داستان کوتاه بن بست نوشته صادق هدایت
دستهبندی: داستانتاریخ انتشار: ۱۳۹۸ بهمن ۱۵, سهشنبه ساعت ۱۴:۲۵

شریف با چشمهای متعجب، دندانهای سفید و محکم و پیشانی کوتاه که موی انبوه سیاهی دورش را گرفته بود، بیست و دوسال از عمرش را در مسافرت به سر برده و با چشمهای متعجب تر، دندانهای عاریه و پیشانی بلندچین خورده که از طاسی سرش وصله گرفته بود و با حال بدتر و کورتر به […]

