگیزد
و صدای فرزندش زحم هایش را تسلی میدهد
و زن آهسته می گذرد

اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...