به مردن فکر نکن تا زنده هستی
که اندوه و توی قلبت نیاره
با خوش بینی به آینده نگاه کن
نگو غم توی روحت ریشه داره
به اون که دل خوشیِ زندگی شی
به مادر ، اون نگاهِ مهربونش
به مردی که واست قیمت نداره
پدر با قامتِ مثل ستونش
به آب و خاک این سرو تناور
همون خاکی که عشقش سینه سوز
به دوستی، نه تباهی نه سیاهی!
ببین عمرِ زمونه ات تو دو روزه
نذا(ر )سنگینیِ بارِ غمُ درد
اَزت فصلِ جونی تو بچینه
ببین شب که سیاهِ با چه شوغی
کنار روشنیه صبح می شینه
به فصلایی که پشت هم گذشتن
خزونی که تَبِ یلدا رو داره
به این باور رسیده وقتِ رفتن
زمستون هم یه چرخ از روزگاره
بخوای باور کنی این کار میشه
که دنیا قدِ رویای تو باشه
نه اینکه ، اونقد کوچیک باشی
که هر چی توی مشتِتِ تباه شه!
به مردن فکر نکن ، تا زنده هستی
تا وقتی مادرت ، یعنی امیدت
تا وقتی ریشه ها رو خاک هستن..!
همون که روی شونه اَش می کشیدت
یه کاری کن که بعد از رفتن تو
همه توو فکر برگشتِ تو باشن
رفیقایی که پا رو تو گذاشتن
بخوان که جای تو توو خاک جاشن...!
#حسین_خزایی
#به_مردن_فکر_نکن_تا_زنده_هستی
که اندوه و توی قلبت نیاره
با خوش بینی به آینده نگاه کن
نگو غم توی روحت ریشه داره
به اون که دل خوشیِ زندگی شی
به مادر ، اون نگاهِ مهربونش
به مردی که واست قیمت نداره
پدر با قامتِ مثل ستونش
به آب و خاک این سرو تناور
همون خاکی که عشقش سینه سوز
به دوستی، نه تباهی نه سیاهی!
ببین عمرِ زمونه ات تو دو روزه
نذا(ر )سنگینیِ بارِ غمُ درد
اَزت فصلِ جونی تو بچینه
ببین شب که سیاهِ با چه شوغی
کنار روشنیه صبح می شینه
به فصلایی که پشت هم گذشتن
خزونی که تَبِ یلدا رو داره
به این باور رسیده وقتِ رفتن
زمستون هم یه چرخ از روزگاره
بخوای باور کنی این کار میشه
که دنیا قدِ رویای تو باشه
نه اینکه ، اونقد کوچیک باشی
که هر چی توی مشتِتِ تباه شه!
به مردن فکر نکن ، تا زنده هستی
تا وقتی مادرت ، یعنی امیدت
تا وقتی ریشه ها رو خاک هستن..!
همون که روی شونه اَش می کشیدت
یه کاری کن که بعد از رفتن تو
همه توو فکر برگشتِ تو باشن
رفیقایی که پا رو تو گذاشتن
بخوان که جای تو توو خاک جاشن...!
#حسین_خزایی
#به_مردن_فکر_نکن_تا_زنده_هستی
