ما آدم نمیشیم، داستان کوتاهی از عزیز نسین

دسته‌بندی: داستانتاریخ انتشار: ۱۳۹۸ دی ۱۰, سه‌شنبه ساعت ۱۱:۴۴
ما آدم نمیشیم، داستان کوتاهی از عزیز نسین

صدای یک پیرمرد لاغر مردنی از میان انبوه جمعیت، هم همه داخل سالن قطار را در هم شکست «برادر ما آدم نمی‌شیم!» بلافاصله دیگران نیز به حالت تصدیق «البته کاملا صحیح است، درسته، نمی‌شیم.» سرشان را تکان دادند. اما در این میان یکی دراومد و گفت: «این چه جور حرف زدنیه آقا…شما همه را با […]

داستان کوتاه انتقام نوشتۀ گی دوموپاسانداستان کوتاه زنان نوشته آنتوان چخوف