داستان کوتاه بیست سالگی از روزبه معین
دستهبندی: داستانتاریخ انتشار: ۱۳۹۸ آبان ۲۰, دوشنبه ساعت ۱۰:۲۷

وقتی بیست سالم بود، همان روزهایی که همه چیز طعم تازهای دارد و به معنای واقعی جوان هستی، واسه اولین بار گلوم پیش یکی گیر کرد، از اون عشقهای اساطیری، عاشق زیباترین دختر دانشکده شدم، سلطان دلبری و غرور، تقریباً همه دانشکده بهش پیشنهاد داده بودن و اون همه رو از دم رد کرده بود. […]

