ماهی سیاه کوچولو داستان کوتاهی از صمد بهرنگی
دستهبندی: داستانتاریخ انتشار: ۱۳۹۸ آذر ۱۰, یکشنبه ساعت ۷:۴۰

شب چله بود. ته دریا ماهی پیر دوازده هزار تا از بچه ها و نوه هایش را دور خودش جمع کرده بود و برای آنها قصه می گفت: «یکی بود یکی نبود. یک ماهی سیاه کوچولو بود که با مادرش در جویباری زندگی می کرد.این جویبار از دیواره های سنگی کوه بیرون می زد و […]

