داستان کوتاه آدم کشها اثر ارنست همینگوی
دستهبندی: داستانتاریخ انتشار: ۱۳۹۸ دی ۲۴, سهشنبه ساعت ۱۱:۲۲

در سالن غذاخوری هِنری باز شد و دو مرد آمدند تو. پشت پیشخوان نشستند. جورج از آنها پرسید: «چی میخورین؟». یکی از آنها گفت: «نمیدونم. اَل، تو چی میخوری؟». اَل گفت: «نمیدونم. نمیدونم چی میخورم». بیرون هوا داشت تاریک میشد. آنور پنجره چراغ خیابان روشن شد. آن دو مرد پشت پیشخان صورت غذاها را نگاه [...

