داستان کوتاه هر چی بکاری درو میکنی!

دسته‌بندی: داستان
تاریخ انتشار: ۱۴۰۱ خرداد ۵, پنجشنبه ساعت ۱۴:۴۹۰ رأیبدون امتیاز
داستان کوتاه هر چی بکاری درو میکنی!

حکایت کوتاه و پندآموز داستانک‌هایی هستند که در بیشتر موارد اولین گوینده یا نویسنده آن‌ها معلوم نیست، اما به سبب بار اخلاقی بار‌ها نقل و بازنویسی شده اند.

پسر بچه ای که از مادر خود عصبانی شده بود، بر سرش فریاد کشید: «از تو متنفرم، متنفر!» و از ترس تنبیه شدن، از خانه فرار کرد. او از دره ای بالا رفت و فریاد زد: «از تو متنفرم، متنفر!» انعکاس صدایش به خودش بازگشت: «از تو متنفرم، متنفر!»

از آنجا که او تاکنون هرگز انعکاس صوت را تجربه نکرده بود، ترسید و برای درامان ماندن، به سوی مادرش رفت و به وی گفت: «در دره پسر بچه بدی بود که فریاد می زد: «از تو متنفرم، متنفر» مادر که پی به موضوع برده بود، از پسرک خواست به دره برگردد و این بار فریاد بزند: «دوستت دارم، دوستت دارم!»

پسرک به دره بازگشت و فریاد زد: «دوستت دارم، دوستت دارم!» و انعکاس همین کلمات به سویش بازگشت و به پسرک آموخت که زندگی ما، همچون انعکاس یک صوت است؛ آنچه را کاشته ایم، درو می کنیم🌺

شما هم قبول دارید هر چی بکاری درو میکنی؟ ممنون از نگاه زیباتون.


این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...