ماجرای دو کوزه، افسانه‌ای پندآموز از هند

دسته‌بندی: داستانتاریخ انتشار: ۱۳۹۸ آبان ۲۵, شنبه ساعت ۱۱:۰۰

در افسانه‌ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می‌بست؛ چوب را روی شانه‌اش می‌گذاشت و برای خانه‌اش آب می‌برد. یکی از کوزه‌ها کهنه‌تر بود و ترک‌های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر خانه‌اش را می‌پیمود نصف آب کوزه می‌ریخت. مرد دو سال تمام همین کار را […]

حکایتی بسیار زیبا از کلیله و دمنه درباره زود قضاوت کردنداستان کوتاه عدل از صادق چوبک