دیکته سوم ابتدایی همراه با لغات درسها


املا سوم دبستان نمونه هایی از دیکته برای کلاس سوم ابتدایی را برایتان قرار داده ایم به همراه لغات مهم هر درس با معنی که برای اینکه فرزندانتان با مفاهیم کتاب فارسی کلاس سوم آشنا بشوند بسیار مفید می باشد این دیکته ها و لغات به مرور در این...

املا سوم دبستان

نمونه هایی از دیکته برای کلاس سوم ابتدایی را برایتان قرار داده ایم به همراه لغات مهم هر درس با معنی که برای اینکه فرزندانتان با مفاهیم کتاب فارسی کلاس سوم آشنا بشوند بسیار مفید می باشد این دیکته ها و لغات به مرور در این بخش قرار می گیرد

دیکته درس اول کلاس سوم ابتدایی :

درس خداوند رنگین کمان و محله ما

به نام خداوند رنگین کمان / خداوند بخشنده ی مهربان
خداوند سنجاقک رنگ رنگ / خداوند پروانه های قشنگ
خدایی که آب هوا آفرید / درخت و گل و سبزه آفرید

امید همراه پدرش از خانه خارج شد . بوستان فضای سبز بسیار زیبایی داشت در انتهای آن زمین فوتبالی دیده میشد گنبد فیروزه ای و گلدسته های آن عظمتی داشت

لغت های درس اول محله ما

انتها : آخر ، پایان
بازارچه : بازار کوچک
بوستان : باغ باصفا ، جایی که گل های خوشبو در آن بسیار باشد .
ثبت نام : نوشتن اسم ، نام نویسی
نگران : دلواپس
عطمت : بزرگی ، شکوه
فیروزه ای : به رنگ آبی
قنادی : شیرینی فروشی
محله : قسمتی از یک شهر یا روستا

هم خانواده های درس اول

سه حرف اصلی “ح ب ب” : حبّ ٬ حبیب ٬ محبوب ٬ حبیبه
سه حرف اصلی “ا م ر” : امیر٬ مامور٬ امور ٬ اَمر ٬ اوامر ٬ اُمرا
سه حرف اصلی “ج ل ل” : جلیل ٬ مجلل ٬ تجلیل ٬ جلال ٬ جَلاله
سه حرف اصلی “و ح د” : وحید ٬ واحد ٬ موحد ٬ توحید ٬ وحدانیت
سه حرف اصلی “ح ق ق” : تحقیق ٬ محقق ٬ حقیقت ٬ حقّ ٬ حقوق
سه حرف اصلی “ش ر ع” : شرع ٬ مشروع ٬ شریعت ٬ شارع ٬ تَشَرُع
سه حرف اصلی “د ر س” : درس ٬ مدرسه ٬ تدریس ٬ مدرّس ٬ دروس
سه حرف اصلی “س ج د” : سجده ٬ مسجد ٬ سجود ٬ ساجد ٬ مساجد
سه حرف اصلی “ش ر ک” : شرکت ٬ شراکت ٬ شریک ٬ مشرک ٬ شِرک
سه حرف اصلی “س ک ن” : مسکن ٬ تسکین ٬ سکنی ٬ سکونت ٬ ساکن

عاشق، معشوق، عشق، عشاق و… (ریشه ی فعلی: ع ش ق)

دیکته درس دوم ورزش فارسی سوم دبستان:

دیشب پدر بزرگم آمد به خانه ی ما

باز او مرا بغل کرد بوسید صورتم را

مادر برای او زود یک چای تازه آورد

به طرف مربی شنا که کنار استخر ایستاده بود رفتیم جلوی در نوشته ای نظرم را جلب کرد به فرزندان خود شنا بیموزید وارد شدیم کفش ها و لباس هایمان را در محل مخصوص گذاشتیم

هم خانواده های درس دوم

تابیدن، تابناک، تابش، تابان، مهتاب، تابیده،
رفتن، رفتار، رفتنی، آم د و رفت، روش، رفت، رونده، برو، روان
گویا، گوینده، گفتن، گفت
د ل انگیز، دلگیر، دل نواز، د ل درد
کتا ب فروش، کتا بدار، کتا بخانه
رابط – مربوط – ارتباط – ربط
عجله – عجول – عاجل و تعجیل
تدریس – دروس – مدرس – درس
عامل – معمول – عمال – عمل
تعلیم – عالم – معلم – معلوم
نظر – ناظر- منظور- منتظر- انتظار- منظره- نظارت
غفلت ، غافلان ، مغفول ، اغفال
ضایت ،‌مرتضی ، رضا ، مرضیه ، راضیه
مطمئن : اطمینان ،‌ مطمئنه ،طمئنینه
قصه : قصص ،‌ قصه ها
تعلیم ،‌عالم ‌،معلم ،تعلم، علم، علوم
تحقیر : حقارت ، محقّر ، حقیر
تحیّر : حیرت ، متحیّر ،‌حیرت انگیز
دوستان ، دوست ، دوستی، دوست دار
هوش : هوشیار،باهوش،هوشمند،بی هوش
تابش : تابنده – تابان –تابندگی
تصویر : تصاویر –مصور – تصور – صورت

لغت های درس زنگ ورزش با معنی

نرم نرمک : آهسته
بحث : گفتگو
حرفه ای : کسی که در کاری مهارت دارد .
پیوسته : پی درپی ، پشت سرهم
آب تنی : شست و شوی بدن در آب ، شناکردن
باستانی : بسیار قدیمی
بلور : نوعی شیشه ی شفاف که برای ساخت طرف به کار می رود .
بیشه : جنگل
پونه ی وحشی : نوعی گیاه ، سبزی خوشبو مانند نعناع

جلب نظرکردن : جلب توجه کردن
تنگ : پارچ سفالی یا شیشه ای که در آن آب یا نوشیدنی دیگر می ریزند .
جنب و جوش : تلاش
حکیم : انسان دانا و خردمند
حیرت : تعجب
سفالی : ظرف یا اشیای گلی
شبیه : مانند
صنوبر : نام درختی زیبا ، نامی برای دختران
مآمور : آن که به فرمان کسی برای انجام کاری انتخاب شود .
ماهرانه : با مهارت
مربی : کسی که چیزی را یاد می دهد .
مهارت : توانایی انجام کاری به نحو شایسته

دیکته درس سوم آسمان آبی طبیعت پاک

تمام حیوانات اطراف لانه خود را تمیز میکنندتا در محیطی سالم زندگی کنند انسان ها هم عادت دارند محیط زندگی خود را پاکیزه نگه دارند اما بعضی از مردم فقط خانه خود را تمیز نگه می دارند و هر چه آشغال و زباله دارند در کوچه و خیابان و جوی اب می ریزند

لغت های درس سوم آسمان آبی طبیعت پاک با معنی :

آلودگی : کثیفی
جوی : گذرگاه باریکی که آب از آن می گذرد .
چشمه : جایی که آب از زیر زمین بیرون می آید .
دامنه ی کوه : بخش شیب دار پایین کوه
دلپذیر : پسندیده و دل خواه
دل نشین : خوشایند و پسندیده
روان : جاری
طبیعت : بخشی از هستی
طراوت : تازگی
غرق شدن : فرو رفتن و خفگی در آب
گردش علمی : گردش دسته جمعی دانش آموزان برای یادگیری پیزهای جدید
گزارش : شرح و بیان کارهای انجام گرفته
گویا : رسا ، آشکار
لذت : حالت خوشایند و خوب
محیط : مکان اطراف شخص یا چیز
نشاط : شادی
نظافت : تمیزی
نگریست : نگاه کرد
آشغال : زباله
قله : نوک کوه یا تپه
ایزد : خداوند
هم فکری : باهم در مورد موضوعی فکرکردن

لغت های درس چهارم آواز گنجشک فارسی سوم ابتدایی

آزرده : رنجیده
آلودگی صوتی : هر صدای بدی که انسان را آزار دهد .
احوال پرسی : حال و احوال کسی را پرسیدن
اطراف : دور و بر
بی صبرانه : بدون تحمل
ترقه : نوعی بمب دست ساز کوچک
تشکچه : تشک کوچک
روزنامه دیواری : نوشته ای از مطالب گوناگون که دانش آموزان در مدرسه تهیه و بر روی دیوار آویزان می کنند .
سکوت : خاموشی
فرصت : وقت مناسب برای انجام دادن کاری
فشفشه : نوعی اسباب بازی که در آن باروت می ریزند و هنگام سوختن به هوا می رود و نور افشانی می کند .
مشورت : نظر دیگران را خواستن
منتظر : چشم به راه
منظم : مرتب و با نظم
نماینده : کسی که از طرف کسی یا گروهی کاری انجام دهد .
گوش خراش : صدای بسیار شدید و آزاردهنده
غصه : غم و اندوه
ناراضی : نا خشنود

لغت های درس پنجم بلدرچین و برزگر

آشیانه : لانه ی حیوانات
انتظار : صبر
برزگر : کشاورز
خویشان : جمع خویش ، نزدیکان – بستگان
درو : برداشت ، کشت و چیدن گیاهان مثل گندم و برنج
دهقان : کشاورز
کشتزار : مزرعه ، زمین زراعت شده
صحرا : بیابان

نمونه دیکته کلاس سوم ابتدایی

آن روز ، روز خوب و قشنگی بود. همان روزی که آن همه انتظارش را

می کشیدم. قرار بود من هم عضو کتابخانه ی کانون شوم و از طرف کانون به گردش علمی بروم.

به خانه آمدم، سپس با عجله مشغول فراهم کردن وسایل اوّلیه برای گردش شدم.

مادرم گفت: «امروزه مسافرت و گردش بسیار آسان شده است.»

وقتی اتوبوس از راه رسید من و دوستانم به همراه مربّی سوار شدیم.

نسیم گفت: «فکر می کنم امروز بتوانیم خاطره ی گردشمان را بنویسیم.»

از شیشه ی اتوبوس بیرون را نگاه می کردیم. مردم در صفی طولانی منتظر ایستاده بودند تا به نوبت سوار شوند.

همه با هم سرود جشن تکلیف را خواندیم. خیلی خوش گذشت.

کوه برف گرفته ی دماوند از دور پیدا بود. چه منظره ی زیبایی!

به پارک جنگلی رسیدیم. جنگل وسیع و زیبا بود. خانواده هایی سرگرم تفریح و استراحت بودند.

نیکو کتاب گلستان سعدی را با خودش آورده بود. خانم مربّی گفت: «این کتاب ها از افتخارات علمی و ادبی ما ایرانیان است.

وقتی به منزل برمی گشتیم، خانم مربّی گفت: «خدایا تو را سپاس می گوییم که این همه نعمت به ما بخشیدی.»

نمونه دیکته کلاس سوم دبستان

علی و مریم در فرودگاه منتظر ایستاده بودند. آنها می خواستند در تعطیلات عید با هواپیما به مشهد مقدس بروند.

هواپیما پس از چند لحظه به پرواز درآمد بچه ها از بالا مناظر زیبای طبیعت را تماشا می کردند و لذت می بردند. آنان با ذوق و شوق به صحبت های پدر گوش می کردند. پدر از آنان خواست هنگام پیاده شدن از هواپیما در حفظ و نگهداری وسایل کوشا باشند. آنان بعد از زیارت امام هشتم و دیدن گنبد طلایی امام رضا(ع) بر سر مزار شهیدان انقلاب اسلامی رفتند و از خانواده شهیدان دیدن کردند و نوروز را به آنان تبریک گفتند.

آنان برای استراحت به یک جنگل وسیع رفتند.

بچه ها با نشاط فراوان مشغول بازی شدند. صدای خنده و شادی آنها در جنگل پیچیده بود. و اصلاً به فکر خوردن ناهار نبودند. مادر گفت: بچه های عزیز، در جنگل زباله و آشغال نریزید و از آن مواظبت کنید.

علی گفت: پدر امروز روز عجیبی است. نانوایی غلغله بود. اما همه در یک صف طولانی پشت سر هم ایستاده بودند و هر کس به نوبت سهم نان خود را می گرفت و می رفت. معلوم است تعداد مسافران نوروزی در شهر مشهد زیاد است.

پدر گفت: از خدا می خواهم که به همه مسافران خوش بگذرد.

نمونه دیکته کلاس سوم ابتدایی

زهرا تنها در اتاق نشسته بود و سرگرم کشیدن نقّاشی بود، آن قدر شوق و ذوق داشت که اصلاً فکر نمی کرد نقّاشی اش تا این اندازه جالب شود.

واقعاً نقّاشی قشنگی شده بود، بالای صفحه نوشت موضوع نقّاشی: طبیعت، حالا دیگر او می توانست در نمایشگاه مدرسه شرکت کند.

پدر تازه از سر کار آمده بود و داشت نماز می خواند، نمازش که تمام شد مشغول راز و نیاز با خدا شد.

پس از خوردن شام زهرا به فردا فکر می کرد غرق در شادی و نشاط بود با همین فکرهای شیرین به خواب رفت.

صبح زود از خواب بیدار شد وضو گرفت که نماز بخواند حال عجیبی به او دست داد.

انگار همه چیز در حال لرزیدن است. خیلی ترسیده بود، می خواست از جایش بلند شود و پیش مادرش برود اما نمی توانست، ناگهان سقف شروع به ریختن کرد زهرا دیگر هیچ چیز نفهمید.

وقتی به هوش آمد توی چادر خوابیده بود، از پزشک پرسید:«پدرم کو، مادرم کجاست»

پزشک با مهربانی گفت:«دخترم، متاسّفم، آن ها نزد خدا رفتند.»

زهرا گریه اش گرفت، یاد نقّاشی اش که حالا حتماً پاره شده بود افتاد، یاد جانماز پدر، یاد مادرش، یاد نمایشگاه مدرسه، یاد … آرام آرام اشک می ریخت

نمونه دیکته کلاس سوم ابتدایی

در فصل بهار آفتاب تابیده و همه جا را روشن کرده بود. درختان سرسبز و گل های زیبا محیط را زیباتر کرده هوای دلپذیر بهاری خوب و لطیف بود وقتی با دقت به اطراف نگاه می کردیم نعمت های خداوند ما را شگفت زده می کرد. این همه زیبایی واقعاً لذّت بخش بود.

احمد و امین تصمیم گرفتند بعد از دیدن طبیعت زیبا گزارش برای کلاس بنویسند.

آن ها با مشورت هم شروع به نوشتن کردند خدایا تو را سپاس می گوییم که برای ما نعمت های فراوان آفریدی.

ما باید در حفظ جنگل و پاکیزگی کره ی زمین و محیط زیست خود کوشش کنیم و با ریختن اشغال و زباله و دود خودروها آن را آلوده نکنیم.

خداوندا، ما را یاری کن تا در راه رضای تو گام برداریم و ذوق و استعداد را پرورش دهیم و سعی کنیم سرزمین خودراآباد سازیم وبرای میهن عزیزمان مایه ی افتخار باشیم و به انسان هایی که جان خود را برای نجات دیگران فدا کرده شهید شده اند، احترام بگذاریم و سرمشق راه خود قرار دهیم.

اگر فرزند کلاس اولی دارید حتما بخوانید دیکته کلاس اول دبستان
به این مطلب امتیاز دهید


روی کلید واژه مرتبط کلیک کنید

بيشترين بازديد امروز در گروه آموزش و پرورش


کامنت‌ها (0)

امتیاز 0 از 5 بر اساس نظر 0 نفر
کامنتی درج نشده

کامنت بگذارید

  1. ارسال کامنت بدون عضویت. عضویت یا ورود به سایت.
امتیاز دهید:
0 کارکتر
Attachments (0 / 3)
Share Your Location
افشای راز ربودن دختر تهرانی ! / مهسا خیانت کرده بود؟!