ازدواج یکی از مهمترین و تعیینکنندهترین مراحل زندگی است. زوجهای جوان در ابتدای مسیر مشترک خود در زندگی با امید و آرزوی بسیار کنار یکدیگر قرار میگیرند؛ اما به محض ورود به دنیای واقعی و دشواریهای مرتبط با آن، خود را در برابر حجم انبوهی از مشکلات مییابند که مدیریت نامناسب آنها میتواند پایههای زندگی مشترک را ویران سازد. از این رو، آگاهی کافی و مناسب از مسائل مالیِ مرتبط با زندگی و تلاش دقیق برای غلبه بر آنها گامی حیاتی در ادامه مسیر زندگی همسران جوان است. این مساله در بسیاری موارد نادیده گرفته میشود و همسران ماهها و سال های ابتدایی زندگی را در نوعی از ناآگاهی نسبت به بحرانهای پیش رو سپری میکنند. غافل از آنکه پس از گذشت مدتی، مشکلات یک به یک ظاهر شده و زندگی مشترک را به مخاطره خواهند انداخت.
مطابق آمارها، بسیاری از موارد طلاق واقعی و یا جدایی عاطفی (که در آن زوجین کنار هم هستند اما روابط عاطفی مستحکمی ندارند) به طور مستقیم از مسائل پولی و مالی ناشی میشود. به همین دلیل متخصصان مالی به راهکارهایی اندیشیدهاند که با استفاده از آنها، زندگیهای تازه در برابر انبوه مشکلات و فشارهای مالی مقاوم شوند. بخشی از این راهکارها به معرفی خطاهای عمده مالی در همسران جوان اختصاص دارد که در زیر به شش نمونه از مهترین این خطاها اشاره شده است:
۱- پرهیز از گفتگو درباره مسائل پولی
تمام متخصصان امور مالی بر این نکته اتفاق نظر دارند که گفتگو بخشی بسیار از ضروری از فرآیند موفقیت است. از این رو همسران جوان باید پیش از آغاز گرفتارهای مالی، صحبت کردن درباره این مسائل را آغاز کنند. این در حالی است که در بسیاری موارد زوجین از این امر حیاتی غفلت میکنند و بیشتر گفتگوهای آنها به چند و چون برگزاری مراسم یا اهداف دیگر زندگی اختصاص دارد. باید پیش از آغاز زندگی، زمانهایی را به گفتگوی جدی با همسر خود اختصاص دهید. از او بپرسید که دیدگاه مالی خانوادهاش نسبت به پول چگونه بوده است؟ چه میزان ریسکپذیر است؟ اهداف مالی کوتاه و بلند مدت او چیست؟ آیا تمایل دارد که تمام سرمایه و اقدامات مالی خانواده با هم ادغام شود؟ چه نظری درباره بودجهبندی دارد؟ با این پرسشها زوجین میتوانند چشماندازهای مالی یکدیگر را شناسایی نموده و تصمیمات متناسب با شخصیت خود اتخاذ نمایند. بیتوجهی به اهمیت گفتگو باعث میشود نوعی از ابهام میان همسران باقی بماند. این ابهامات ممکن است در ادامه به بحران تبدیل شوند و پایههای زندگی تازه را متزلزل سازند.
۲- بیتوجهی به تفاوت دیدگاههای مالی
اگر دیدگاههای مالی شما در تقابل کامل با همسرتان قرار دارد، باید تلاش کنید در طول گفتگوها حد وسطی را بیابید و آن را به عنوان معیار عملکرد آتی معرفی نمایید. به طور مثال، اگر یکی از همسران به پسانداز شدید گرایش دارد و دیگری مایل است تمام پول خود را بی حساب و کتاب خرج نماید، راهحل عاقلانه و میانه آن است که بودجهای را تعریف نموده و در آن بر سر میزان پسانداز و هزینههای ماهانه توافق کنید. میتوانید اهداف مشترکی را میان خود یافته و بودجه را برای دستیابی به این اهداف طراحی نمایید. دقت کنید که در بودجه ماهانه حتماً میزانی از پول در نظر گرفته شود تا هر یک از شما بتوانید آزادانه و بنا بر میل خود آن را خرج نمایید. با این کار ضمن کاسته شدن از تنشهای احتمالی درباره پول، مسیر مطمئن و هماهنگی را در پیش خواهید گرفت.
۳- ناآگاهی یکی از همسران از مسائل پولی خانواده
گاهی اوقات در اثر ناهماهنگی میان دیدگاههای مالی زوجین و یا درآمد بیشتر یکی از آنها، اداره امور خانواده بر عهده یک طرف قرار میگیرد و فرد دیگر به طور کلی با چند و چون مسائل بیگانه است. اما این مسیر برای ایجاد زندگی مشترک و موفقیت در ادامهِ آن چندان کارساز نیست. اشتراک اهداف و مسیرهای زندگی و یا دستکم همراهی میان آنها یکی از مهمترین اجزای هر ازدواج موفق است. به طور طبیعی دستیابی به این اهداف بیش از هر چیز به تأمین مالی دقیق و برنامهریزی مناسب نیاز دارد. اما در صورت ناآگاهی یکی از زوجین از این فعالیتها موفقیت در این مسیر بسیار دشوار خواهد شد.
۴- هزینه زیـاد برای خرید یا اجاره خانه
پس از آغاز زندگی و ترکیب درآمدهای همسران، قدرت خرید خانواده افزایش مییابد و یکی از جذابترین گزینهها در این مرحله خرید یا اجاره خانهای مناسب است. این انتخاب میتواند از جهات بسیاری جالب توجه باشد، اما در ابتدای زندگی مشترک چندان کارآمد نیست. فشار زیادی ناشی از اجاره یا بازپرداخت وام مسکن، میتواند سالهای ابتدایی زندگی را با دشواری مواجه سازد. به توصیه متخصصان مالی بهتر است میزان هزینه ماهانه شما برای خرید یا اجاره خانه از ۲۵ درصد کل درآمد خانواده فراتر نرود. اگر سطوح بالاتر درآمدی را تجربه میکنید، بهتر است به جای خرج کردن فوری آن برای خرید خانه، به پسانداز کردن مشغول شوید و با تکیه بر این پساندازها و سرمایهگذاری آنها، زمانی اقدام به خرید خانه نمایید که هزینه وارد شده بر دارایی و درآمد شما از ۲۵ درصد بیشتر نشود.
۵- پنهان کردن یا فراموشی بدهیها
بسیاری از همسران در ابتدای زندگی خود آگاهانه یا در اثر فراموشی اطلاعات مرتبط با بدهیها و تعهدات مالی قبلی خود را پنهان میکنند. کاری که بدون تردید عواقب وخیمی را به دنبال خواهد آورد. ممکن است سخن گفتن درباره بدهیها و مشکلات مالی شخصی برای شما دشوار باشد، اما این کار برای جلوگیری از آسیبهای احتمالی به زندگی مشترک ضروری است.
باید پیش از آغاز زندگی، تمام بدهیهای خود را بررسی کنید و تصمیم قاطع بگیرید که آنها را پرداخت نموده و فشار مالی را به زندگی مشترک خود منتقل نسازید؛ چراکه پس از این مرحله، بدهیها و مسؤولیتهای شما به امری مشترک تبدیل خواهد شد. اگر قادر نیستید این بدهیها را پیش از آغاز زندگی تسویه کنید، شریک زندگی خود را در جریان جزئیات کامل آنها قرار دهید و در مورد بازپرداخت آنها گفتگو نمایید.
ممکن است همسرتان تمایل داشته باشد در این مسیر به شما کمک کند، اما به هر حال بازپرداخت بدهی مسؤولیت شما است و باید بار این مسؤولیت را به طور کامل بر عهده بگیرید.
۶- آماده نبودن برای شرایط دشوار
بسیاری از زوجهای جوان با تکیه بر نیروی جوانی و انرژی آن نسبت به آینده بیتفاوت هستند. آنها تصور میکنند که همه چیز به سهولت پیش خواهد رفت و از این جهت نیازی به برنامهریزی و آمادهسازی مالی احساس نمیکنند. این در حالی است که با افزایش تعداد اعضای خانواده و بالاتر رفتن سن شرایط رفتهرفته تغییر خواهد کرد. از این رو آمادگی قبلی و تهیه بیمههای مناسب برای مراحل بعدی زندگی و اتفاقات پیشبینی نشده، برای موفقیت یک زندگی مشترک اهمیت بسیاری دارد.
ماهنامه معیشت، شماره ۱۴، آبان ۹۴
