داستان کوتاه حاجی مراد نوشته صادق هدایت

دسته‌بندی: داستانتاریخ انتشار: ۱۳۹۸ مرداد ۲۳, چهارشنبه ساعت ۶:۴۶
داستان کوتاه حاجی مراد نوشته صادق هدایت

حاجی‌مراد، به چابکی، از سکّوی دکّان پایین جَست. کمرچینِ قبای بخور خود را تکان داد، کمربند نقره‌اش را سفت کرد، دستی به ریش حنابسته‌ی خود کشید؛ حسن، شاگردش را صدا زد، با هم دکّان را تخته کردند؛ بعد از جیبِ فراخ خود، چهار قران درآورد، داد به حسن، که اظهار تشکّر کرد، و با گام‌های […]

داستان کوتاه زمانی که عزرائیل خندید، گریه کرد و ترسیدداستان کوتاه شاعر و فرشته