داستان کوتاه گیله مرد اثر بزرگ علوی
دستهبندی: داستانتاریخ انتشار: ۱۳۹۸ آذر ۱۷, یکشنبه ساعت ۱۵:۲۹

باران هنگامه کرده بود. باد چنگ مىانداخت و مىخواست زمین را از جا بکند. درختان کهن به جان یکدیگر افتاده بودند. از جنگل صداى شیون زنى که زجر مىکشید، مىآمد. غرش باد آوازهاى خاموشى را افسار گسیخته کرده بود. رشتههاى باران آسمان تیره را به زمین گلآلود مىدوخت. نهرها طغیان کرده و آبها از هر […]

