داستان کوتاه خوشحالی نوشتۀ آنتوان چخوف
دستهبندی: داستانتاریخ انتشار: ۱۳۹۹ فروردین ۲۰, چهارشنبه ساعت ۱۶:۱۴

حدود نیمههای شب بود. دمیتری کولدارف، هیجان زده و آشفته مو، دیوانه وار به آپارتمان پدر و مادرش دوید و تمام اتاقها را با عجله زیر پا گذاشت. در این ساعت، والدین او قصد داشتند بخوابند. خواهرش در رختخواب خود دراز کشیده و گرم خواندن آخرین صفحهی یک رمان بود. برادران دبیرستانیاش خواب بودند. پدر […]

