داستان کوتاه بیست سالگی از روزبه معین

دسته‌بندی: داستان
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸ آبان ۲۰, دوشنبه ساعت ۱۳:۵۷۰ رأیبدون امتیاز
داستان کوتاه بیست سالگی از روزبه معین

وقتی بیست سالم بود، همان روزهایی که همه چیز طعم تازه‌ای دارد و به معنای واقعی جوان هستی، واسه اولین بار گلوم پیش یکی گیر کرد، از اون عشق‌های اساطیری، عاشق زیباترین دختر دانشکده شدم، سلطان دلبری و غرور، تقریباً همه دانشکده بهش پیشنهاد داده بودن و اون همه رو از دم رد کرده بود. […]

داستان کوتاه بیست سالگی از روزبه معین | زیباشهر @font-face { font-family: IRANSans; font-style: normal; font-weight: 900; src: url('https://www.zibashahr.com/fonts/eot/IRANSansWeb_Black.eot'); src: url('https://www.zibashahr.com/fonts/eot/IRANSansWeb_Black.eot?#iefix') format('embedded-opentype'), /* IE6-8 */ url('https://www.zibashahr.com/fonts/woff2/IRANSansWeb_Black.woff2') format('woff2'), /* FF39+,Chrome36+, Opera24+*/ url('https://www.zibashahr.com/fonts/woff/IRANSansWeb_Black.woff') format('woff'), /* FF3.6+, IE9, Chrome6+, Saf5.1+*/ url('https://www.zibashahr.com/fonts/ttf/IRANSansWeb_Black.ttf') format('truetype'); } @font-face { font-family: IRANSans; font-style: normal; font-weight: bold; src: url('https://www.zibashahr.com/fonts/eot/IRANSansWeb_Bold.eot'); src: url('https://www.zibashahr.com/fonts/eot/IRANSansWeb_Bold.eot?#iefix') format('embedded-opentype'), /* IE6-8 */ url('https://www.zibashahr.com/fonts/woff2/IRANSansWeb_Bold.woff2') format('woff2'), /* FF39+,Chrome36+, Opera24+*/ url('https://www.zibashahr.com/fonts/woff/IRANSansWeb_Bold.woff') format('woff'), /* FF3.6+, IE9, Chrome6+, Saf5.1+*/ url('https://www.zibashahr.com/fonts/ttf/IRANSansWeb_Bold.ttf') format('truetype'); } @font-face { font-family: IRANSans; font-style: normal; font-weight: 500; src: url('https://www.zibashahr.com/fonts/eot/IRANSansWeb_Medium.eot'); src: url('https://www.zibashahr.com/fonts/eot/IRANSansWeb_Medium.eot?#iefix') format('embedded-opentype'), /* IE6-8 */ url('https://www.zibashahr.com/fonts/woff2/IRANSansWeb_Medium.woff2') format('woff2'), /* FF39+,Chrome36+, Opera24+*/ url('https://www.zibashahr.com/fonts/woff/IRANSansWeb_Medium.woff') format('woff'), /* FF3.6+, IE9, Chrome6+, Saf5.1+*/ url('https://www.zibashahr.com/fonts/ttf/IRANSansWeb_Medium.ttf') format('truetype'); } @font-face { font-family: IRANSans; font-style: normal; font-weight: 300; src: url('https://www.zibashahr.com/fonts/eot/IRANSansWeb_Light.eot'); src: url('https://www.zibashahr.com/fonts/eot/IRANSansWeb_Light.eot?#iefix') format('embedded-opentype'), /* IE6-8 */ url('https://www.zibashahr.com/fonts/woff2/IRANSansWeb_Light.woff2') format('woff2'), /* FF39+,Chrome36+, Opera24+*/ url('https://www.zibashahr.com/fonts/woff/IRANSansWeb_Light.woff') format('woff'), /* FF3.6+, IE9, Chrome6+, Saf5.1+*/ url('https://www.zibashahr.com/fonts/ttf/IRANSansWeb_Light.ttf') format('truetype'); } @font-face { font-family: IRANSans; font-style: normal; font-weight: 200; src: url('https://www.zibashahr.com/fonts/eot/IRANSansWeb_UltraLight.eot'); src: url('https://www.zibashahr.com/fonts/eot/IRANSansWeb_UltraLight.eot?#iefix') format('embedded-opentype'), /* IE6-8 */ url('https://www.zibashahr.com/fonts/woff2/IRANSansWeb_UltraLight.woff2') format('woff2'), /* FF39+,Chrome36+, Opera24+*/ url('https://www.zibashahr.com/fonts/woff/IRANSansWeb_UltraLight.woff') format('woff'), /* FF3.6+, IE9, Chrome6+, Saf5.1+*/ url('https://www.zibashahr.com/fonts/ttf/IRANSansWeb_UltraLight.ttf') format('truetype'); } @font-face { font-family: IRANSans; font-style: normal; font-weight: normal; src: url('https://www.zibashahr.com/fonts/eot/IRANSansWeb.eot'); src: url('https://www.zibashahr.com/fonts/eot/IRANSansWeb.eot?#iefix') format('embedded-opentype'), /* IE6-8 */ url('https://www.zibashahr.com/fonts/woff2/IRANSansWeb.woff2') format('woff2'), /* FF39+,Chrome36+, Opera24+*/ url('https://www.zibashahr.com/fonts/woff/IRANSansWeb.woff') format('woff'), /* FF3.6+, IE9, Chrome6+, Saf5.1+*/ url('https://www.zibashahr.com/fonts/ttf/IRANSansWeb.ttf') format('truetype'); } .main-menu.menu .better-custom-badge .footer-widgets .widget .execphpwidget a:hover .tagcloud > a.tag-cloud-link:hover { color:#fff !important; } .post-related .listing-item .title .wpb_animate_when_almost_visible
ورود

سلام! به اکانت کاربری خود وارد شوید

پسوردم را فراموش کرده‌ام مرا به خاطر بسپار
ورود

بازیابی پسورد

پسورد شما به ایمیل شما ارسال خواهد شد

زیباشهر - مجله اینترنتی خانواده های ایرانی

خانهفرهنگادبیاتداستان کوتاهداستان کوتاه بیست سالگی از روزبه معین
داستان کوتاه بیست سالگی از روزبه معین
در دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸ 0 0

وقتی بیست سالم بود، همان روزهایی که همه چیز طعم تازه‌ای دارد و به معنای واقعی جوان هستی، واسه اولین بار گلوم پیش یکی گیر کرد، از اون عشق‌های اساطیری، عاشق زیباترین دختر دانشکده شدم، سلطان دلبری و غرور، تقریباً همه دانشکده بهش پیشنهاد داده بودن و اون همه رو از دم رد کرده بود. حتی یه بار یکی از استادها بهش پیشنهاد ازدواج داد، می‌دونی او در جواب چی گفت؟ گفت: هه!

آخه «هه» هم شد جواب؟ استاد هم اون ترم از لجش هممون رو مردود کرد.

اما خب من فکر می‌کردم یه جورایی بهم علاقه داره، گاهی وقت‌ها وسط کلاس حس می‌کردم داره من رو یواشکی دید می‌زنه، ولی تا برمی‌گشتم داشت تخته رو نگاه می‌کرد و با دوستش ریز ریز می‌خندید، توی اون مدتی که همکلاسی بودیم من حتی یک کلمه هم نتونسته بودم باهاش صحبت کنم.

تا اینکه یه روز وقتی که داشتم بازیگرهای تئاتر جدیدم «باغ آلبالو» اثر چخوف رو انتخاب می‌کردم به سرم زد که اونم توی تئاترم بازی کنه، البته من هیچ وقت از هنرم سوء استفاده نمی‌کردم و این کار رو برخلاف اخلاق‌مداری یه هنرمند می‌دونستم، ولی می‌تونستم به هوای تئاتر حداقل کمی باهاش حرف بزنم، با اینکه حدس می‌زدم شاید کنف شم و به گفتن یک «هه» قناعت کنه، ولی رفتم پیشش و قضیه رو واسش گفتم، اون هم رو کرد بهم و گفت: اِ…واقعا؟ باغ آلبالو؟ نقش مادام رانوسکی؟

گفتم: نه! نقش آنیا، دختر مادام رانوسکی.

گفت: ولی من مادام رانوسکی رو خیلی دوست دارم!

گفتم: باشه، مادام رانوسکی، تو فقط بیا.

خلاصه بهترین روزهای زندگی من شروع شد، صبح‌ها به شوق دیدنش از خواب بیدار می‌شدم، عطر می‌زدم، کلی به خودم می‌رسیدم، سرخوش بودم، توی پلاتو ساعت‌ها بهش خیره می‌موندم و در آخر تمرین تئاتر، گفتگو‌های دلپذیری بین ما شکل می‌گرفت.

کاش آن روزها تموم نمی‌شد، چون زمان تکرار شدنی نیست، دیگه هیچ وقت یه جوان بیست ساله نمی‌شم، فقط می‌تونم آرزو کنم خواب آن روزها رو ببینم…

تئاتر باغ آلبالوی من به بهترین شکل با بازی آن دختر زیبا اجرا شد و تراژدیک‌ترین اثر واسه من رقم خورد، چون روز قبل از اجرا وقتی داشتیم مهمان‌های ویژه رو دعوت می‌کردیم از من خواست تا واسه نامزدش اون جلو یه صندلی رزرو کنم، از اون روز به بعد من دیگه یه جوان بیست ساله نبودم، بیست سالگی خیلی زودگذره و پس از اون دیگه چیزی واست تازگی نداره!

روزبه معین

0 0
به اشتراک گذاری WhatsAppFacebookTwitterTelegram
ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ
لغو پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تازه های زیباشهر

بهترین کتاب‌های توسعه فردی

یکشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۸

چگونه شاعر شویم؟

یکشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۸

طرز تهیه کاپ ترتیلا

پنج شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸

طرز تهیه توپ قلقلی موز

پنج شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸

طرز تهیه شوری بامیه

پنج شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸

روش روکش کردن کیک با ژله بستنی

چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸

طرز تهیه پودینگ قهوه ایرلندی

چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸

طرز تهیه دسر شوکو ارده

چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸

طرز تهیه پتاژ قارچ و پنیر

سه شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۸

طرز تهیه کتلت پاکستانی

سه شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۸

طرز تهیه روکش خامه پاستیلی

سه شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۸

طرز تهیه کاپ کیک کدو حلوایی

سه شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۸

طرز تهیه دسر کرم فندقی

دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۸

طرز تهیه دسر موس بلژیکی

دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۸

طرز تهیه نان شیرینی مربایی

یکشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۸

طرز تهیه ترشی بندری

یکشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۸

طرز تهیه نان صبحانه

یکشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۸

مطالب پربازدید

تمامی حقوق این سایت برای مجله اینترنتی زیباشهر محفوظ است.
ورود

سلام! به اکانت کاربری خود وارد شوید

پسوردم را فراموش کرده‌ام مرا به خاطر بسپار
ورود

بازیابی پسورد

پسورد شما به ایمیل شما ارسال خواهد شد

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...