مراسم نکوداشت پرویز ضیاءشهابی، استاد ممتاز و پژوهشگر فلسفه، عصر یکشنبه ۱۵ شهریور در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد. در این مراسم که با حضور جمعی از استادان و پژوهشگران فلسفه برگزار شد، ضمن تجلیل از جایگاه علمی و شخصیتی ضیاءشهابی، از ترجمه جدید او با عنوان «تحول تاریخی مفهوم فلسفه» نیز رونمایی شد.
پرویز ضیاءشهابی متولد ۱۳۲۲ در تهران است و فلسفه آلمانی را نزد استادانی چون سیدحسین نصر، یحیی مهدوی، احمد فردید، مهدی حائری یزدی، سیدجلالالدین آشتیانی و جواد مصلح آموخته و در آلمان نیز نزد فریدریش ویلهلم فون هرمن، از هایدگرشناسان برجسته، تحصیل کرده است. او سالها در دانشگاه مشهد و سپس در دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات به تدریس فلسفه پرداخت.
از آثار و ترجمههای شناختهشده او میتوان به «سرآغاز کار هنری» از مارتین هایدگر، «راههایی به تفکر فلسفی» از یوزف ماری بوخنسکی، «مسائل اساسی پدیدارشناسی» و «فلسفه هنر به نزد هایدگر» اشاره کرد.
مصطفی ملکیان، پژوهشگر فلسفه اخلاق، در این مراسم با اشاره به آشنایی چند دههای خود با ضیاءشهابی، چهار ویژگی را در شخصیت او برجسته دانست: تواضع، پرهیز از بدگویی، سنجیده سخن گفتن و حفظ کنجکاوی علمی.
ملکیان گفت ضیاءشهابی حتی در برابر دانشجویان و کارکنان دانشگاه نیز تواضع کمنظیری دارد و هیچگاه او را ندیده که از دیگران بدگویی یا عیبجویی کند.
او همچنین گفت ضیاءشهابی از معدود استادانی است که پیش از سخن گفتن تأمل میکند و به همین دلیل بارها از او جمله «نمیدانم» یا «باید تأمل کنم» را شنیده است؛ ویژگیای که ملکیان آن را نشانه احترام به ذهن مخاطب دانست.
ملکیان در بخش دیگری از سخنان خود، نثر و ترجمههای ضیاءشهابی را نیز ستود و گفت در نوشتههای او هر واژه معنای مشخص و جایگاه خاص خود را دارد. به گفته او، ترجمههای ضیاءشهابی علاوه بر صحت، از دقت و ظرافت زبانی برخوردارند و تسلط او بر ادبیات کلاسیک فارسی در این آثار بهخوبی دیده میشود.
او همچنین کتاب «تحول تاریخی مفهوم فلسفه» را اثری قابل توجه دانست و گفت این کتاب نشان میدهد که فلسفه در دورهها و مکاتب مختلف، معانی و اهداف یکسانی نداشته است.
حسینی: گرفتار نوعی استبداد فلسفی هستیم
مالک حسینی، استاد فلسفه، نیز «تحول تاریخی مفهوم فلسفه» را بخشی از یک مجموعه بزرگ فلسفی در زبان آلمانی معرفی کرد که طی چند دهه و در ۱۲ جلد منتشر شده و هزاران مدخل و مقاله از صدها پژوهشگر را دربرمیگیرد.
او گفت انتشار این اثر به فارسی از این جهت اهمیت دارد که در فضای فلسفی ایران گاهی تصور میشود تنها یک شیوه درست برای فلسفهورزی وجود دارد.
حسینی افزود: «دچار نوعی استبداد فلسفی هستیم» و این کتاب میتواند نشان دهد که در طول تاریخ، برداشتهای متفاوتی از فلسفه و شیوه فلسفهورزی وجود داشته است.
او ترجمه ضیاءشهابی را نیز دقیق، روان و در عین حال برخوردار از نثر ادبی توصیف کرد و گفت این استاد فلسفه «مترجم معمولی» نیست و فاصله میان دانش و آثار منتشرشده او بسیار زیاد است.
پازوکی: «تا فارسی یاد نگیری، آلمانی یاد نمیگیری»
بهمن پازوکی نیز با اشاره به آشنایی خود با ضیاءشهابی در آلمان گفت یکی از مهمترین نکاتی که از او آموخته این بوده که برای یادگیری درست زبان آلمانی، ابتدا باید زبان فارسی را بهخوبی شناخت.
پازوکی تسلط ضیاءشهابی بر فارسی، عربی و آلمانی و همچنین علاقه او به شعر و ادبیات فارسی را ستود و گفت او به دلیل سختگیری در استفاده از زبان فارسی، آثار زیادی منتشر نکرده است.
او در ادامه از مشکل بینایی ضیاءشهابی خبر داد و گفت اختلال ایجادشده در شبکیه چشم باعث شده این استاد فلسفه نتواند ترجمه «تحول تاریخی مفهوم فلسفه» را تکمیل کند. نسخه منتشرشده در واقع بخشی از ترجمه اوست.
ضیاءشهابی: ترجمه، انتقال عین به عین نیست
ضیاءشهابی در سخنان پایانی مراسم، درباره دشواری ترجمه متون فلسفی توضیح داد و گفت هیچ مفهومی هنگام انتقال از یک زبان به زبان دیگر عیناً همان چیزی نیست که در زبان مبدأ بوده است.
او با اشاره به واژههای یونانی «آرخه» و «لوگوس» گفت یک واژه ممکن است در بافتهای مختلف معانی متفاوتی داشته باشد و مترجم نمیتواند همیشه برای آن یک معادل ثابت انتخاب کند.
این استاد فلسفه همچنین بر اهمیت ظرفیتهای زبان فارسی تأکید کرد و گفت در ترجمه اصطلاحات فلسفی نباید بدون دلیل واژههای تازه ساخت؛ زیرا فارسی از گذشته توانایی بیان بسیاری از مفاهیم پیچیده را داشته است.
ضیاءشهابی در پایان با اشاره به تجربه خود از زندگی در آلمان گفت در ابتدا تلاش میکرد ساختارهای فارسی را مستقیماً به آلمانی منتقل کند، اما بعدها دریافت که برای تسلط بر یک زبان باید شیوه فکر کردن و بیان کردن اهل آن زبان را شناخت.