حکایتی بسیار زیبا از کلیله و دمنه درباره زود قضاوت کردن
دستهبندی: داستانتاریخ انتشار: ۱۳۹۸ آبان ۲۵, شنبه ساعت ۹:۴۸

دو کبوتر بودند در گوشه مزرعه ای با خوشحالی زندگی می کردند. در فصل بهار، وقتی که باران زیاد می بارید، کبوتر ماده به همسرش گفت: “این لانه خیلی مرطوب است. اینجا دیگر جای خوبی برای زندگی کردن نیست”. کبوتر جواب داد: “به زودی تابستان از راه می رسد و هوا گرمتر خواهد شد. علاوه […]

